«اندک اندک...» چگونه به خاطره آزادگان گره خورد؟

یک انتخاب خوب در صدا و سیما

«اندک اندک جمع مستان می‌رسند»... این شعر همه جای شهر پیچیده بود و جمع مستان هم یکی پس از دیگری از راه می‌رسیدند. حتما می‌دانید از چه روزهایی حرف می‌زنیم. روزهایی که مردان بزرگ این سرزمین بعد از تحمل روزهایی سخت دسته دسته به ایران بازمی‌گشتند و اشک‌های شادی و لبخندها طوری به هم گره خورده بود که تاریخ هرگز فراموشش نکند. مادران و پدران، زنان و کودکان بسیاری چشمشان دنبال گمشده‌شان می‌گشت و به این امید بودند که شاید عزیزشان میان آزادگانی باشد که یکی پس از دیگری پایشان به خاک مقدس وطن می‌رسید.
کد خبر: ۱۱۵۹۷۰۶

آنها از روزهایی متفاوت و به مراتب سخت‌تر از لحظات جنگ باز می‌گشتند. جمع این مستان پر بود از تن‌هایی خسته و زخمی که تمام دشواری‌های میدان جنگ برایشان یک‌طرف بود و روزها و شب‌های سر کردن در اردوگاه‌های عراق یک طرف، آنها اما امیدوار مانده بودند و آن‌طور که در خاطراتشان هم ثبت کرده‌اند، به یاد خدا و عشق وطن در میان تمام دشواری‌ها خود را سر پا نگه داشته بودند تا برسند به... ایران... همان نامی... همان خاکی که برایش جنگیده بودند و از همه چیزشان گذشته بودند.

«اندک اندک جمع مستان می‌رسند»... آنها رسیده بودند که مثل تمام روزها یا بهتر بگوییم سال‌های انقلاب و جنگ تحمیلی هنر برای همراهی و استقبال از اتفاقات جامعه به میدان آمده بود و قدم به قدم با مردم حرکت می‌کرد. تصنیف مشهور «اندک اندک جمع مستان می‌رسند» هم همان روزها خیلی شنیده شد. در همان روزهای اشک و لبخند و امید و ناامیدی... ماجرای این تصنیف اما چه بود و چگونه همزمان با آزادسازی اسرای ایرانی شنیده شد؟

شاید خیلی‌ها تصور کنند این قطعه موسیقایی ماندگار که با آهنگسازی و صدای شهرام ناظری اجرا شده و زنده‌یاد جلال ذوالفنون سرپرستی گروه نوازندگان را در آن بر عهده داشته، به مناسبت ورورد آزادگان به کشور ساخته شده است، اما جالب است بدانید که این‌طور نبوده و «اندک اندک...» با شعر مولانا 9 سال قبل از این اتفاق و در آلبوم «گل صد برگ» به مناسبت هشتصدمین سالروز تولد مولانا منتشر شده است.

این قطعه اما جان می‌دهد برای هر شور و حال و حس خوبی که پس از گذر سختی‌های ایام از راه می‌رسد و دل‌های خسته را شاد می‌کند. به همین دلیل هم بی‌آن‌که در آهنگسازی و اجرا برنامه‌ریزی برای استفاده در ایام دیگر برایش شده باشد، خودش توانست پرواز کند و
9 سال پس از ساختش بشود بیانگر احساسات و عواطف مردم در روزهایی که شادی بزرگی در سرتاپایشان می‌جوشید و شادمانه چشم به اطراف خود دوخته بودند.

اندک اندک جمع مستان عشق رسیده بودند و حالا شادی همه جا را گرفته بود. حالا رسانه‌های نه‌تنها ایران که جهان هم پر بود از تصاویر لحظه‌هایی که مادری پس از سال‌ها دوری و شاید بی‌خبری فرزندش را در آغوش می‌گیرد. کودکی زل می‌زند به مردی که مقابلش است و می‌گویند پدر است، پدری که آن‌قدر او را ندیده که بزرگ شده و چهره او را فراموش کرده بود... این تصاویر حالا نیاز به چیزی برای تاثیرگذاری بیشتر یا بهتر بگوییم مکملی برای القای دقیق‌تر احساسات جامعه و مردم داشت. این‌طور بود که «اندک اندک» با صدای ناظری و به انتخاب خوب و هوشمندانه صداوسیما، شد مکمل تصاویر آن روزهای باشکوه.

هر چند ناظری و زنده‌یاد ذوالفنون چنین قصدی نداشتند و آلبوم را به‌منظور دیگری ساخته بودند، اما آن روزها احتمالا خودشان هم زل زده‌اند به صفحه تلویزیون و لذت برده‌اند که اثرشان با روزهای مهمی از تاریخ پیوند خورده است. در این قطعه و البته کامل‌تر بگوییم آلبوم «گل صد برگ» که این قطعه هم جزئی از آن است، ذوالفنون سه‌تار هم‌نواخته و رضا قاسمی، محمدحسن مهدیان، کاوه دلیرآذر و امیرهوشنگ اردلان او را در این گروه‌نوازی ماندگار همراهی کرده‌اند. بیژن کامکار هم با دف‌نوازی خوبش نام خود را در فهرست نوازندگان این اثر ثبت و ماندگار کرده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها