افزایش قیمت دلار چه تبعاتی برای کالاهای فرهنگی از جمله کتاب و مطبوعات داشته است

صعـــــود دلار سقوط فرهنگ!

قیمت دلار، قرار ندارد و برخی روزنامه‌ها یا از تعداد صفحاتشان کاسته‌اند یا تعطیل شده‌اند یا گران. کتاب اما شرایط بدتری را تجربه می‌کند؛ هم گران شده و هم فعلا بازار نشرش خوابیده! ناشران دست نگه داشته‌اند و منتظر هستند ببینند چه وقت نرخ ارز ثابت می‌شود و واردکنندگان کاغذ، راضی می‌شوند که کاغذهای انباشته شده را از انبارها خارج کنند.
کد خبر: ۱۱۵۷۰۲۳

طبیعیترین نتیجه چنین شرایطی، حذف تدریجی روزنامه و کتاب از سبد خرید خانوادههاست و تبدیل شدن نان ناشران و ما اهالی مطبوعات به آجر! در این اوضاع، جمعیت محدود کتابخوان و اهل روزنامه بیشتر از همیشه به فضای مجازی روی میآورند، کانالهای خبری رونق میگیرند، کتابهای صوتی طرفدارانی پیدا میکنند، اما زیر ساختهای لازم برای گردش مالی و اقتصاد فرهنگ در فضای اینترنت ایجاد نشده است!

شرایط حساس کنونی انگار سالهای سال در عرصه فرهنگ حاکم بوده، چرا که دولتها یکی پس از دیگری عمدتا به راهکارهای زودگذر فکر کردهاند و اقدامات زیرساختی همیشه به تعویق افتاده است؛ به همین دلیل هر بار با اوج گرفتن قیمت دلار، کتاب و مطبوعات به سقوط نزدیکتر شدهاند.

دردی به نام احتکار

وابستگی نشر و مطبوعات به کاغذ وارداتی یک سوی ماجراست و احتکار کاغذ یک سوی دیگر آن. گویا در بیتفاوتی و انفعال دولت، وادکنندگانی که ارز دولتی گرفتهاند و با دلار 3800 تومانی کاغذ وارد کردهاند، با ارز آزاد هم حاضر به فروش آن نیستند. نکته اینجاست که به اعتقاد برخی فعالان عرضه چاپ و نشر، علنی شدن نامه وزیر ارشاد، خطاب به وزیر صنعت درباره برخورد با سودجویان بازار کاغذ به این بحران دامن زده و حالا نه تنها واردکنندگان کاغذ حاضر به گشودن در انبارهایشان نیستند، بلکه طبق اعلام اداره کل چاپ و توزیع کتب درسی وزارت آموزش و پرورش، کارخانجات چوب و کاغذ استان مازندران نیز متاثر از این موضوع، از تحویل بموقع کاغذ خودداری میکنند!

بحران زیرساختی نشر

اینکه گرانی کاغذ منجر به گرانی کتاب میشود فقط یک بخش ماجراست؛ بحران کاغذی کشور اگر ادامه پیدا کند بعید نیست نشر کتاب رو به تعطیلی برود!

دلیل اول میتواند به این مساله برگردد که بر اساس اظهارات ناشران بین 25 تا 30 درصد هزینه تولید یک کتاب به کاغذ اختصاص دارد، بنابراین وقتی قیمت کاغذ بالا میرود، به طور طبیعی این درصد تا ۴۰ و حتی ۵۰ درصد افزایش پیدا میکند و این میزان از افزایش هزینه انتشار یک کتاب، قیمت تمامشده را
به طور محسوسی بالا میبرد. در چنین شرایطی ناشر مجبور میشود بهجای اینکه روی سود حاصل از انتشار کتابهایش حساب کند، از بانک وام بگیرد یا با چک و قرض کردن، هزینۀ مازادی که به او تحمیل شده را تامین کند. با این وضعیت چه انگیزهای برای ناشر باقی میماند که دست به انتشار کتاب بزند آن هم وقتی نرخ ارز هر روز تغییر میکند و انگار قصد توقف ندارد.

دلیل دومی که میتواند نشر کتاب را به سقوط نزدیک و نزدیکتر کند، سایر اقلام مربوط به صنعت چاپ را شامل میشود. صنعت چاپ فقط به کاغذ نیاز ندارد، تهیه زینک، مرکب، مقوای گلاسه و سلفون هم مشکل شده چون تمام این اقلام وارداتی هستند و ارز صرفشان میشود، آن هم به نرخ آزاد. وقتی کاغذ که با نرخ ارز دولتی وارد میشود چنین شرایطی دارد دیگر تکلیف این اقلام روشن است! طبیعی است فروشندگان مرکب و سایر مواد اولیه چاپ، مانند فروشندگان کاغذ فعلا دست نگه دارند و منتظر بهبود اوضاع بمانند.

با این وصف علاوه بر کاغذ، گرانی یا احتکار مواد اولیه چاپ دلیل دیگری شده برای اینکه کتابهای آماده چاپ و حتی آنها که پیشتر زینک شدهاند، پشت درهای بسته سالن چاپ بمانند تا وقتی شاید اوضاع کمی بهتر شود.

در این احوالات گاهی در خبرها میخوانیم بزودی فلان کتاب منتشر میشود یا فلان کتاب منتشر شده است اما امیر حسینزادگان، مدیر نشر ققنوس به ایلنا گفته در صنعت نشر همه دست نگه داشتهاند و به گفته محمدعلی جعفریه، مدیر نشر ثالث کتابهایی که در این مدت روانی بازار شده، با استفاده از کاغذهایی چاپ شدهاند که ناشر قبلا خریداری کرده و در انبارش موجود بوده است. وگرنه با قیمتهایی که این روزها بر کاغذ میگذارند، چاپ کتاب از کارهای نشدنی است.

مطبوعات، محو در افق

مطبوعات هم مانند نشر روزهای سختی را میگذراند با این تفاوت که وابستگی روزنامه به کاغذ وارداتی کمتر است و تولیدات کارخانههای داخلی تا اندازهای پاسخگوی نیاز روزنامههای کشور هستند، اما با این همه از یکسو فضای مجازی و پیامرسانهای اجتماعی پا روی خرخره مطبوعات گذاشتهاند و از سوی دیگر گرانی کاغذ یا نبود کاغذ. همین چند روز پیش روزنامه صبح نو از وضعیت روزنامههای کشور گزارش داد؛ از اینکه روزنامه همبستگی تعطیل شده است، آفتابیزد، همشهری و سازندگی، تعداد صفحات خود را به هشت صفحه کاهش دادهاند. روزنامه شرق بخش اشتراکش را تعطیل کرده و روزنامه هفتصبح قیمتش را دو برابر بالا برده است. یکی دو روزنامه دیگر از جمله همدلی و آفتاب یزد برای جذب حامی مالی فراخوان منتشر کردهاند. روزنامه بانیفیلم تقریبا یک روز در میان منتشر میشود و اگر از احوالات روزنامه جامجم میپرسید باید بگوییم ما خوبیم، اما شما باور نکنید!

مطبوعات از مدتها پیش درگیر چالشهای جدی بوده و مسائل متعددی دست به دست هم داده بودند تا زمینه برای دوری مردم از مطبوعات فراهم شود، اما بحران کاغذ مزید علت شده تا نشریات کاغذی و بخصوص روزنامهها که منتشر به الزام روزانه هستند، خیلی زودتر از آنچه کارشناسان حدس میزدند، رهسپار افقهای مبهم و ناشناخته شوند.

شاید کسی نداند این شرایط چقدر به طول خواهد انجامید، اما برای روزنامهها چند ماه و برای صنعت نشر یک سال رکود و رخوت کافی است تا در گام اول اقتصاد فرهنگ سقوط را تجربه کند و بعد از آن خود فرهنگ!

تخلف 10 میلیاردی در واردات کاغذ

اوایل همین ماه بود که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از کشف 700 مورد تخلف در امر واردات کاغذ خبر داد و رقم این تخلفات را ده میلیارد تومان اعلام کرد. سیدعباس صالحی گفته بود این تخلفات با همکاری و بازرسی وزارت صنعت، معدن و تجارت کشف شده و مربوط به سه ماهه نخست امسال است. به دنبال انتشار فهرست واردکنندگان کالا با ارز 4200 تومانی، مشخص شد افراد و شرکت‌هایی مقادیری ارز 4200 تومانی به بهانه واردات کاغذ دریافت کرده‌اند، اما در این امر تخلفاتی رخ داده است؛ تخلفاتی مانند این‌که واردکنندگان، تخصصی در این حوزه نداشته، کاغذهای وارداتی را یا به قیمت‌های بالاتر عرضه کرده یا این‌که کالای وارد شده را صرف امور دیگری غیر از مسائل مربوط به حوزه تخصصی کاغذ کرده‌اند. برخی گزارش‌های دیگر نیز حاکی از این بود که یکی دو شرکت واردکننده هویت یا دفتر مشخصی ندارند.

آذر مهاجر

ادبیات و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها