مقطع حساس‌کنونی

حکایت عبرت‌آمیز دکتر و نسخه‌های آ5

در شهری از شهرهای خارج از کشور، دکتر روان‌شناسی بود که آوازه‌اش در شهر پیچیده بود. او به درمان‌های دارویی اعتقاد چندانی نداشت و کاغذ آپنجی را که در اختیارش بود نصف کرده بود و به‌تنهایی سرانه مصرف دارو در کشور را به میزان معتنابهی پایین کشیده بود. او همواره تلاش می‌کرد مشکلات روحی و حتی جسمی مردم شهر را با روش‌های ابداعی، خلاقانه، فرهنگی و هنری درمان کند و در کار خود نیز موفق بود.
کد خبر: ۱۱۶۳۵۵۵

روزی شخصی به مطب او آمد که از نظر روحی بشدت داغان بود و اوضاع جسمیاش نیز تعریفی نداشت. بیمار پس از سلام و احوالپرسی و پرداخت حق ویزیت دکتر قاضیزاده هاشمی، به دکتر گفت بسیار خسته و افسرده و بیانگیزه و کرخت است و هیچ تدبیر و امیدی به آینده خود و مملکت و جهان ندارد. دکتر پس از صحبتهای امیدوارانه و انگیزشی بسیار به او گفت: در همین خیابانی که مطب من در آن است، برنامهای موجود است که در آن یک کمدین خندهدار برنامههای استندآپ بسیار شاد و جالبی اجرا میکند. من بیمارانی را که خیلی وخیمند به آنجا ارجاع میدهم و آنها همواره درمان شدهاند.

بیمار در جواب گفت: آقای دکتر، من همان کمدینی هستم که آنجا استندآپ اجرا میکنم. دکتر گفت: اوه. خب پس هیچی. دفترچهات را بده تا برایت یک مشما قرص بنویسم و خاموش شد.

امید مهدینژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها