بعد خشایار را بیدار کرده فرمودیم یک آمار بگیرد ببینیم مثلا تا یک کرمان بخواهیم با طیاره برویم چقدر میافتد. مقادیری در اینترنت جستوجو کرد و خبر آورد یک خانواده سه نفره اگر بخواهد تا کرمان برود نفری 500 هزار تومن هزینه بلیت رفت و برگشت خواهد شد و منهای پول هتل و خورد و خوراک و هزینه درون شهری به کنار. نفری حدود یک میلیون تومان خواهد شد. فرمودیم خب همین است دیگر با یک میلیون و 500 هزار تومان میشود یک هفته رفت استانبول و تفرج کرد و خوش گذراند و برگشت تازه خارجه هم هست. ای کاش رجال حکومتی تمهیدی در این پیشانی نورورز میاندیشیدند که سفر ارزان قیمت و مناسب و باکیفیت برای رعایای نجیب فراهم شود و در این ایام که طبیعت در اوج زیبایی خود به سر میبرد همه از دیار بیرون میزندند و دلی به باد میدادند. هم جوانان رعنای وطن بر سرکار بودند و هم پول مملکت خارج نمیشد و هم دل قندیل بسته کودکان و اطفال در این آپارتمانهای چهل پنجاه متری وا میشد و با جای جای این ممالک محروسه آشنا میگشتند. افت دارد برای یک طفل ایرانی که 15سال از خدای متعال عمر گرفته، نه تخت جمشید دیده، نه طاق بستان و نه دیگ رستم و نه ارگ بم. نه مقبره حافظ را دیده و نه خیام و نه بوعلی سینا ... اینها همه درد است و گاهگاه که با جناب همایونی خودمان تنها میشویم از این خیالات به سرمان میزند. امید که اوضاع به شود و معشوقه به سامان گردد. زیاده فرمایش نداریم ...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم