نگاهی به فیلم «عرق سرد» که با موضوع تیم ملی فوتسال بانوان ساخته شده است

کارگردان مورد نظر پاسخگو نمی‌باشد!

«فوتسالیست‌های زن ایرانی با شکست کشور آفتاب تابان، قهرمان آسیا شدند!» این عبارت را احتمالا خیلی از ماها روز گذشته در رسانه‌ها دیده و شنیده‌ باشیم. دختران پا به توپِ سالنی‌باز ایران در مسابقه نهایی جام ملت‌های آسیا موفق شدند خانم‌های ژاپنی‌ را با نتیجه 5 بر 2 مغلوب مهارت و توانایی خودشان کنند و شکست‌خورده به شرق آسیا بدرقه‌شان کنند. این طرف هم در غرب آسیا عکس‌ تیمی‌شان برود روی جلد خیلی از روزنامه‌ها و مجله‌های ایرانی. نه! ورق نزنید! مطمئن باشید در حال مطالعه صفحات فرهنگی روزنامه هستید و اینجا، صفحات ورزشی نیست. این‌که این موضوع چه ارتباطی با صفحات فرهنگی دارد هم عرض می‌کنیم.
کد خبر: ۱۱۴۱۳۷۰

در جشنواره سال گذشته فیلم فجر، فیلمی نمایش داده شد که سوژهاش همین دختران فوتسالیست و سالنیباز بود که این روزها نقل مجلس و محافل رسانهای شدهاند. آقا سهیل بیرقی کارگردان «عرق سرد» اما ترجیح داده بود روایت متفاوتی از حضور و فعالیت خانمهای فوتسالیست ارائه دهد. روایتی که نقش اولش را باران کوثری بازی میکرد. کسی که در نقش کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان قرار بود عازم بازیهای خارجی شود اما به دلیل بازیهایی که همسرش درمیآورد در نهایت از کسب مجوز دریافت گذرنامه باز ماند و خب بازی را هم از دست داد.

قصهای که بیرقی تعریف کرده بود البته نیمنگاهی هم به واقعیت داشت. یعنی چه؟! یعنی اینکه این اتفاق در عالم واقعیت هم افتاده بود. سرراستتر را بخواهید اینکه واقعا یکی از بازیکنان تیم ملی فوتبال که قصد همراهی با تیم ملی را داشت و واقعا به همان دلایلی که در چند سطر بالاتر توصیف کردیم از همراهی با تیم ملی بازماند. تا اینجای قضیه مشکلی نیست اما مشکل آنجاست که سهیل آقای بیرقی قصه خودش را ناقص تعریف کرده بود. واقعیت قضیه آن بود که فیلم وضعیتی را تصویر میکرد که شوهران باب سوءاستفاده از یک قانون مصوب را باز کردهاند و هیچ راهی برای بیرون رفتن از این بنبست وجود ندارد.

حتما شما هم میدانید که قانونی وجود دارد که طبق آن، صدور گذرنامه برای بانوان ایرانی با همراهی همسران آنها ممکن است. اینکه این قانون چقدر خوب یا بد است یا چقدر میتواند مورد سوءاستفاده قرار بگیرد یا نه محل بحث نیست. محل بحث کجاست؟ عرض میکنیم. اجازه بدهید قبل از ادامه ماجرا، برگردیم به آنچه که در عالم واقعیت اتفاق افتاد. وقتی بحث خانم نیلوفر اردلان، بازیکن تیم ملی فوتسال بالا گرفت و به رسانهها کشیده شد، او نتوانست اقدامی انجام دهد. موضوع به یکباره مطرح شده و فرایندهای اداری هم که داستان خودشان را دارند. این شد که اردلان مسابقات مالزی را از دست داد.

دو ماه بعد دوباره داستان خانم اردلان به رسانهها کشیده شد. داستان از این قرار بود که تیم ملی فوتسال بانوان باید راهی گوآتمالا میشد تا در مسابقات جهانی شرکت کند. دوباره دستگاه شایعه و حرفوحدیثسازی راه افتاد و اینکه همسر نیلوفر خانم دوباره با استناد به یک ماده قانونی جلوی حضور او در تیم ملی و افتخارآفرینیهای بعدی را میگرفت. این مرتبه اما اردلان و مسئولان تیم ملی فوتسال بانوان نگذاشتند که کار به دقیقه 90 بکشد و نتوان کاری کرد. با پیگیریهای قضایی و قانونی، دادستانی جلوی سوءاستفاده شخصی همسر نیلوفر خانم را گرفت و خانم اردلان اینبار با مجوز دادستانی از کشور خارج شد.

البته اتفاقی که در بالا رخ داد تنها محدود به خانم فوتسالیست نبود. بودند دیگر ورزشکارانی که بعضا همسران آنها موافق همراهیشان با تیم ملی برای خروج از کشور نبودند اما در نهایت با دخالت مراجع قانونی و قضایی کشور، اجازه همراهی آنها با تیم ملی راسا و از جایگاه حاکمیتی صادر شده است. البته این اتفاق محدود به بانوان نیست. در موراد مرتبط با آقایان هم بعضی از آقایانی که به دلیل انجام ندادن خدمت سربازی یا پیچاندن آن امکان خروج از کشور را نداشتند با موافقت قانونی همین مراجع از کشور خارج شدند. در مورد بانوان هم مساله چندان حاد نیست. شاید استدلال این باشد که افتخارآفرینی احتمالی این بازیکنان میتواند جایگاه و شان کشور را ارتقا داده و پرچم ملی را بالا ببرد، پس سهمی در بهبود جایگاه ایران درمجامع بینالمللی دارد و نباید مانع از خروج آنها شد.

فیلم سهیل آقای بیرقی اما این پازلِ پایانی را ندارد. همین هم باعث شد که بعضی خبرنگاران در نشست خبری فیلمش در پردیس سینمایی ملت که در بهمنماه گذشته معترض و منتقد شوند و حتی از کارگردان جوان بخواهند که اگر دلیل خاصی برای حذف سکانسهای پایانی واقعیت دارد، بیان کند.

واکنش آقای کارگردان هم خیلی جالب نبود. او ترجیح داد سوالات مطرح شده را بدون پاسخ رها کند و آن را صرفا زاییده برداشت ذهنی خبرنگاران بداند. جالب آنکه این اتفاق در عالم واقعیت اتفاق افتاده و حتی همین الان روی خروجی بسیاریها از رسانهها ثبت بود اما کارگردان جوان ما ترجیح داد آن را برداشت ذهنی و تأویلی خبرنگارها بداند و ارزشی برای پاسخگویی به آنها قائل نشود.

محمدصادق علیزاده

روزنامهنگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها