در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ریزعلی روستای کلسرخ
اسم رشید نامداری گراوند، در فهرست اسامی افراد دوستدار محیطزیست ـ که حرکت فداکارانهشان در رسانهها مطرح شد ـ به چشم میخورد. او یکی از قهرمانان محیطزیستی کشورمان است که مرداد سال 95 در جریان مهار آتشسوزی مراتع و جنگلهای بلوط شهرستان کوهدشت در استان لرستان، جانش را از دست داد.
آتشسوزی جنگلها در لرستان طی سالهای اخیر، در ماههای گرم سال بارها اتفاق افتاده است و در یکی از همین حریقها، این مرد روستایی با شعلههای آتش در مراتع روستای کلسرخ شهرستان کوهدشت مواجه شد. بانو گل پری، همسر او بعد از این ماجرا به رسانهها گفت: شوهرم وقتی شعلههای آتش زیاد شد، به منطقه رفت. او طاقت نداشت سوختن مراتع را ببیند و برای مهار آتش داوطلب شد.
آتش اما با این مرد روستایی سر ناسازگاری داشت و با وزش باد و تسریع آتشسوزی، شعلهها به سمت او هجوم بردند و او دچار سوختگی شد و در نهایت بعد از چند روز بستری بودن در بیمارستان، جانش را فدای حفظ محیطزیست کرد. بعد از این اتفاق خیلیها به او لقب ریزعلی روستای کلسرخ را دادند.
ناجی لکلک تالاب کانی برازان
اردیبهشت 95 هم نام یک مرد کشاورز دیگر در فهرست حامیان محیطزیست ثبت شد؛ مردی که جانش را به خاطر نجات یک لک لک از دست داد.
امیرارسلان پیروتی که نزدیک تالاب کانی برازان در مهاباد زندگی میکرد، در یکی از روزهای ابتدایی اردیبهشت با لک لکی مواجه میشود که یک گونی به پایش چسبیده و همین موضوع مانع پروازش شده است.
او که نگران وضعیت این پرنده بوده، برای نجات او از تیر برق بالا میرود و گونی را از پای لک لک باز میکند، اما موقع پایین آمدن، درحالی که هنوز لک لک را درآغوش داشته، دچار برقگرفتگی میشود و جانش را از دست میدهد.
گرچه بعد از این اتفاق برخی کارشناسان هشدار دادند بهترین کار آن بود که ارسلان منتظر نیروهای امدادی میماند و خود اقدام به بالارفتن از تیر برق بدون رعایت هنجارهای ایمنی مرتبط نمیکرد، اما فداکاری امیر ارسلان پیروتی برای همیشه در یادها ماندگار شد. اتفاقی که ابعاد تازهای از بیتفاوتی برخی شهروندان در رهاکردن کیسههای نایلونی و پلاستیکی در طبیعت را نشان میداد. برخی با اشاره به همین موضوع گفتند: شاید ارسلان باید میرفت تا من و تو بیشتر دریابیم چرا پخش پلاستیک در طبیعت میتواند فاجعه بیافریند؟!
نجات بز گرفتار در برف
تعدادی از جوانان روستای ویسیان و شهر اورامان هم در زمستان سال 95، وقتی برف و سرما در این منطقه کوهستانی بیداد میکرد، کاری کردند کارستان. آنها بعد از مشاهده گرفتار شدن یک بز کوهی در ارتفاعات روبهروی روستایشان، خودشان را به این حیوان زبان بسته رساندند و ماجرای فداکاری آنها هم مورد توجه رسانههای زیادی قرار گرفت. عابد حسینی یکی از افرادی بود که در این عملیات نجات، کیلومترها در برف و بوران پیاده روی کرد تا به بز گرفتار برسد. او به جامجم میگوید: ما از چند روز قبل متوجه خطری که این حیوان را تهدید میکرد، شده بودیم. او روی یک صخره بزرگ به ارتفاع شش متر گیر افتاده بود و نه راه پس داشت نه راه پیش. برف و سرما هم آن قدر زیاد شده بود که میدانستیم ادامه زندگی برایش خیلی سخت است و ممکن است همین روزها جانش را از دست بدهد. به خاطر همین راه افتادیم و بعد از دو کیلومتر پیاده روی بز را پیدا کردیم. آن موقع بجز سرما، نگرانی مان این بود که شکارچیهای غیرقانونی هم متوجه شرایط این بز کوهی بشوند و او را شکار کنند.
عابد و دوستانش در شرایطی به این حیوان گرفتار رسیدند که اوتوانی برای حرکت نداشت. به خاطر همین، او را به دوش گرفتند و به پایین کوه منتقل کردند. تصویر این جوانان بز به دوش، در رسانهها بازتاب زیادی داشت و شاهدی شد بر این ادعا که بومیان مناطق کوهستانی برای حفظ محیطزیست و حیاتوحش همیشه سنگ تمام میگذارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: