افسانه‌های گوهرشاد خاتون

بد نیست بدانید گوهرشاد خاتون برای مردم مشهد فقط سازنده مسجد تاریخی گوهرشاد نیست، بلکه آنان وی را زنی بزرگوار و امین و خداپرست می‌دانند که عمر خود را از یک سو وقف بهسازی و عمران مشهد و حواشی آن کرد و از دیگر سو تلاش کرد در حد توان خود خادم مردم این خطه باشد تا شاید خاطرات تلخ بر جای مانده از حمله پدرشوهر خود تیمور لنگ به این خطه را از ذهن ساکنان آن بزداید. درست به همین دلیل است که گوهرشاد خاتون ملکه قصه‌های مردم قدیم مشهد بوده و هزار کار کرده و نکرده را به او نسبت داده‌اند. کارهایی چون ساخت «پل خاتون» در 60 کیلومتری سرخس روی هریرود و رباط ماهی در راه مشهد به سرخس و میل اخنگان که سال‌ها پیش از گوهرشاد ساخته شده بودند تا مدرسه پریزاد که متصل به مسجد گوهرشاد و حرم مطهر است و باغ عنبر واقع در اراضی محدوده میدان شهدای کنونی که در همان زمان ساخته شده. البته از این موارد عجیب‌تر هم داریم و آن نسبت دادن بند گلستان به ندیمه وی گلستانه خانم است، در حالی که این بند را قاتل گوهرشاد خانم یعنی ابوسعید تیموری ساخت و چون در مجاورت روستای کهنسال گلستان قرار داشت، به این نام مشهور شد. از میان تمامی افسانه‌هایی که با گوهرشاد خاتون مرتبط است دو مورد با مسجد وی هم ارتباط دارند:
کد خبر: ۱۱۵۵۴۴۲

مسجد پیرزن

داستان ساختن مسجد گوهرشاد و خانه پیرزنی که وسط محوطه مسجد بود، ماجرایی شنیدنی است. سالهای پیش از انقلاب در محدوده کنونی حوض صحن مسجد گوهرشاد، محوطه مربع مستطیلی بود که با نردههای سنگی از بقیه صحن متمایز شده بود. این قسمت در بین مردم به «مسجد پیرزن» معروف بود و حکایتی درباره آن نقل میشد. حکایتی که براساس آن وقتی گوهرشاد زمینهای نزدیک «حرم» را برای ساخت مسجد میخریده است، پیرزنی حاضر به فروش کلبه کج خود که در میانه مسجد قرار میگرفته، به هیچ بهایی نمیشود. گوهرشاد پیرزن را مجبور به فروش نکرد، بلکه گرداگرد خانه او را خریده و مسجد را میسازد. پیرزن پس از آنکه کار مسجد تمام میشود، نزد گوهرشاد رفته و قناسی خانهاش را به او میفروشد و با پول دریافتی در میان مسجد بزرگ گوهرشاد، مسجدکی به نام خود ایجاد میکند. البته واقعیت این داستان به گونه دیگری است. مرحوم عبدالحمید مولوی، خراسان پژوه معاصر در این باره عنوان میکند فضای مورد نظر در اصل، محل حوض قدیم مسجد بوده که از زمان زلزله سال 1084 قمری پر و تبدیل به محل نماز شده است. افسانه مسجد پیرزن، شایعهای بیش نیست و در واقع، بانویی ثروتمند، مسن و بدون فرزند از خانوادههای سرشناس مشهد، ستونهای چوبی این محدوده را که در اثر آتشسوزی از بین رفته بود با صرف هزینه شخصی، سنگی کرده و از آن پس این محدوده با عنوان «پیرزن» یا «بیوه زن» سر زبانها افتاده است.

عشق فقیر کارگر به گوهرشاد خاتون

و اما داستان دوم حکایت عشق یکی از کارگران فعال در ساخت مسجد به گوهرشاد خاتون است. براساس این داستان در یکی از روزهایی که گوهرشاد در حال بازدید از روند ساخت مسجد بوده بر اثر بادی روبنده او کنار میرود و یکی از کارگران با دیدن چهره او، دلباختهاش میشود. این کارگر که جرات اظهار حرف دل خود را نداشته از شدت عشق بیمار شده تا حدی که طبیب از وی قطع امید میکند. کارگر در این حالت راز دل خود را با مادرش در میان میگذارد و مادر هم برای رفع این مشکل فرزند سراغ گوهرشاد خانم رفته و راز فرزند را بیان میکند. گوهرشاد هم به زن میگوید به شرط اینکه پسر پس از 40 روز در محراب زیر گنبد مسجد بازهم بر سر خواسته خود باشد، حاضر است از شوهرش شاهرخ تیموری جدا شده و با وی ازدواج کند. پسر با شنیدن این وعده از بستر برخاسته و به محراب میرود. پس از 40 شبانهروز نماینده گوهرشاد سراغ پسر میرود، ولی متوجه میشود حال او تغییر کرده و اثری از عشق به گوهرشاد در او نیست. پسر به نماینده میگوید: به خانم بگو من روز اول عاشق تو بودم، ولی اکنون دیگر عاشق تو نیستم و عاشق خدا شدهام. به خاطر این لطف و تدبیر از تو سپاسگزارم. این جوان اولین پیشنماز مسجد گوهرشاد است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها