راپورت‌های میرزا ادریس‌

هر که «دلار»ام دید از دلش آرام رفت ...

دیروزمان کلا به تلواسه نرخ دالر گذشت و سپری شد. شب هنگام خشایار راپورت آورد میرزا اسحاق جهانگیر‌خان حکم اکید داده‌اند و از برای دالر نرخ جدید حکم بریده‌اند و تاکید فرموده‌اند نرخ دلار همین است و هرکه لازم داشته باشد و شرایطش را داشته باشد به هر مبلغ که بخواهد می‌فرماییم تقدیم کنند.
کد خبر: ۱۱۳۳۸۹۷

من بعد ذالک مکرر راپورت رسید که بعض نفوس رعیت به علت سکته به شفاخانهها مراجعت فرموده به علت زیانی که از خرید دالر داشتهاند در این چند روزه. الیوم خشایار کاغذ آورد که از قول میرزا سیفا... خان والی قصبات بانک فخیمه مرکزی ممالک محروسه که در مجلس وکلا نطق غرا فرمودهاند و اذعان داشتهاند که التهاب بازار دالر به علت همین تلگرام لاکردار است. فضای بین انگشت شست و سبابه گاز گرفته تف کردیم و استغفار نمودیم .

با این همه درایت و ذکاوت شاهانه که در خویش سراغ داشتیم گمان نمیبردیم علم پولوتیک اینهمه بالا و پایین دارد. به خاک افتاده سجده کردیم و عفو و حلالیت طلبیدیم که ما تاکنون گمان میبریدیم زبانمان لال رویمان به دیوار این التهاب ناشی از کم کاری رجال حکومت و بیتدبیری و دستهای پنهان است. خدا وجود نازنین همایونی ما را ببخشد که گمان میبردیم برای جبران ذخیره ارزی این التهابات راه افتاده و بر حماقت خودمان تاسف خوردیم. حالا شما نگو یک جغله اپلیکیشن خواب از چشمان تجار و کساب ممالک محروسه ربوده است. الحق که ما هرچه میکشیم از ین اعوان و انصار روس لاکردار است. من بعد استغفاری شدید، خشایار را به حضور طلبیده فرموده اول الورود فرمودیم حال نداریم بلند شویم خودت مثل بچه آدم پس گردنت را بیاور دوسه پس گردنی بزنیم! مقاومتی نکرد و پس گردنی خورد و کمی نالید بعدفرمودیم به امر همایونی ما الساعه این تلگرام کوفتی را از روی ماسماسک همراهت دلیت کرده سریعا خارج میشوی .

عرضه داشت پس گردنی را بی علت زدید ولی این یکی را بگویید چرا تصدقت گردم؟ فرمودیم به گفته میرزا سیفا... خان تلگرام باعث التهاب دالر است و ما که دوستدار عدم التهاب و آشوبیم امر میکنیم این تلگرام کوفتی را دلیت اکانت کن که به قدر وسع خودمان ضربه مهلکی بر پیکر سودجویان و التهاب کنندگان زده باشیم. فرمود: چشم.

الان حال نداریم قصد داریم کاغذ بفرستیم به وزیر کبیر مخابرات فی اسرع الوقت این تلگرام کوفتی را کرکره پایین بکشد و به جایش همان تلگرام قدیمی و نجیب را راه بیندازد که آغشته به عطر گیسوی حبیب است و غم از خاطر میزداید... زیاده فرمایش نداریم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها