فرمودیم: چه گفتهاند؟
عارض شد: بیایید ببینید! مردک قناس ابتدا یک لیوان آب میریزد و کوفت میکند و بعدش راجع به بحران کمآبی در ممالک محروسه مقادیری پرحرفی نموده و در آخر پیشنهاد میکند که به گشایش بحران کمآبی و خشکسالی در ایران کمک بنمایند .
ریش خارانده فوقالنهایه متعجب گشتیم. هیچکس نیست بگوید مردک تو اگر لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمیبرد. اطفال و نسوان در باریکه غزه از بیآبی در عذابند و از حداقل ملزومات معیشت بیبهرهاند و آن وقت میآید و آروغ فندقی میزند که فلان. این بشر و رژیمش دستش به خون هزاران کودک و زن و مرد فلسطینی رنگین است میآید از محبت و عاطفه و همدلی حرف بزند. یعنی گرگ بیاید بنشیند روبهروی تلویزیون و بگوید من مراقب برهها میمانم... شما جاسوس و آدمکش توی ممالک محروسه ما ول نکن حل بحران آب پیشکش.
جلالخالق که این دنیای مزخرف روز به روز بیشتر از قبل مفاهیم خود را از دست داده و جهان عاری از واژه میگردد .
خشایار عارض شد: تصدقت گردم این قصه بو داردها !
فرمودیم: چطور؟
عرض کرد: از آنور جاسوس محیطزیستی که اتفاقا برای بیآبی مطالعات میکرده خودکشی میکند از اینور این بشر اول حرفهایش آب میخورد و بعد هم پیشنهاد کمک آب میکند و اینا بودار نیست؟
فرمودیم: این آب قصه همیشه تاریخ است. همین چندی پیش سیدنا القائد در سخنرانی روز قدسشان فرمودند که این رژیم صهیونیستی شمر زمانه است و باید شناختش. طبیعی است که شمر زمانه اماننامه آب میآورد و کور خوانده است که این قبیله دین و شرف را به مشکی آب نمیفروشد. زیاده فرمایش نداریم... .