مشیرالدوله پیرنیا و کودتای چکمه پوشان

سوم اسفند 1299 خورشیدی رضاخان میرپنج، فرمانده تیپ همدان با همکاری سیدضیاءالدین طباطبایی، مدیر روزنامه رعد علیه دولت سپهدار رشتی، نخست‌وزیر احمدشاه قاجار کودتا کرد و زمینه سقوط سلسله قاجار و تاسیس حکومت پهلوی را فراهم آورد.
کد خبر: ۱۱۲۳۸۸۵

رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شد. آنان بلافاصله کلانتریها، وزارتخانهها، پستخانهها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه

رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله 125ساله قاجار منتهی شد. قزاقها با ورود خود به تهران دروازههای شهر را بستند و سفارتخانهها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکانها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفنها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکندهای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به این که فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلا توسط انگلیسیها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیروهایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.

رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظمخان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موجی تازه از بازداشت ناراضیان و شخصیتهای سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسنمیرزا (ولیعهد) به کاخ فرحآباد گریختند و سپهدار رشتی (نخستوزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشتشدگان که تعداد آنها بین 400 تا 500 نفر تخمین زده میشد، شاهزادگان، رجال، روزنامهنگاران، نمایندگان مجلس، نخستوزیران سابق و وزیران پیشین بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشتشدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.

سید ضیاءالدین با نسبت دادن کودتا به عزم نیرومند احمدشاه به مردم گفت که شاه قدری حکومت را در دستان وی قرار داده و میگفت اطاعت از اوامر ملوکانه به چهار عامل اتکاء داشت (پروردگار بزرگ، شاهنشاه، ارتش و هموطنانش).

مشیرالدوله با این کابینه و اصولا سید ضیاءالدین روی خوشی نداشت و گرچه جزو توقیف شدگان هم نبود ولی به دولت نظر مساعد ابراز نمیکرد حتی در جنبشی که در شب بیستم حمل 1300 ش / 10 آوریل 1921 م از طرف دربار تشکیل شد حاضر نشد.

دولت آبادی مینویسد «سیدضیاءالدین با سه نفر از رجال اولی مملکت هیچ گونه ستیزی نمیکند: مستوفیالممالک، مشیرالدوله و موتمن الملک چون که وجهه ملی دارند و مناسبات آنها هم با انگلستان دوستانه است بیآن که نوکر بوده باشند، به هر حال در روز سوم جوزای 1300 که سه ماه تمام شمسی از کودتای سوم هوت گذشته و مطابق با هفدهم رمضان بود سید دستخط عزل خود را دریافت کرده و چندین فرسخ از تهران دور شده بود.»

پس از سید ضیاءالدین از طرف شاه ریاست وزرایی به مشیرالدوله تکلیف شد، ولی از طرف مشارالیه پاسخ منفی داده شد به این معنی که جواب داده بود. «هنوز مُرکب دستخط شاه خشک نشده که رجال ایران را نالایق معرفی کرده بود.»

پس از مشیرالدوله این منصب به مستوفی الممالک پیشنهاد شد که او زیر بار این مسئولیت نرفت تا این که نوبت به قوام السلطنه رسید.

دولت آبادی در این زمینه میگوید:«به هر حال محبوسین آزاد میشوند و قوام السلطنه چند صباح مصلحتی رئیس دولت میشود» قوام السلطنه چند دور عهده دار این منصب بود و در همان دوران توانست مجلس چهارم را افتتاح کند. در مجلس چهارم مشیرالدوله از حوزه انتخابیه تهران به مجلس راه پیدا کرد. البته قوامالسلطنه هم نتوانست کابینهای طولانی مدت داشته باشد و به سبب اختلافاتی که با رضاخان داشت استعفا کرد و از ریاست کابینه کناره گرفت. نکته قابل توجه در این زمینه احترام ظاهری سردار سپه به رجال استخوان دار آن زمان است با این که پس از زمانی کوتاه همین احترام هم کار را به جایی رساند که اکثر آنها از سیاست کناره گرفتند و میتوان گفت تفکر تالیف شاهکار تاریخ ایران باستان توسط مشیرالدوله پیرنیا، از سوم اسفند 1299 خورشیدی شکل گرفت و در آیندهای نزدیک به بار نشست و تا به امروز هم پژوهشگران و علاقهمندان به تاریخ ایران از هم بهرهمند هستند.

امید اخوی

مدرس دانشگاه، پژوهشگر تاریخ معاصر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها