همیشه تولید محتوا آن هم در قالب مصاحبه در چنین شرایطی یکی از سختترین کارهای ممکن میشود. گزاف نیست اگر گفته شود همکار خبرنگارمان در گروه سینمایی جامجم در همان مدت محدود دو سه ساعته با بیش از 25 نفر از سینماگران و هنرمندان فعال در جامعه سینمایی تماس گرفت. بعضیها پاسخ ندادند، بعضیها در دسترس نبودند و خیلیها هم ضمن عذرخواهی اعلام کردند که شرایط مساعد برای صحبت کردن در مورد آن مرحوم را ندارند. فاطمه معتمدآریا، بازیگری که در «روسری آبی» تجربه همکاری با انتظامی را پیدا کرده بود پشت تلفن با بغض و گریه پاسخ جامجم را داد؛ معذور بود از صحبت کردن: «توی این شرایط اصلا امکان صحبت کردن ندارم!»
گوهر خیراندیش هم از گزینههایی بود که در فهرست تماسها قرار گرفت. او در «بانو» به کارگردانی داریوش مهرجویی و در کنار مرحوم خسرو شکیبایی با عزتا... انتظامی همبازی شده بود : «الان برای عرض تسلیت به منزل ایشان آمدهایم و آنجا هستیم. اگر اجازه بدهید زمان گفتوگو را به وقت دیگری موکول کنیم که اتفاقا حرفها و خاطرات زیادی هم دارم. به نظرم بهتر است این لحظات را به تسلیت و همدردی با خانواده ایشان بگذرانیم!»
ایرج راد که نامش با خانه تئاتر و تئاتر گره خورده هم از کسانی بود که از صحبت کردن معذور بود و عذرخواهی کرد: «واقعیتش را بخواهید الان در حال برنامهریزی برای برگزاری مراسم بزرگداشت و تدفین ایشان هستیم و امکان صحبت ندارم. انشاءا... باشد برای وقت دیگری!» او و جمع دیگری از اهالی تئاتر و سینما ستادی تشکیل داده بودند تا برنامههای بعدی را بتوانند با برنامهریزی دقیق و سازماندهی شده برگزار کنند. بماند که در نهایت با سماجت رسانهای و خبرنگاری، آنچه که محول شده بود به انجام رسید ولی برای ما خبرنگارها و روزنامهنگارها چنین موقعیتهایی همیشه سخت است. از یکسو سوژههای ما توقع تماس ما را ندارند و از سوی دیگر مخاطبان هستند که توقع دارند در فردای چنین موقعیتهایی، محتوایی متناسب با آنچه اتفاق افتاد را در روزنامه بخوانند.
محمدصادق علیزاده
دبیر فرهنگ
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم