در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان هم از طریق همین انتخاب درست مترجمان به مخاطبان ایرانی معرفی شدهاند هر چند این انتخاب معیارهای مختلفی داشته که یکی از مهمترینشان جوایز ادبی است. بدون شک برنده جوایز معتبر ادبی خیلی زود به بازار کتاب ایران راه پیدا میکند اما نویسندگان بزرگ دیگری هم بودهاند که بدون دریافت جایزهای به مخاطبان ایرانی معرفی شدهاند.
بهمن فرزانه - گارسیا مارکز
هفت سال پس از انتشار «صدسال تنهایی» به زبان اسپانیایی، بهمن فرزانه در سال ۱۳۵۳ این رمان را به فارسی ترجمه کرد. کتاب با جلدی سفید و جملهای از ناتالیا گینزبورگ روی جلد: «اگر حقیقت داشته باشد که رمان مرده یا در احتضار است، پس همگی از جا برخیزیم و به این آخرین رمان سلام بگوییم» ـ از سوی نشر امیرکبیر منتشر شد. این آشنایی ما با مارکز که به شکل عجیبوغریبی به خانههای ما راه یافت، سراغ مترجمهای ایرانی هم رفت تا مارکز در کنار سیل عظیم خوانندگان فارسی، با سیل عظیم مترجمهای ایرانی هم مواجه شود.
مهدی سحابی -پروست
در کارنامه مهدی سحابی نام بسیاری از نویسندگان مشهور جهان دیده میشود. او معرف یکی از فاخرترین آثار داستانی جهان است. مهدی سحابی هنگامی به ترجمه در جستوجوی زمانهای از دست رفته پرداخت که برخی دیگر از جمله محمد قاضی و ابوالحــــــسن نــــــجفی، او را تـــــــرجمهناپذیر میدانستند، اما سحابی این دیدگاه را افسانه میدانست، چرا که «با خواندن شش پاراگراف اول» به روشنی تمام به این نتیجه رسید که کتاب، کاملا ترجمه پذیر است. همین است دهســال از زنــدگی خود را با کاری هشت ساعته در شبانه روز صرف کرد تا رمانی را به ادبیات ایران معرفی کند که البته بسیاری همچنان به نخواندنش تفاخر میکنند!
همینگوی - ابراهیم گلستان
حالا شاید ارنست همینگوی معروفترین داستان نویس آمریکایی در ایران باشد اما این کار مرهون ترجمهای است که ابراهیم گلستان در سال 1328 انجام داد . «زندگی خوش کوتاه فرنسیس مکومبر» در آن سال با مقدمه و ترجمه گلستان توسط نشر امیرکبیر منتشر شد تا خوانندگان ایرانی با داستاننویسی به نام ارنست همینگوی آشنا شوند. البته که همینگوی تنها نویسنده مشهوری نیست که توسط گلستان به مخاطبان ایرانی معرفی شده است و ویلیام فاکنر دیگر نویسنده مشهوری است که گلستان آن را به فارسی برگردانده است. داستان کوتاه «آن روز شب که شد» از ویلیام فاکنر در سال 1334 توسط او ترجمه شد.
موراکامی- مهدی غبرایی
هاروکی موراکامی که حالا این سالها یکی از رکوردداران ترجمههای موازی در بازار نشر ایران است اولینبار توسط امیرمهدی حقیقت به ادبیات ایران معرفی شد. هر چند اثر ترجمه شده از او در یک مجموعه داستان با نویسندگان مختلف با عنوان «خوبی خدا» در سال 1385 توسط نشر ماهی منتشر شد اما بهطور مجزا این مهدی غبرایی بود که برای اولین بار رمان این نویسنده مشهور ژاپنی یعنی «کافکا در کرانه» را توسط نشر نیلوفر منتشر کرد. همان سال نشر چشمه هم مجموعه داستان کوتاه او با عنوان «کجا ممکن است پیدایش کنم» را با ترجمه بزرگمهر شرفالدین منتشر کرد.
و دیگران....
مترجمان دیگری هم بودند که نویسندگان مشهور را به مخاطبان ایرانی معرفی کردند. بهعنوان مثال اولین بار فرزانه طاهری با کتاب کلیسای جامع مخاطبان ایرانی را با جهان داستانی ریموند کارور آشنا کرد.
گلی امامی مترجم دیگری بود که آلن دوباتن را به ادبیات ایران معرفی کرد. هر چند پرویز همایون پور همواره بهعنوان مترجم آثار میلان کوندرا معرفی میشود اما احمد میرعلایی اول بار در سال 1364 با انتشار کتاب «کلاه کلمنتیس» از این نویسنده خوانندگان ایرانی را با این نویسنده مشهور چک آشنا کرد،کریستوفر فرانک و آستوریاس نویسندگانیاند که آثارشان اولین بار توسط لیلی گلستان به فارسی برگردانده شدند.
سروش حبیبی رومن گاری را به خوانندگان ایرانی و بالاخره بهمن کیارستمی برای اولین بار بوکوفسکی را به ادبیات ایران معرفی کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: