افول عمر دیکتاتورها

دیکتاتورها، هر گز سقوط در قعر قدرت و شوکت را در ذهن کوچک خود جای نمی دهند، اما در عالم واقع ، چنین وضعیتی برای آنان تبلور می یابد
کد خبر: ۱۱۵۶۳۸
و بر این اساس ، آنان همواره قربانی ترجیح ذهنیت بر عینیت می شوند که صدام نیز از این قاعده کلی مستثنا نیست و او نیز پس از 33 سال نهادینه کردن سازوکار رعب و وحشت ، سرانجام با ابزار زور و از سوی غرب زورمدار از صحنه سیاسی این کشور کنار رفت.
امروزه همچنان که در جوامع مختلف ، کسب قدرت در قالب غیردموکراتیک ، موضوعی ناممکن می نماید، در عرصه بین المللی نیز اعمال قدرت در چارچوب هژمونیک مبتنی بر زور، در درازمدت با دستاوردی مثبت همراه نخواهد بود. به عبارت دیگر، توان تاثیرگذاری قدرت که شاکله اصلی آن اعمال زور باشد در یک فرآیند بلندمدت بی اثر خواهد شد. اگر بپذیریم قدرت یافتن در پرتو بکارگیری عام زور در نظام بین الملل ، باعث شکل گیری فضای تک یا دوقطبی در جهان متاخر حدود نیم قرن اخیر بوده است ، قدرتمند شدن دیگر دولتها در یک پروسه زمانی قدرت یابی که برهم زننده معادلات قبلی است ، مساله ای اجتناب ناپذیر است. به عبارت دیگر، سیر تحولات تاریخی به گونه ای است که قدرت برای همیشه در دستان یک یا دو ابرقدرت نمی ماند و شکست فضای دوقطبی در دهه 90 میلادی ، گویای این حقیقت انکار نشدنی است.
قرار گرفتن کشورهای بیشتری در باشگاه هسته ای که بشدت نظام بین المللی را به سمت چندقطبی شدن رهنمون کرده و تمایل کشورهای جهان سوم برای دستیابی به این قدرت بازدارنده در این جهت قابل ارزیابی است. با این توصیف ، عصر جدید را باید عصر چندقطبی نامید که یک قطب به تنهایی توانایی تعیین دستور کار جهانی را ندارد. در سایه سار چنین فضایی نه از نظام تک و دوقطبی در صحنه بین المللی اثری باقی می ماند و نه تفکر و اندیشه دیکتاتوی حق حیات می یابد.
بی شک دیکتاتورهای انگشت شمار موجود نیز که هنوز در برخی واحدهای سیاسی دولت حضور دارند، نمی توانند بیش از یک یا دو دهه دیگر چشم در چشم جهان داشته باشند، چراکه مخلوق یا خالق جان آنها را خواهد ستاند. بنابراین در عصری که اصل آزادی انسان ، باید محور حرکت دولتها در حاکمیت سرزمینی آنها باشد، تهدیدکنندگان آزادی ، خود با تهدید حیاتی روبه رو هستند. دیکتاتورها و طرفداران این اندیشه فناپذیر باید به خاطر داشته باشند که هرگز زمان به عقب بازنخواهد گشت و به تبع آن ، فضای حاکم بر دهه ها و قرون گذشته که امکان نفس کشیدن دیکتاتورها را آسان می کرد، در این عصر تکرار نمی شود. بی تردید مولفه زور در بنیان های قدرت عصر جدید، جای ندارد و به کارگیری آن از سوی حکومت ها سازوکاری کارساز نخواهد بود و سطح پایداری دولتها به استفاده کمتر از این ابزار وابسته است. امروزه بنیان های قدرت از ماهیتی نرم افزاری برخوردار شده اند که زور به عنوان یک شاخص سخت افزاری تاثیر خود را از دست داده است. باید به این نکته اساسی توجه داشت که رابطه مستقیم زور و پایداری در فرمول گذشته قدرت به رابطه ای معکوس تبدیل شده است.
دیکتاتورها باید فرجام صدام را همچون عبرتی بزرگ آویزه گوش کنند تا گوش آویز تاریخ آینده نباشند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها