در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکجورایی با اراده و در عینحال تسلیم سرنوشت است، شاید به این دلیل که باور دارد، خدا برای او بد نمیخواهد و همه آرزوهایش را برآورده میکند. وقتی حرف جایزه خرسنقرهای برلین را پیش میکشم، میخندد. باید هم خوشحال باشد، تنها بازیگر ایرانی است که این جایزه را برای بازی در فیلم «آواز گنجشکها» ساخته مجید مجیدی از آن خود کرده و هنوز هم یادم هست وقتی عکسش را روی بیلبوردهای بزرگ شهر میدیدم که خرس نقرهای را در دست گرفته با خودم میگفتم، خدا به هرکس بخواهد عزت میدهد! حالا به ناجی میگویم، جایزهای را به خانه بردهاید که خیلی از بازیگران مدعی و تحصیلکرده و آنها که در فیلمهای بسیار مطرحی بازی کردهاند، آرزو دارند، آن را دریافت کنند ... حرف را قطع میکند و میگوید: تحصیلات خوبه ... اما کاربلدی ربطی به تحصیلات ندارد. من بلدم بازی کنم و نقش پدر در فیلم آواز گنجشکها را آنقدر خوب بازی کردم که برای آن چهار جایزه بینالمللی گرفتم که یکی از آنها جایزه برلین است.
میگویند موفقیت از آن کسانی است که در ذهن و درون خود برنده باشند و ناجی بدون اینکه تحصیلات دانشگاهی داشته باشد یا کلاسها و سمینارهای موفقیت رفته باشد یا راهنمای خاصی داشته باشد، در ذهنش نقشه برنده شدن را طراحی کرده است، شاید به همین دلیل است وقتی از او میپرسم از کدام کارگردان بیشتر آموختی؟ و منتظر بودم بگوید، مجید مجیدی اما او گفت: من قبل از این که وارد دنیای حرفهای بازیگری شوم 40 سال در تئاترهای تبریز فعالیت داشتم و میدانستم روزی بازیگر مطرحی خواهم شد. از هر کارگردانی بنا به مقتضیات فیلم و نقش چیزهایی آموختهام اما بیشتر از همه از درونیات خودم یاد گرفتهام. زندهیاد ایرج کریمی را خیلی دوست داشتم. در فیلم باغهای کندلوس برایش بازی کردم، خیلی کارگردان کاربلدی بود، خیلی باسواد بود و میدانست سینما و بازیگری چیست و چگونه باید فیلم بسازد و از بازیگر، بازی بگیرد...
مجید مجیدی، یکی از بهترین کارگردانان سینمای ایران است که چند تا از فیلمهای مطرح تاریخ سینمای ایران را در کارنامه خود دارد.خیلیها بر این باورند که مجیدی باعث شده ناجی بازیگر شود اما خود ناجی میگوید: آقای مجیدی مرا کشف کرد ... اما اگر چیزی درون من نبود که او نمیتوانست کشفش کند! بازیگری درونم بود و آقای مجیدی باعث شد که بتوانم استعدادها و توانمندیهایم را نشان بدهم.
بازیگرانی هستند که تلاش میکنند لهجه خود را بروز ندهند تا بتوانند در نقشهای متفاوتی بازی کرده و در یک نقش کلیشه نشوند.هستند کسانی که به اصطلاح خود را روی فرم نگه میدارند که بتوانند پرکار باشند و نظر کارگردانان را به خود جلب کنند. اما رضا ناجی خود خودش است، در زندگی واقعی ادا در نمیآورد، درست زندگی میکند و نقشهای خوبی را هم تصاحب میکند. لهجه دارد و سالهاست در ظاهرش تفاوتی به وجود نیامده است اما طبق همان قانون برنده بازی کردن، همیشه برنده است. در روزهایی که خیلی از بازیگران از بیکاری یا کمکاری شاکیاند، ناجی امسال در دو فیلم بازی کرده؛ یکی تولید مشترک ایران و باکو بوده و در کشور آذربایجان ساخته شده و کارگردانش هم آذری است و چند روز قبل هم بازی در فیلم آپاچی به کارگردانی آرش معیریان را تمام کرده است. وقتی به او میگویم پس بازیگر بینالمللی هم شدهاید و در فیلمهای خارجی هم بازی میکنید آن هم در شرایطی که برخی از بازیگران اصلا امکان بازی ندارند، میخندد و میگوید: تولید مشترک ایران و آذربایجان است و فیلم خوبی است. در فیلم آپاچی هم حدود 17 سکانس بازی کردهام. آپاچی کمدی است و به نظرم مردم دوستش خواهند داشت. کار کم شده و گاهی در یک فیلم مثلا در چهار، پنج سکانس بازی دارم اما باز هم خدا را شکر. اما این را هم بگویم که هر نقشی را قبول نمیکنم. باید نقش را دوست داشته باشم و کارگردانش هم مطرح باشد و بدانم نتیجه کار خوب میشود.
رضا ناجی، متولد و بزرگ شده تبریز است و در استخدام ارتش بوده و هر زمان که میخواسته در فیلم یا سریالی بازی کند، مرخصی میگرفته، میگوید: میدانید ضوابط ارتش خیلی سخت است و من تا زمانی که بازنشسته نشده بودم واقعا دستم بسته بود و نمیتوانستم در همه آثاری که بهم پیشنهاد میشد بازی کنم. تا 9 سال قبل در تبریز ساکن بودم و برای بازی در نقشهای پیشنهادی به تهران میآمدم اما بعد تصمیم گرفتم با خانوادهام به تهران نقل مکان کنم اما آنقدر تبریز را دوست دارم که پیششماره خط همراه و پلاک ماشینم هنوز به نام تبریز است....
در بیش از 50 فیلم سینمایی بازی کرده که در میان آنها فیلمهای موفقی مانند بچههای آسمان، آواز گنجشکها، باران، تولد یک پروانه، باد در علفزار میپیچد، باغهای کندلوس، پای پیاده و ... دیده میشود. در سریالهای و فیلمهای تلویزیونی زیادی هم بازی کرده است. میگوید: خدا خیلی به من لطف داشته و دارد. مردم دوستم دارند و این بهترین هدیه خداوند است. بازیگری را تا زمانی که بهم نقش پیشنهاد بدهند و مردم مرا بخواهند ادامه خواهم داد. رویایم بازیگری بود و به همه آرزوهایم رسیدهام یا خواهم رسید. مخلص خدا هستم و میدانم هوایم را دارد.
طاهره آشیانی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: