گفت وگو با امیررضا دلاوری، بازیگر سینما و تلویزیون

وقتی پدر شدم معنی عشق را فهمیدم

چند روز قبل کامبیز دیرباز به برنامه خندوانه رفت و با رامبد جوان درباره موضوعات زیادی صحبت کرد اما یک جمله او رسانه‌ای شد، آنجا که گفت:« به این فکر می‌کردم اگر بچه‌ام دختر نشود؛ چیکار کنم!؟... اگر خدا بهم تقلب می‌رساند و می‌گفت که دختردار می‌شوی شاید ده سال زودتر بچه‌دار می‌شدم...!» اما در میان سلبریتی‌ها و بازیگران تنها کامبیز دیرباز نیست که چنین عاشقانه دخترش را دوست دارد؛ امیررضا دلاوری هم دو سال قبل با یک مجله مصاحبه کرد و از عشق دیوانه‌وارش به دخترش؛ «دیار» گفت. او اکنون نیز همان‌جور عاشقانه دخترش را دوست دارد و از این‌که دیار بزرگتر شده و دلاوری رابطه رفاقتی خوبی با او دارد؛ احساس رضایت‌ می‌کند.این بازیگر با دخترش دو قول و قرار دارد؛ اول این‌که دیار همه چیز را به پدرش بگوید و دوم این‌که هرگز دروغ نگوید.دلاوری که نوروز 97 با سریال هیات مدیره به شبکه پنج آمد، در کارنامه خود بازی در سریال‌هایی مانند هوش سیاه، یادداشت‌‌های یک زن خانه‌دار، عملیات 125، قلب یخی، آزاد به قید شرط، چ و ... اشاره کرد. دلاوری می‌گوید: «از ابتدا که وارد حرفه بازیگری شدم علاقه ای نداشتم که در یک نقش کلیشه شوم، هر چند برخی معتقدند باید با چند نقش ثابت در دنیای بازیگری تثبیت شد! اما من تنوع نقش را ترجیح می‌دهم». دلاوری در فیلم «چ» نقش سیروان را بازی کرده است؛ همان جوان کُرد که همسر هانا( مریلا زارعی) بود و نوع شهادتش آنقدر همه را متاثر کرد که نمی‌توان او را فراموش کرد.با این بازیگر هم‌صحبت شدیم تا از دنیای پدر و دختری برایمان بگوید
کد خبر: ۱۱۵۱۵۱۲

گویا با دخترتان خیلی خوش هستید و حسابی به هم انرژی میدهید، میگویند دخترانی که در کودکی از عاطفه پدر سیراب و لبریز میشوند، در بزرگسالی زندگی بی دغدغهتری را سپری می‌‌کنند...

به نظرم آدمها هر چقدر هم که بچه دوست باشند تا زمانیکه خودشان پدر و مادر نشده باشند، نمیتوانند این حس را درک کنند.وقتی پدر شدم واقعا فهمیدم، عشق واقعی یعنی چی.قبل از اینکه پدر شوم تصور هم نمیکردم اگر مثلا نصف شب، بچهام گریه کند، چطوری از خواب میپرم و خودم را به او میرسانم.از قدیم درباره عشق پدر و دختر گفتهاند و هنوز هم میگویند؛ واقعا عشقی متفاوت و بشدت عمیق است.وقتی والدینی را میبینم که نسبت به فرزند خود،چندان مشتاق نیستند و علاقه شان را خیلی کم بروز میدهند، تعجب میکنم.نمیتوانم تصور کنم که پدری، دختر خود را در آغوش نگیرد و او را نبوسد! من و دیار به مناسبت‌‌های مختلف همدیگر را بغل کرده و به اصطلاح ماچ سفت میکنیم !

میگویند کسانی که عشق به فرزند را بروز نمیدهند احتمالا خودشان در کودکی از محبت والدین محروم بودهاند یا به آنها گفته شده که نباید عشق و علاقه خود را آشکار کنند اما شما دلیلی نمیبینید که این عشقورزی پدر و دختری بروز پیدا نکند؟

هر جایی که لازم باشد به دیار ابراز احساسات میکنم. رابطه پدر و دختری ریشه در قلب دارد اما به نظرم اگر این احساس بروز داده نشود به مرور، دختر نسبت به پدر دلسرد میشود.احساس قلبی باید به زبان آورده شود تا بچه آن را باور کند.گاهی به چشمان دیار خیره میشوم و به او میگویم چقدر دوستاش دارم،تا او کاملا باور کند که عشقم به او چقدر عمیق است.

والدین شما هم چنین رابطهای را با شما داشتند؟

بله ! هنوز یادم هست که مادرم چقدر مهربان مرا از خواب بیدار میکرد تا به مدرسه بروم.برایم شعر میخواند، همین رفتار را مادربزرگم نیز با من داشت و خیلی لذت بخش بود.

پس این که گفته میشود همه چیز از خانواده شروع شده و نسل به نسل منتقل میشود درست است؟

دقیقا ! معتقدم همه چیز از خانواده شروع میشود.اگر فردی به شخصی موفق یا خلافکار تبدیل میشود،جرقه این رفتارها ابتدا در خانواده زده شده است.برخی از پدر و مادرها میخواهند پز روشنفکری به خود بگیرند به همین دلیل مثلا فرزندشان در حضور آنها سیگار میکشد،آنها بر این باورند که بهتر است در خانه سیگار بکشد تا این که برود در خارج خانه خلافهای بزرگتری انجام دهد.اما آن فرزند در بیرون از خانه حتما خلافهای بزرگتر و بیشتر ی انجام خواهد داد.

به نظرم باید رابطه والدین با فرزندان خیلی راحت و دوستانه در عینحال کنترل شده باشد.رابطه من با دیار که هشت ساله است خیلی رفاقتی است اما یکسری چیزها را مدام برای او تکرار میکنم تا ملکه ذهنش شود؛اول اینکه هر اتفاقی بیرون از خانه رخ داد به من بگو تا اگر لازم بود بهت کمک کنم و دوم اینکه به هیچکس دروغ نگو بخصوص به پدر و مادرت.

اطلاعات درست و دقیق درباره همه چیز به دخترم می‌‌دهم تا از همین بچگی بداند چه چیزهادرست و چه چیزهایی اشتباه است.

آنهایی که با شما کار کرده و شما را از نزدیک میشناسند، میگویند آدم بسیار شادی هستید، در زمانهای که هر کسی در قد و اندازه خودش مشکلاتی دارد به نظرتان شاد زندگی کردن چه امتیازی دارد؟

معمولا آدمها بر اساس شخصیتی که از بچگی در آنها شکل گرفته، در بزرگسالی هم رفتار میکنند.من از بچگی، شاد و سرحال بودم.الان هم گرفتاریها و مشکلات خودم را دارم اما سعی میکنم آنها را پیچیده و سخت نکنم.

معتقدم سلامتی روح و جسم مهمترین چیزی است که باید آن را حفظ کند.اگر ثروت زیاد داشته باشی و در خانهای مدرن و شیک زندگی کنی اما سلامتی نداشته باشی، همه انها بیفایده خواهد بود. هیچوقت از خدا، پول نخواستهام حتی در بدترین شرایط ! از خدا خواستههایی داشتم که مهمترین آنها سلامتی بوده و هست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها