در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، عصر چهارم اردیبهشت 91 دختر 26 سالهای به نام تینا که دانشجوی پزشکی بود در خیابان هشتم گاندی کشته شد و پلیس با تحقیقات گسترده یک پسر 21ساله به نام دارا که چند سابقه کیفری در پروندهاش داشت ردیابی و بازداشت کرد. وی در باز جوییها ادعا کرد چون تینا راننده ماهری نبود از من خواست خودرویش را کنار خیابان پارک کنم. اما در این میان ناخواسته زیر چرخهای خودرو رفت و جان سپرد. اما پدر تینا این ادعا را رد کرد و گفت دخترش دانشجوی پزشکی بوده، به سه زبان خارجی تسلط داشته و دو اختراعش ثبت شده بود.
در حالی که انتشار این خبر در روزنامهها سر و صدای زیادی به پا کرده بود دارا در شعبه 71 دادگاه کیفری سابق استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و گفت:وقتی دختر دانشجو برای پارک کردن خودرو از من کمک خواست به فکر سرقت افتادم. پشت فرمان نشستم و دنده عقب رفتم اما متوجه شدم ماشین به چیزی برخورد کرد ولی فکر نمیکردم دختر جوان را زیر گرفته باشم.
در آن جلسه دارا با حکم قضایی به قصاص، سه سال زندان، 174 ضربه شلاق و رد مال محکوم شد. این حکم در شعبه 15 دیوان عالی کشور مهر تایید خورده بود که وی توانست رضایت اولیای دم را جلب کند و به زندگی برگردد.
به این ترتیب دیروز از جنبه عمومی جرم در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محسن زالی بوئینی و با حضور یک قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد و در تشریح جزئیات ماجرا گفت: شیشه مصرف کرده و چند شبانهروز نخوابیده بودم. حال طبیعی نداشتم که به خیابان گاندی رفتم. همان موقع یک پژو نقرهای وارد کوچه شد. راننده پژو که یک دختر جوان بود میخواست خودرویش را پارک کند اما گلگیر پژو به چراغ پراید جلویی خورد. دختر جوان، در پژو را بازکرد و از من کمک خواست، میگفت کلاسش دیر شده است. وقتی پشت فرمان نشستم صاحب پژو پشت ماشین ایستاده بود.راه فرار از انتهای کوچه برایم باز بود به همین خاطر به فکر سرقت افتادم و دنده عقب گرفتم. در آن بین، چیزی به پژو نقرهای خورد اما نمیدانستم صاحب ماشین را زیرگرفتهام. هنگام فرار از خیابان گاندی چند کارگر ساختمانی که شاهد ماجرا بودند دنبال من دویدند. حتی یکی از آنان با لگد به پژو زد اما هرطور بود فرار کردم .
وی در حالی که سرش را پایین انداخته بود گفت: من فرزند طلاقم و زندگی نابسامانی داشتم. به همین خاطر هم به دام شیشه افتادم. ولی در مدت شش سالی که در زندان هستم متوجه اشتباههای زندگیام شدهام. در زندان قرآن را فراگرفتهام و در کلاسهای منبت کاری شرکت کردهام. حالا حرفهای دارم که میتوانم بعد از آزادی بدون اینکه به سمت خلاف بروم زندگی آبرومندانهای داشته باشم.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: