نمایشهایی مانند «داش آکل» به نویسندگی و کارگردانی سیاوش حیدری، «نامفهوم» به نویسندگی و کارگردانی امیر باباشهابی، «لانچر» به نویسندگی و کارگردانی پویا سعیدی و مسعود صرامی، «هملت» به کارگردانی امیرحسین یزدی، «لوله» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا اجلی و چند نمایش دیگر؛ از جمله آثار راه یافته در جشنواره امسال بودند که مضامین هنجارشکن جنسی و بیان اروتیک و بیپرده آنها سویه دیگری از این آینه غبارگرفته هنر نمایش ایران را نشان میدهد.
به نوعی میتوان حدس زد امر جنسی و تفکر جنسیتزدهای که در شکل، روایت و مضامین غالب این نمایشها مطرح شده؛ نشانگر یکی از دغدغهها و دلمشغولیهای ذهنی بیشتر شرکتکنندگان یا سلیقه هیات بازبینی و انتخاب و دبیران بخشهای مختلف جشنواره است. در حالی که از جشنواره دانشجویی و ارائه کنندگان آثارش انتظار میرود جسارت بیان مسائلی را داشته باشند که بیشتر به شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زمان خود میپردازند. دغدغههایی چنین سطحی و شاید بسیار شخصی نمیتواند هنرمند و فرزند زمان خویش را پرورش داد و برآیند تئاتر دانشگاهیان باشد.
با توجه به مضامین مشترک اروتیک و جنسی در نمایشهای بیست و یکمین دوره جشنواره تئاتر دانشگاهی به نظر میرسد به گونهای پارادایمهای تئاتر دانشجویی که چندسالی است وزارت علوم مسئولیت برگزاری آن را بر عهده گرفته و به دانشگاهی تغییر پیدا کرده است؛ به تئاتر آزاد نزدیک شده است. چرا که آنچه بیش از هر چیز مطرح و به نمایش گذاشته شده مسائلی نه در حوزه اندیشه و تفکر یا مسائل اجتماعی روز، بلکه عموما دغدغههایی کممایه است که جایگاه و شان تئاتر را زیر سوال میبرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم