سقوط مرموز دختر جوان از برج

پلیس جنایی تحقیقات برای افشای سقوط مرگبار دختر جوان را از برجی در منطقه کامرانیه آغاز کرد.
کد خبر: ۱۱۳۲۹۵۱

به گزارش جامجم، ساعت 3 بامداد 16 فروردین امسال از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 به کلانتری 123 نیاوران اعلام شد دختر جوانی بر اثر سقوط از یک برج مسکونی در منطقه کامرانیه به بیمارستان منتقل و با وجود اقدامات درمانی فوت کرده است .

با اعلام این خبر به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ و تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «فوت مشکوک»، کارآگاهان به محل حادثه در چهار راه کامرانیه اعزام و در تحقیقات میدانی دریافتند دختر جوان همراه نامزدش به عنوان مهمان در یکی از واحدهای برج مسکونی در طبقه پنجم حضور داشته که پس از مهمانی و در زمان خروج از خانه، با نامزدش درگیری لفظی پیدا کرده و در ادامه پیکر نیمهجانش در لابی برج مسکونی پیدا شده است .

معاون مبارزه با جرایم پلیس آگاهی تهران بزرگ با اشاره به بازداشت موقت نامزد دختر جوان افزود: در تحقیقات اولیه از امیر 36 ساله وی در اظهاراتش مدعی است که: «پس از پایان مهمانی بر سر زمان خارج شدن از خانه با مریم درگیری لفظی پیدا کردم ؛ مریم به حالت قهر به داخل یکی از اتاقها رفت و در را از داخل قفل کرد. چندینبار همراه دوستم که مهمانش بودیم از وی خواهش کردیم در اتاق را باز کند تا با هم صحبت کنیم اما او در را باز نکرد. مدتی از این موضوع گذشت و در حالیکه همراه دوستم در داخل اتاق پذیرایی نشسته بودیم تا مریم خودش از اتاق خارج شود، از قسمت نگهبانی برج با ما تماس گرفتند و خبر دادند پیکر نیمه جان مریم در وسط لابی برج افتاده است. باور نکردیم و سراغ اتاقی که مریم داخل آن بود رفتیم؛ چند بار مریم را صدا زدیم تا او در را باز کند اما جوابی نیامد. در نهایت در را شکسته و وارد اتاق شدیم. مریم داخل اتاق نبود و پنجره اتاق نیز باز بود. به لبه پنجره رفته و از آنجا به پایین نگاه کردم. مریم وسط لابی برج افتاده بود.

سرهنگ کارآگاه حمید مکرم با اعلام این خبر گفت: با هماهنگی قاضی مرادی،بازپرس دادسرای جنایی تهران، تحقیقات تکمیلی برای مشخص شدن علت اصلی مرگ دختر جوان در دستور کار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.

متهم دیروز با انتقال به شعبه دوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منکر نقش داشتن در مرگ نامزدش شد وگفت: من مریم را دوست داشتم، اما مدتی بود که حال و روزش خوب نبود. حتی قرصهای اعصاب مصرف میکرد. خیلی تلاش کردم حال او بهتر شود و کمی هم خوب شد، اما وقتی عصبانی میشد اعصابش به هم میریخت. آن شب دو نفری خانه یکی از دوستانم مهمان بودیم. همه چیز بخوبی پیش میرفت. مهمانی که تمام شد خواستم وسایلش را جمع وجورکند زودتر برویم؛ اما نمیدانم چرا از شنیدن این حرف ناراحت شد و به اتاق رفت. در را قفل کرده بود و هر چه به او گفتم بیرون بیاید توجهی نکرد. بعد هم از طریق نگهبان متوجه سقوط مرگبار او شدم. خیلی شوکه شده بودم. به اورژانس زنگ زدیم زمانی که امدادگران آمدند اعلام کردند او فوت شده است. باور کنید من وارد اتاقی که او درآن را قفل کرده بود، نشدم. نقشی در مرگ نامزدم نداشتم. او را خیلی دوست داشتم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها