در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیوند سیاستهای رسانهای غرب با جریان اسلامهراسی آنچنان وثیق است که برخی تحلیلگران، «رسانههای جمعی» را منشأ و عامل اصلی اسلامهراسی معاصر میدانند. این ادعا در ظاهر قدری اغراقآمیز بهنظر میرسد، لکن با توجه به نقش مهم رسانهها در بازنمایی رویدادها و شکلدهی افکار عمومی، ادعایی کاملاً پذیرفتنی و محفوف به قرائن و مؤیدات بسیار است.
طی چند دهه اخیر، وسایل ارتباط جمعی اعم از رسانههای مکتوب (روزنامهها و مجلات)، رسانههای صوتی - تصویری (کانالهای رادیو - تلویزیونی و فیلمهای سینمایی) و نیز رسانههای مبتنی بر شبکه جهانی وب (پایگاهها و وبسایتهای اینترنتی و شبکههای اجتماعی)، نقش عمدهای در تحقق و پیشبرد فرآیند اسلامهراسی غرب و بسترسازی اجتماعی برای تصویب و اعمال سیاستهای ضداسلامی و تبعیض و فشار علیه مسلمانان ایفا کردهاند.
نگرانی در مورد وسایل ارتباط جمعی با در نظر گرفتن این نکته شدت مییابد که «برای اکثریت مردم، تنها منبع کسب اطلاعات و اخبار رسانهها هستند». بهطورکلی، دو دسته از مخاطبان بیش از سایرین تحت تأثیر رسانههای جمعی و القائات آنها در خصوص اسلام و مسلمانان قرار دارند:
1) کسانی که هرگز تجربهای مرتبط با دین اسلام و یا ارتباطی شخصی با پیروان آن یعنی مسلمانان نداشتهاند؛ به همین علت، در مناطقی که حضور یک اقلیت قومی، نژادی یا دینی [مانند مسلمانان ساکن غرب] در آنها کمرنگ است، این رسانهها هستند که طرز تلقی و نوع نگرش عامه مردم نسبت به آن اقلیت را تعیین میکنند.
2) افرادی که فاقد شناخت و آگاهی لازم از آموزهها و تعالیم اسلام هستند؛ برای نمونه، در پیمایش مؤسسه افکارسنجی یوگاو (2002) در بریتانیا ۷۴ درصد از شرکتکنندگان اعلام کردند که «هیچ چیز» یا «تقریباً هیچ چیز» از اسلام نمیدانند و در عین حال، 64 درصد آنها رسانهها را بهعنوان منبع اصلی کسب اطلاعات خود معرفی کردند. بنابراین پایش رسانهها و اینکه چه سنخ اطلاعاتی از اسلام عرضه میکنند، بسیار مهم است.
نظرسنجی پیو در سال 2007 نیز بر نقش تعیینکننده رسانهها در شناخت اسلام صحه میگذارد. طبق دادههای این پژوهش که به بررسی «منابع مختلف کسب اطلاعات راجع به اسلام و مسلمانان در ایالات متحده» پرداخته است 32 درصد آمریکاییها «رسانه» را منبع اصلی اطلاعاتی خود معرفی کردند، در حالیکه «تجربه شخصی و تحصیلات» با 18 درصد در رتبه بعدی قرار گرفت. یافتههای پژوهش پیو به همراه مدارک و شواهد تجربی، نشانگر گستره تأثیر و عمق نفوذ رسانهها در شکلدادن به افکار عمومی و ایجاد نگرشها و تعصبات مردم بهویژه در رابطه با دین اسلام است. بررسی دو منبع عمده شناخت اسلام و مسلمانان در آمریکا، نتیجه جالب توجه دیگری بهدست میدهد و آن، نگاه کموبیش مثبت به اسلام در بخش آموزش و همزمان نگاه منفی و خصمانه در بخش رسانههاست، لکن تردیدی نیست که رسانهها بهدلیل فعالیت پردامنه و دسترسی به مخاطبان میلیونی، از تأثیرگذاری بسیار بیشتری برخوردارند. ازاینرو، وجود نگرش مثبت به اسلام در بخش آموزش و تحصیلات، هرچند بهمثابه پادزهری علیه پیشداوریها و احساسات ضداسلامی بهشمار میآید، بهعلت محدودیت نفوذ و تأثیر آن، به هیچ عنوان قابلیت خنثیسازی یا تعدیل فضا و مقابله با هجمه رسانهها و بازنمایی شدیداً سیاسی، مغرضانه و نژادپرستانه از اسلام را ندارد. در یک کلام، رسانهها در شکلدهی به ذهنیت عموم مردم غرب و تعیین نوع رفتار آنان در قبال اسلام و مسلمانان قدرت برتر و بلامنازع شمرده میشوند. در همین راستا، غالب محققان اتفاق نظر دارند که یکی از منابع فراگیر و مهم اسلامهراسی، نحوه بازنمایی دین اسلام، مسائل اقلیتهای مسلمان و اوضاع کنونی جوامع اسلامی در رسانههاست. بنابراین گزافه نیست اگر ادعا کنیم، بخش قابلتوجهی از فعالیتهای موسوم به «اسلامهراسی در غرب»، از طریق رسانههای جمعی و بهواسطه تصمیمات سردمداران و سیاستگذاران آنها صورت میگیرد.
عباس عیسیزاده
کارشناس ارشد مدیریت رسانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: