در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چادر و تمام وسایل زنی 35 ساله در آتشسوزی از بین رفت، از ناحیه شکم و دو پا دچار سوختگی شد و الان در چادر همسایهاش زندگی میکند. او به جامجم میگوید: بعد ازظهر اولین پنجشنبه ماه بود که این حادثه اتفاق افتاد. وقتی آشپزیام تمام شد اجاق را خاموش کردم. چند دقیقه از خارج شدنم از چادر نمیگذشت که دود سیاهی از چادر بالا رفت. به سمت چادر برگشتم تا پسرم را از آنجا خارج کنم. چادر پر شده بود از دود و هیچجایی معلوم نبود، فرزندم را خارج کردم و برای خاموش کردن آتش دوباره به چادر برگشتم که خودم دچار سوختگی شدم.
آتش به چادر و کانکسهای همسایهها نیز کشیده میشود. مردم از هر طرف برای خاموش کردن به سمت آتش میدوند، کودکان توسط بزرگترها از محل دور میشوند، چند جوان کپسولهای داغ شده در چادرهای نزدیک آتش را از محل دور میکنند. چند خانم با پتو زن جوان را که دچار سوختگی شده راهی بیمارستان میکنند. ماشینهای آتشنشانی از راه میرسند، اما در تانکر یکی از این کامیونها خبری از آب نیست، به هر شکلی هست آتش با کمک مردم و آتشنشانی خاموش میشود. پنج کانکس و هفت چادر و هر آنچه در آنها بود در کمتر از یک ساعت به مشتی خاکستر تبدیل میشود.
ساکنان چادر و کانکسهای محله فرهنگیان میگویند شهرداری بعد از خاموش شدن آتش به محل مراجعه و تمام اسباب و اثاثیه را بار کامیون کرد و برد به جایی نامشخص. یکی از ساکنان میگوید شهرداری حتی اجازه نداد وسایلی را که نسوخته بود از میان خاکسترها جدا کنیم و همه را بارزد. خاکستر چادرها و زمین سیاه شده بر اثر آتشسوزی هم با یک کامیون سنگریزه سفید ماستمالی شد. فرماندار و شهردار با مراجعه به محل آتشسوزی قول کانکس و چادرهای جدید را دادند، اما تا امروز خبری نشده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: