در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک ساعتی به اذان ظهر وضو ساخته به مسجد شدیم به جهت اقامه فریضه صلات ظهر. لدیالورود با بعض مومنین حال و احوال کرده ایستادیم به نماز. شخصی روبرویمان در صف جلو ایستاده بود به صلات که به گاه سجده رفتن از بوی ناخوشآیند جورابش حال ضعف و تهوع به ما دست میداد و سرگیجه فراوان میگرفتیم. به هر ضرب و زوری بود چهار رکعت بر کمرمان زدیم و سلام دادیم. خدا بگوییم چکارش کند که هیچ از نماز نفهمیدیم و در رکعات همهاش به این میاندیشیدیم که بعد از نماز چه بگوییم و چگونه راهنماییاش کنیم که از خانه خدا و نمازگزاران منفور نگردد.
صلات تمام گشته تسبیحات گفته به سمتش رفتیم و در خفا کنارش کشیدیم و جوری که کس نفهمد لبخند فرمودیم و بعد از مقادیر فراوان عذر خواهی و اظهار شرمساری فرمودیم اخوی جان جسارت است بوی پایتان بسیار بد است و تصویر ناخوشایندی از خودتان در ذهن اطرافیانتان به جای میگذارید . قدری جا خورده سر پایین انداخته عارض شدند ملتفتیم و نمیدانیم چه کنیم . تجویز فرمودیم اولا جوراب نخی به پا کرده ثانیا جوراب خود مرتب شسته و تعویض کرده و پای خود در آب و سرکه مالش دهد و کفش چرم بپوشد فوق النهایه تشکر فرموده، دیدهبوسی کردیم مرخص شد .
برگشتنا به این اندیشیم که ای کاش مومنین و مومنات در رفتن به مسجد در نهایت پاکیزگی و آراستگی حاضر گردند تا عزیزی از وجودشان به رنج و تعب نیافتد . زیاده فرمایش نداریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: