در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ساعت 8 شامگاه بیست و هشتم مهر93 سروان محمد جلالی کاشانی از ماموران کلانتری مرزداران هنگام گشتزنی در حاشیه و فضای سبز بزرگراه حکیم مورد هدف گلوله یک فروشنده مواد مخدر قرار گرفت و به شهادت رسید. پلیس با تکمیل تحقیقات یک فروشنده مواد مخدر به نام موسی را به عنوان عامل جنایت ردیابی و بازداشت کرد. در حالی که اخبار مربوط به دستگیری عامل شهادت مامور پلیس در رسانهها منتشر شده بود دختر جوانی به پلیس آگاهی رفت و گفت: من و نامزدم آن شب در فضای سبز قدم میزدیم که صدای چند گلوله شنیدیم. همان موقع پسر جوان و بلند قامتی را دیدیم که کیسه مشکوکی را بین شمشادها جاساز کرد و یک کلاه نقابدار روی سرش گذاشت و بسرعت محل را ترک کرد. این دختر در مواجهه حضوری از میان چندین متهم موسی را به عنوان عامل شلیک مرگبار معرفی کرد. به این ترتیب موسی پای میز محاکمه ایستاد، اما جرمش را گردن نگرفت. قضات دادگاه وی را به قصاص محکوم کردند، اما این حکم در دیوانعالی کشور تایید نشد.
به این ترتیب موسی دیروز بار دیگر در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی و با حضور یک قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد. در این جلسه پدر و مادر سروان جلالی در جایگاه ویژه ایستادند و برای قاتل پسرشان حکم قصاص خواستند. وقتی متهم پشت تریبون دفاع ایستاد گفت: باور کنید من قاتل نیستم و به هیچکسی شلیک نکردم. پسر داییام روزانه به من پول میداد تا در پاتوق معتادان کشیک بدهم و مراقب اوضاع باشم. قبول دارم آن شب آنجا حضور داشتم ولی مامور پلیس را ندیدم. دختر جوانی که به عنوان شاهد به پلیس آگاهی آمد و در مواجهه حضوری مرا شناسایی کرد اشتباه کرده است. او بشدت تحت تاثیر این ماجرا قرار گرفته بود و به همین خاطر چهره قاتل اصلی را به خاطر نداشت. از دادگاه تقاضا دارم تا این شاهد بار دیگر به دادگاه احضار شود و مقابل خودم مرا به عنوان عامل شلیک معرفی کند.
وی درباره پیامکهای رد و بدل شده بین او و دختر مورد علاقهاش که در آن ماجرای شلیک به یک مامور پلیس را توضیح داده و از او خواسته بود در عوض پول میلیونی برایش یک مخفیگاه امن پیدا کند نیز گفت: من از دختر جوان 200 میلیون تومان طلب داشتم و او پولم را پس نمیداد. وقتی از مواد فروشان شنیدم یک مامور پلیس کشته شده است به دروغ به دختر جوان پیامک فرستادم و گفتم من مامور پلیس را کشتهام تا او بترسد و پولم را زودتر پس بدهد. من تحت شکنجه و فشار روانی در پلیس آگاهی به قتل اعتراف کردم.
وی در ادامه ادعا کرد: وقتی بازداشت شدم همسرم 16ساله بود. یکی از ماموران پلیس در آگاهی من را مقابل چشمان همسرم شکنجه داد تا من ناچار به اعتراف شوم. به همین خاطر شلیک به مامور را پذیرفتم و به قتل اعتراف کردم.
با این ادعا مامور پلیس آگاهی برخاست و این ادعا را رد کرد. در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: