یادداشت

رمانی برای «دختران انقلاب»

فیلمش دست به دست می‌شد، همه از او صحبت می‌کردند و هرکدام با آب و تاب از او سخن می‌گفتند. از دختری که روی کیوسک برق رفته و روسری‌اش (به‌عنوان نماد حجاب) را بر سر چوب زده تا به قانون حجاب اجباری اعتراض کرده باشد و به سرعت با عبارت «دختر خیابان انقلاب» شهرت یافت.
کد خبر: ۱۱۵۳۱۰۸

-ماجرا من را یاد یک رویداد تاریخی انداخت؛ رویدادی که در آن به زور اسلحه و تفنگ، حجاب از سر زنان این مرز و بوم کشیده شد و چه بسیار کسانی که به همین خاطر سال‌ها خانه‌نشین شدند تا مبادا در کوی و برزن عصمت‌شان مورد دست‌درازی قرار گیرد و ...

وقتی این ماجرا در ذهنم یادآوری شد، جز یک رمان و یک فیلم مستند اثر دیگری در فضای هنر به ذهنم نیامد؛ رمانی از سعید تشکری با عنوان «پاریس پاریس» که شاید باید آن را تنها اثر ادبی مرتبط با کشف حجاب رضاخانی و کشتار مردم مخالف با این طرح در مسجد گوهرشاد دانست. این رمان تصویر زنانی را نشان میدهد که هم مترقی هستند و هم به حجاب باور دارند و این تصویر، خلاف تصویری است که اغلب از زن محجبه در آثار هنری نمایش داده شده که آنها را افرادی عقبمانده نشان داده است.

«قزاق دست طیبه را کشید. درست مثل اینکه میخواهد با زنی در یک مجلس عروسی دو نفری برقصد. نه ایرانی ... فرنگی. طیبه در یک چشم بههــــــــــم زدن با دستهایش روسریاش را گرفت و پا به فرار گذاشت. قزاق بهدنبال طیبه دوید. »این تصاویر را که مرور میکردم یاد «دختر خیابان انقلاب» افتادم که به نظر میرسد از روی بیاطلاعی از تاریخ و پیشینه فرهنگی خویش کاری کرد که بسیاری برای انجام ندادن آن رنج کشیدند. سعید تشکری در این رمان نهتنها جانبداری نکرده بلکه در کناری ایستاده و تنها آنچه روی داده را نشان داده، او با نثر شاعرانه که ویژگی قلمش محسوب میشود نمایشی شاعرانه را رقم زده است.

حسام آبنوس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها