میشود این طور گمان برد که چاوشی عقبنشینی کرده، اما آنها که رفتار رسانهای چاوشی را میشناسند میدانند او با چنین مقولهای کاملا بیگانه است. بنابراین پرسش اصلی این است که پس چاوشی چه در سر دارد و هدفش از به راهانداختن غائله «انتشار غیررسمی ابراهیم» و رویارویی با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه بوده است؟
میشود اینطور گمانهزنی کرد که احتمالا چاوشی به جای اینکه تاریخ جدیدی برای انتشار آلبومش اعلام کند، به متن اعلامیه قبلیاش رجوع خواهد کرد و آن را طور دیگری قرائت میکند. مثلا اگر عملکردهای مشابه پیشین او را بررسی کنیم، میتوانیم حدس بزنیم این بار چاوشی به مخاطبانش بگوید در آن نامه گفته بوده تا بیستم صبر میکند، نه این که بیستم قرار است اثر را منتشر کند! در نگاه اول، تفاوتی بین این دو گزاره نیست؛ تا بیستم صبر کردن، مساوی با این است که روز بیستویکم دیگر صبری در کار نیست و باید اتفاقی بیفتد، اما احتمالا چاوشی از همین بازی زبانی سود خواهد برد تا نزد مخاطبانش بدقول جلوه نکند. مثلا بگوید تا بیستم صبر کرده و باز هم صبر میکند. با این اوصاف، او را میتوان برنده معادله و مجادله «ابراهیم» و ارشاد دانست. او با این اعلامیه، خواسته بگوید تنها کسی است که میتواند نه با اعمال نفوذ، بلکه با موضعی از بالا، با اهالی دفتر موسیقی وارد مذاکره شود. احتمال اینکه مسئولان موسیقی هم با او کنار بیایند، حالا افزایش یافته است. به هر حال، آنها تهدید کسی را که همواره برای پافشاریهایش هزینه داده جدی میگیرند. یادمان نرفته که محسن چاوشی، همواره به خاطر تنندادن به برگزاری کنسرت زیر فشار کسانی است که به او اتهام دستگاهی بودن صدایش را زدهاند، اما هیچگاه از باورش در این باره که قرار نیست روی صحنه برود دست برنداشته است. به نظر میرسد حرف کسی که با برگزاری یک کنسرت هم میتواند از زیر این فشارها بیرون بیاید و هم دستاورد مالی چشمگیری کسب کند، بیشتر باورپذیر باشد پس بهتر است با او از در مذاکره وارد شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم