ورود به حریم خصوصی ممنوع

ذره بین گذاشتن روی بچه‌ها

«بچه‌های امروز، متوجه احوالات والدین‌شان نیستند، اگرچه رفتار من هم درست نیست اما چه کنم نگرانم! عادت هر شب و روزم شده، باید مدام به اتاق فرزندم سرک بکشم، کیف مدرسه‌اش را زیرورو کنم، جیب‌هایش را بگردم و لباس‌هایش را بو کنم؛ کشوی میز تحریر، لای دفترچه و کتاب‌هایش را نگاهی می‌اندازم، مدام از مدرسه، مربیان، دوستان، چگونگی معاشرت و رفت و آمدهایش سوال می‌کنم و... تا به حال به چیز مشکوکی برنخورده‌ام اما حس وسواس‌گونه‌ای دارم که امانم را بریده، معتقدم علاج واقعه پیش از وقوع حادثه باید کرد و این باور، ولع جست‌وجو و کنجکاوی مرا هر روز بیشتر می‌کند. »
کد خبر: ۱۱۲۶۷۵۶

کشف و پی بردن به جزیی‌ترین اطلاعات شخصی کودک همچون ویروسی است که همگام با بزرگتر شدن کودک، رشد کرده و تقویت می‌شود و بتدریج تمامی فضای ذهن پدر و مادر را اشغال می‌کند. بسیاری از والدین دائما کنجکاوند تا بدانند در ذهن و فضای پیدا و نهان ارتباطات خصوصی فرزندانشان چه می‌گذرد و آنها چه میزان از حقایق زندگی، برنامه‌ریزی‌ها، علاقه‌مندی‌ها و دلمشغولی‌های ذهنی‌شان را بدون پنهان‌کاری و دروغ، بی‌کم و کاست بیان می‌کنند. البته معمولا پدر و مادرها این رفتار را حق مسلم خود و بخشی از وظایف والدینی‌شان می‌دانند، اما به‌راستی برای فرونشاندن آتش نگرانی‌ها راهی جز کنجکاوی و سرک کشیدن به امورات زندگی شخصی کودک نیست؟ آیا نادیده گرفتن و بی توجهی به حریم خصوصی امن کودک، تضمین‌کننده سلامت روان و جسم اوست؟ آیا کودکان حق ندارند، حریم خصوصی و انحصاری داشته باشند و مانند بزرگ‌ترهایشان در حفظ حدود آن، کوشا و فعال باشند؟

حریم خصوصی؛حق مسلم کودک

گرچه والدین عهده دار و مسئول تربیت درست و شکوفا شدن استعدادهای فرزندانشان هستند و برای تامین سلامت اخلاق و روان فرزندانشان باید نظارت دائمی داشته باشند، اما توجه افراطی به این مهم، نباید عاملی برای اجحاف حقوق انسانی شود. فرزندان پس از ورود به دوره نوجوانی باید از آزادی عمل بیشتری برخوردار باشند و والدین نیز بیش از دوران کودکی باید برای آنها حریم خصوصی و استقلال قائل شوند؛ انتظار اطاعت محض از فرامین، یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات تربیتی است.

راه رفتن بر لبه تیغ

توجه به حریم خصوصی کودک مانند راه رفتن بر لبه تیغ بسیار حائز اهمیت و حرکت روی آن نیازمند مهارت است و نادیده گرفتن آن موجب بروز مشکلات عدیده‌ای می‌شود. برخی از والدین خود مسبب اصلی ارتکاب خطا در فرزندان شان هستند مثلا والدین همیشه کنجکاو و غیرصمیمی مانند یک بازپرس، دائما در حال کنکاش واقعه به‌وقوع نیافته‌ای در رفتار و کلام فرزندانشان هستند که بی‌گناهی متهم آن هیچ‌وقت قابل اثبات نیست. این والدین خود گرفتار اختلالات شخصیتی و روان شناختی هستند که احتمالا یا فرزندشان را با خود همسو می‌کنند یا کاملا در تضاد با خویش قرار می‌دهند. سرک کشیدن بی حد و مرز نه تنها اعتماد فرزندان را سلب می‌کند بلکه احتمالا باعث می‌شود فرزندان، نه تنها والدین خود را به عنوان افراد مداخله گر و مزاحمی بشناسند که قابل اطمینان نیستند بلکه آنها را مانع بزرگی در برابر پیشرفت‌ها، خواسته‌ها و انتظاراتشان بدانند.

صمیمیت، کلید اصلی است

صمیمیت، احساس نزدیکی و یگانگی در خانواده عاملی مهم برای کمرنگ شدن مرزهای سفت و سخت میان والدین و فرزندان است، هر قدر ارتباط عاطفی و صمیمیت میان والدین و فرزندان بیشتر و قوی‌تر باشد، بی تردید، به همان میزان نیز آگاهی و اطلاع والدین از کارها و تصمیمات فرزندانشان بیشتر می‌شود. زمانی که ارتباط عاطفی تنگاتنگی میان اعضای خانواده برقرار باشد، دیگر چیزی برای محافظت و پنهان کردن وجود نخواهد داشت، چون فرزندان به راز داری و قابل اعتماد بودن والدین‌شان باور دارند و می‌توانند بدون ترس درباره هرگونه مشکل یا وسوسه‌ای که گرفتارش شده‌اند، با آنها سخن بگویند. البته در این میان والدین موظفند پس از شنیدن صحبت‌های فرزندان، بی آن که آنها را نصیحت، سرزنش یا مورد انتقاد قرار دهند، با لحنی صمیمانه و دلسوزانه پیامدهای احتمالی تصمیمات، رفتارها و کلام آنها را برایشان توضیح دهند و طوری رفتار کنند که با داشتن حق انتخاب، مسئولیت پذیرش آن را نیز برعهده بگیرند. با راهنمایی‌های مفید و دلسوزانه مفید، بی‌تردید فرزندان براحتی می‌توانند با در نظر گرفتن پیامدهای احتمالی به این نتیجه برسند که انجام چه کاری به صلاح و انجام چه کاری مضر و آسیب‌رسان است.

نسرین صفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها