در وهله نخست باید در نظر داشت فرم تبادلات اقتصادی ایالات متحده با چین، ژاپن، اتحادیه اروپا و برخی دیگر از کشورها در سالهای اخیر سود گزافی را عاید این کشورها کرده که این مساله یکی از دلایل بحرانهای اقتصادی ایالات متحده است. این بحرانهای مالی در شرایطی رقم میخورد که اوجگیری اقتصادی چین، ایالات متحده را تحت تاثیر قرار داده و کاخ سفید از سالها قبل در صدد بود تا با اتخاذ سیاستهای تنبیهی، شرکای مالی واشنگتن را به تغییر در فرم کنونی مراودات مالی با ایالات متحده ترغیب کند تا به این ترتیب از تهدید بالقوه فرم کنونی اقتصاد جهانی که اقتصاد ایالات متحده را تهدید میکند بکاهد. پس اساسا سیاستهای اقتصادی کنونی کاخ سفید در بعد کلان، معلول نگرش دونالد ترامپ نبوده و محصول سیاست ورزی بدنه سیاسی ایالات متحده است. اما در بعد جزء، تیم اقتصادی ترامپ است که مصادیق اجرایی آن سیاست کلی را ابلاغ میکند که در اینجا میتوان انگیزه ترامپ را در سیاست داخلی جستوجو کرد؛ چه در تقابل اقتصادی با چین و چه در تقابل اقتصادی با اروپا، کانادا و مکزیک . زیرا اقدامات وی در تعرفهگذاری عموما در جهت حمایت از ایالاتی بوده که یا به طور سنتی گرایشهای دموکراتیک داشتند و یا در آخرین لحظات با رای خود به ترامپ، برگه ورود وی به کاخ سفید را امضاء کردند. مانند ایالات آیوا، فلوریدا و کنتاکی و وی نیز با اتخاذ سیاستهای ذکر شده قصد دارد رای این ایالات را برای انتخابات ایالات متحده ماه نوامبر تضمین کند.
در صحنه دیپلماسی، اقتصاد یکی از ابزار محسوب شده و به تنهایی توان تغییر در نوع روابط میان کشورها را ندارد . به همین دلیل اعمال تعرفههای اخیر بر صادرات اتحادیه اروپا و کانادا به ایالات متحده نتوانست و نمیتواند روابط این شرکای دیپلماتیک را تحتتاثیر قرار دهد. چین اما مانند اتحادیه اروپا و کانادا خود را شریک دیپلماتیک ایالات متحده نمیداند و به همین منظور در صدد مقابله بر آمده است؛ البته نه صرفا با یک اقدام مشابه متقابل، بلکه با یک حرکت هوشمندانه در صحنه سیاست داخلی ایالات متحده.
پکن واردکننده بیش از یک سوم سویاهای تولیدی در ایالات متحده است و با افزایش تعرفه بر این کالا عملا ایالات متحده را در وضعیت ورشکستگی بازار سویا قرار خواهد داد. از سوی دیگر چین بزرگترین بازار خودرو در جهان نیز محسوب میشود و افزایش تعرفه بر خودرو نیز صنعت خودروی ایالات متحده را دچار آسیب خواهد کرد. این در شرایطی است که این دو محصول استراتژیک عملا در همان ایالاتی تولید میشود که حامی دونالد ترامپ بودند.
شاید تحلیل تیم اقتصادی ترامپ از اتخاذ این سیاستها متکی بر کسری بیش از 70 درصدی صادرات متقابل ایالات متحده نسبت به چین باشد، زیرا در این صورت بازنده جنگ تعرفهای، کشوری خواهد بود که صادرات بیشتری دارد. اما احتمالا این نکته را در نظر نداشتهاند که افزایش تعرفهها بر کالاهای صادر شده از ایالات متحده میتواند به کاهش صادرات این کشور منجر شده و در صحنه سیاست داخلی به روی گرداندن ایالاتی چون تگزاس، پنسیلوانیا، میشیگان، فلوریدا، کارولینای جنوبی، کنتاکی و ویسکانسین که تماما از حمایت کنندگان ترامپ در انتخابات بودند ختم شود. نتیجه این اتفاق در انتخابات ایالات متحده ماه نوامبر نمود قطعی خواهد داشت.
دکتر مانی محرابی
عضو هیات علمی اندیشکده روابط بینالملل ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم