قتل هولناک همسر سابق در خانه قدیمی

مرد خشمگین همسر سابقش او را به خانه‌اش کشاند و مقابل چشم پسرش به طرز هولناکی از پا درآورد.
کد خبر: ۱۱۶۱۵۴۱

به گزارش جامجم، ساعت 15 یکشنبه یکی از ماموران کلانتری 128 تهراننو با بازپرس مرادی کشیک قتل دادسرای جنایی تهران تماس گرفت و او را در جریان قتل یک زن در خانه قدیمی خبرداد. او همراه تیم بررسی صحنه جرم و گروهی از ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران در محل جنایت در طبقه دوم خانهای در خیابان صفا در شرق تهران حاضر شدند.

با ورود تیم تحقیق در این خانه آنها با جسد زن 37 سالهای روبهروشدند که با شال زردی که به دور گردنش گره خورده بود، خفه شده و مدت زمان کوتاهی از مرگ او میگذشت. انگشتهای شست پای زن جوان با نخ به هم بسته شده بود.

همچنین ماموران روی سینه زن کشته شده دستنوشتهای را یافتند که روی آن نوشته شده بود، «با کفن سفید بیا، منتظرتم. من تو را دوست داشتم و میخواستم بازگردی. به خاطر اینکه از من جدا شدی و رفتی با مرد دیگری ازدواج کردی؛ حقت است که بمیری.»

جسد با هماهنگی قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد. تحقیقات اولیه نشان میداد مقتول همراه پسر شش سالهاش به خانه شوهر سابقش آمده و اکنون این کودک نزد عمویش است. برادر متهم فراری که در محل جنایت حضور داشت به افسر تحقیق گفت: برادرم تلفنی خبر این جنایت را به من داد. زمانی که به این خانه آمدم، جسد عروس سابقمان را دیدم. همان موقع به پلیس زنگ زدم که ماموران کلانتری آمدند. نمیدانم چرا برادرم او را به قتل رسانده است.

پسر خردسال مقتول که شاهد این جنایت بود هم گفت: بابا به مامانم زنگ زد تا مرا پیش او ببرد. وقتی به خانه رسیدیم، آنها با هم حرف میزدند و من هم به اتاقم رفتم تا بازی کنم. بعد از آن سر و صدا شنیدم. در اتاق که باز شد، بابا آمد پیشم و گفت که مامانم را کشته. مامان روی زمین بود، بابا مرا به خانه عمو برد و رفت.

در تحقیقات بعدی معلوم شد موهای مقتول قبل از مرگ توسط عامل جنایت کوتاه شده بود. همچنین با تحقیق از برادر مقتول وی به افسر تحقیق گفت: داماد سابقمان درتماس با من اطلاع داد که خواهرم را کشته و جسد او در خانهاش است. باورم نمیشد. چند بار با تلفن همراه خواهرم تماس گرفتم که پاسخ نمیداد، به خانه داماد سابقمان رفتم که در آنجا متوجه قتل خواهرم شدم.

با تشکیل پرونده قضایی، برادر متهم به قتل فراری تحت بازجویی قرار گرفت و گفت: برادرم و عروس سابقمان 12 سال قبل با هم ازدواج کرده بودند و ثمره این زندگی پسر ششساله و دختری هشت ساله است. آنها با هم اختلافهایی داشتند تا اینکه دو سال پیش از هم جدا شدند و عروسمان حضانت بچهها را به عهده گرفت. زمانی که برادرم دلش برای بچههایش تنگ میشد، زن سابقش بچهها را نزد او میبرد. شش ماه قبل، عروس سابقمان دوباره ازدواج کرد و زندگی جدیدی راتشکیل داد. بعدازظهر یکشنبه، برادرم پسرش را مقابل خانه ما رها کرد و رفت. بعد با من تماس گرفت و ماجرای قتل را گفت و خواست موضوع را به خواهر یا برادر مقتول اطلاع دهم.

تحقیقات پلیسی برای دستگیری عامل این جنایت ادامه دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها