در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال احتمالا کم پیش آمده که به این نکته بزرگ فکر کنیم که در رفت و برگشت آب در فواره درسی بزرگ نهفته است که تامل در آن، همان «عاقبت کار» خواهد بود. یعنی تامل در «فوارهها» ما را به یاد چیزهایی اساسی میاندازد که دقت در آن زندگیمان را متحول خواهد کرد.
به مکانیسم فواره دقت کنید: آب از حوض به داخل لوله آن به سوی آسمان پمپاژ میشود و تا مسافتی بالا میرود، اما این مسافت،کوتاه و موقتی است و آب با شدت بیشتری به پایین بازگشته و در حوض میریزد و این کار بارها و بارها تکرار میشود. آیا این فرآیند همان مکانیسم حاکم بر جهان هستی نیست؟ آیا نمیتوان فوران آب به سوی آسمان را همان موفقیتهای زودگذر تصور کرد که درست است که انسان را بالا میبرد، اما زودگذر و موقتی است؟ فرود آمدن آب چطور؟ آیا به معنای فرود آمدن با شدت بیشتر نیست؟ شاید اینگونه باشد که «فوارهها» از این طریق پیامی به انسان بدهند که گول موفقیتهای ظاهری و زودگذر این روزگار ـ که خیلی از ماها برایش همه کار میکنیم ـ را نخورد؛ چرا که ممکن است در پس آن سقوطی هولناک باشد که آن موقعیت پوشالی را به شکستی چهبسا بزرگتر تبدیل کند. دقت کنید که جریان آب، یک جریان سیال است و این سیالی به معنی زودگذر بودن و ناپایداری است؛ ناپایداری در تمام عناصر این جهان خاکی به چشم میخورد و برای دلبسته نشدن و غره نشدن به آن به ما تذکرها داده شده است. در کنار تمام اینها، فوارهها مصداق بازگشت عمل به خود فرد نیز محسوب میشود. آب وقتی بالا میرود با شدت بیشتری به جایی که از آن آمده، بازمیگردد و چه مصداق سادهتر و دمدستتری از اینکه: هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی... به نظرم از این پس بیتفاوت از کنار فوارهها عبور نکنید که شاید تامل در مکانیسم آن چیزهای فراموش شدهای را به یادتان بیاورد.
بهمن موسوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: