در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرمودیم: اسفند استها...
عارض شد: بله خب اسفند است. حکومت بهمنیهای مغرور دیشب تمام شد و حکومت اسفندیهای جذاب از امروز شروع شد به حمد خدا
فرمودیم: چه خزعبلات است که تفت میدهی؟
خندهکنان عرض کرد: هیچ! یک اصطلاح است در فضای مجازی چیز خاصی نیست .
فرمودیم: مگر ما مسخره تو ایم؟
گفت: مزاح کردیم؛ امر بفرمایید.
فرمودیم: اسفند استها!
عارض شد: خب چه کنیم؟
فرمودیم: رعایای ممالک محروسه در اسفند چه میکنند؟
عرض کرد: خرید شب عید!
فرمودیم: بعدش؟
گفت: سبزه سبز میکنند.
فرمودیم: بعدش؟
عارض شد: ماهی قرمز میخرند.
فرمودیم: بلا به جانت بیفتد خانه تکانی کجا میرود پس؟ خانه باید تمیز باشد بعد برویم سراغ اینها که افاضات فرمودی...
گفت: تصدقت گردم! این خانه که زن ندارد!
فرمودیم: حالا که زن ندارد باید در گند و نکبت و کثافت غرق شویم؟
عارض شد: نه خب ولی کاری است زنانه...
فرمودیم: خودت پس کلهات را میآوری یا بیهوا بزنیم؟
عرض کرد: پسی برای چه؟
فرمودیم: زن جماعت باید بشورد و بپزد و بدوزد و بسابد و نره غولی مثل تو لنگ روی لنگ بیندازد و سیر آفاق و انفس کند؟
عارض شد: خب باشد با هم کمک کنیم دستی به سر و روی خانه میکشیم.
فرمودیم: ما با این جلال و جبروت و سن و سال دستمال ببندیم به سر و شیشه تمیز کنیم؟ عرض کرد: خب چه کنیم کی تمیز کند؟
فرمودیم: من که شرایطم را گفتم توی این عمارت هم کسی جز من و تو نیست از همین روز اول اسفند شروع کن ما هم چای تیار میکنیم به جهت رفع خستگیات.
چارهای نداشت غیر از قبول. مقادیری نقود پرشالش گذاشتیم به جهت ابتیاع تی و شوینده و لنگ و دستمال فی الحال رفته است ابتیاع کند تا ببینیم چه میشود ...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: