منظر

شاعران موتورسوار جنوب

این تصویر، به‌تنهایی سندی معتبر است از تغییر شمایل سنتی شاعران در عصر جدید؛ در باور عموم شاعر کسی است که یا ژولیده است یا اتوکشیده اما هیچ‌گاه پشت موتور نیست، بلکه کتابی زیر بغل دارد و در خود تامل می‌کند! اگر قاسم آهنین‌جان را بشناسید، می‌دانید که او از همه تعاریف و قید و بندها به دور است. شاعری ناب از اردبیل که بیشتر اهوازی محسوب می‌شود. از همین روست که در این عکس، یک شاعر جنوبی دیگر یعنی هرمز علی‌پور را بر ترک موتور دارد. علی‌پور هم مثل آهنین‌جان نیازی به معرفی ندارد.
کد خبر: ۱۱۲۳۵۷۸

آقاقاسم این عکس را منتشر کرده و نوشته: همیشه ما را بر ترک موتور میدیدی. علاقهای به ماشین نداشتم و ندارم. از ابتدا موتورگازی داشتم و بعد کمکم رسید به اینجا. بارها آنقدر گرم صحبت و خنده و شوخی بودیم که هرمز از پشت موتور افتاده بود و متوجه نشده بودم. این موتور معمولا یار سوم ما بود. آنقدر خودمانی شده بود این یار سوم که هرمز در مطلبی که در باب بنده نوشته و چاپ شد در نوشتار نام «قاهر» گذاشت بر آن. در واقع تلفیقی از قاسم ـ هرمز. معمولا از ساعت 12شب روز ما شروع میشد و موتورسواری در خلوتی خیابانها تفریح ما بود. این روزها آنقدرخسته از روزگارم که تنها فریادرس خواب است و خواب. کمتر موتور سوار میشوم. اما هنوز عاشق موتورم. پول ندارم اگرنه حتما یک موتورسیکلت بزرگتر و قویتر میخریدم. گرچه هرمز دیگر کرج است و دیگر موتور هم سوار نشده. اما باز هم نام موتور را میگذاشتیم (قاهر) به یاد دوستیها و تداوم دوستیها در این روزگار دهری و بیفترت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها