این هنرمند طناز که برای خودش صاحب سبک در دنیای طنز است، شروع کار بازیگریاش از سال ۵۸ و با تئاتر بود و با بازیگرانی چون رضا ژیان و سیاوش طهمورث همکاری کرده است. بعد از آن یک فیلم سینمایی کار کرد اما بهخاطر مشکلات زیاد این فیلم هیچوقت اکران نشد.
او در طول این سالها انرژی زیادی برای کارش گذاشت تا توانمندیاش را به اثبات برساند و موفق هم شد. شاید در روزهایی که او فقط دو سکانس در سریال سربداران بازی کرد، کسی این تصور را نداشت که او بتواند در سالهای بعدی اینطور بدرخشد، اما او ثابت کرد که کار نشد ندارد.
گرچه لولایی در کارهای جدی هم بازی کرده، اما به گفته خودش مردم علاقهمند هستند او را در کارهای طنز ببینند، به همین دلیل او بهخاطر دل مردم و شاد کردن آنها در سریالهای کمدی بازی میکند؛ حتی گاهی خیلی هم از کار راضی نبوده، اما چون میدانست که مردم دوست دارند، پذیرفت و پا روی علاقه خودش گذاشت. او علاقه مند است که آینده هنرمندان تامین باشد، زیرا تنها حرفه آنها بازیگری است. این هنرمند این روزها مشغول بازی در مینیسریال زندگی شگفتانگیز است به کارگردانی مجتبی چراغعلی و تهیهکنندگی عبدالرضا فیروزان است که به سفارش مرکز سیمافیلم مراحل تولید را پشت سر میگذارد. به همین بهانه با او به گفتوگو نشستیم.
آقای لولایی شما تا به امروز نقشهای متعددی را در آثار کمدی بازی کردید و مردم شما را بهعنوان کمدین سینما و تلویزیون ایران میشناسند. فکرکردن به این مساله چه حسی برایتان به همراه میآورد؟
من فقط برای مردم کار میکنم و باید به مخاطب احترام گذاشت، چون ما با مردم زنده هستیم و گرنه قرار نیست کار کنیم و خودمان با کارمان حال کنیم. باید مردم از تماشای کارمان لذت ببرند. من بهخاطر دل مردم بازی میکنم، حتی گاهی دلم با پروژه نبوده، اما برای شادکردن دل مردم بازی کردم. واقعا به سلایق مردم احترام میگذارم و برایم مهم هستند.
خب این برایتان سخت نیست که شرایط خیلی برایتان دلپذیر نبوده، اما تن به بازی دادید؟
مسلما سخت است، اما بنا به دو دلیل بازی کردم؛ اول به خاطر مردم که دوست دارند من را بیشتر در کارهای طنز ببینند و از طرف دیگر مسائل مالی هم مطرح میشود. باید آینده هنرمندان تامین شود، چون تنها حرفه ما بازیگری است و کار دیگری هم به غیر از بازیگری بلد نیستیم. البته فکر نکنید که این مساله فقط شامل حال بازیگران ایرانی میشود؛ بازیگران هالیوود هم درگیر چنین مسائلی هستند. ممکن است در طول سال ده کار بازی کنند، اما فقط دو یا سه کار خوب باشد و تعدادی متوسط و برخی دیگر هم ضعیف.
پس شما هم خارج از این قاعده نیستید؟
نهتنها من، بلکه این برای هر بازیگری اتفاق میافتد، اما تلاش و انرژیام را برای نقشهایم میگذارم؛ حتی نقشهایی که خیلی دوست هم ندارم و به لحاظ مالی اذیت میشوم، اما باز هم انرژی میگذارم، چون در لحظه کار فقط به مردم فکر میکنم. مردم از مسائل بیخبر هستند و بنابراین حق دارند مرا خوب، با انرژی و کاملا درست در قالب نقش ببینند.
مهمترین دغدغهای که برای مردم دارید، چیست؟
این که در آرامش زندگی کنند.
این روزها مشغول بازی در مینیسریال «زندگی شگفتانگیز است» هستید و در این سریال نقش مسعود، پدر دختری به نام سیمین را بازی میکنید که در شرف ازدواج است. این نقش چه ویژگیهایی داشت که شما را برای بازی وسوسه کرد؟
مسلما آنچه من را جذب کرد ویژگیهای کاراکتر بود. با وجود اینکه نقش پدر دختر محوری نیست و مکمل است، اما حضورش در خانوادهاش پررنگ است و مهمترین ویژگی کاراکتر این است که حرفش در خانواده برو دارد و ضمن اینکه تا حدودی هم احساسی است و به جایش هم جدی است.
البته منظورم این نیست که این پدر خشن است، اما جاهایی جدی برخورد میکند، چون دخترش سیمین (سحر ولدبیگی) را دوست دارد، حتی بهخاطر دخترش گاهی تحمل میکند و چیزی هم نمیگوید. البته نقشهای اصلی این سریال را رضا داوودنژاد و سحر ولدبیگی بازی میکنند. از سوی دیگر با اینکه نقشام محوری نیست، اما در پیشبرد قصه تاثیر دارد، ضمن اینکه مینیسریال است.
آنچه برای من مهم است، اینکه در این سریال خیلی شاد هستم. من در کارهای مختلف کمدی بازی میکنم، اما در برخی پروژهها خیلی راحت نبوده و شاد نیستم، اما در مینیسریال زندگی شگفتانگیز است، خوشحالم. امیدوارم مردم سریال را ببینند، از تماشای آن لذت ببرند و آن را دوست داشته باشند.
کارنامه شما پر از نقشهای مختلف است و همیشه هم سعی میکنید با نقش عجین شوید و کاملا آن را برای خودتان کنید. برایتان سخت نیست که نقشتان در این سریال محوری نیست؟
نه، بههیچوجه، چون نقشم در این مینیسریال به اندازهای است که باید باشد. علاوه بر آن کاراکتر ویژگیهایی دارد که برایم جای کار گذاشته است و بیننده هم به اندازه کافی مرا در این سریال میبیند. البته میشد نقش را با اضافه کردن صحنههایی که خیلی تاثیری در قصه ندارند، زیاد کرد، اما کار از ریتم مناسب خارج میشد.
به نظرم طول نقش به اندازهای است که ریتم خوبی به کار داده و مردم آن را دوست خواهند داشت.
شما تا امروز تجربه نقشهای مختلف را در کارهای کمدی داشتهاید، آیا نقشی بوده که به دلتان مانده باشد و علاقهمند باشید آن را بازی کنید؟
اگر شما این سوال را از هر بازیگری بپرسید، مسلما به شما میگوید که نقشهایی است که دلش میخواهد آن را بازی کند، اما فرصت آن مهیا نشده است. من هم از این قاعده مستثنا نیستم. خیلی دوست دارم نقش یک وکیل کمدی و یک پلیس کمدی را بازی کنم، اما میدانم محدودیتها مانع این اتفاق میشود؛ محدودیت هم از این بابت است که اگر بخواهیم یک پلیس یا وکیل را کمدی بازی کنیم با اعتراض روبهرو
میشویم.
کارنامه شما پر از نقشهای طنز است، دوست ندارید نقش جدی هم بازی کنید؟
من در نمایش خانگی در کاری به نام «شاهزاده و گدا» به کارگردانی عباس مرادیان نقش جدی بازی کردم، اما هنوز این فیلم به بیرون عرضه نشده است، چون عوامل آن قصد دارند پروانه سینمایی آن را بگیرند. یا در فیلم سهبیگانه نقش یک روحانی را بازی کردم. مشکلی ندارم که بخواهم نقش جدی بازی کنم، اما مردم دوست دارند من را در کارهای طنز ببینند تا نقشهای جدی. به همین دلیل به نظر مردم احترام میگذارم و طنز بازی میکنم.
در مجموع اگر قصه خوب باشد و ارزش داشته باشد، حتما نقش جدی هم بازی میکنم، اما همیشه با احتیاط نقش جدی را انتخاب میکنم که خدای ناکرده مردم از من ناراضی نباشند، چون عادت دارند من را در کارهای طنز ببینند.
فاطمه عودباشی
رسانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم