آبه مهره جدید امریکا در ژاپن

شینزو آبه با پیروزی در انتخابات درون حزبی در 20 سپتامبر 2006 میلادی به عنوان بیست و یکمین رهبر حزب لیبرال دموکرات (LDP)برگزیده شد
کد خبر: ۱۱۱۹۱۵
و در 26 سپتامبر با کسب 339 رای از مجموع 476 رای ماخوذه در مجلس نمایندگان و کسب 136رای از مجموع 240 رای مجلس مشاوران به مقام نخست وزیری ژاپن رسید.
وی تقویت روابط و همپیمانی ژاپن و امریکا و بنیاد اتحاد امنیتی 2 کشور را یکی از برنامه ها و سیاست های خود در دوران نخست وزیری اعلام کرده است. بزرگترین نقش حزب لیبرال دموکرات در صحنه سیاسی ژاپن ، اتحاد با امریکا بوده و هست ، همچنین LDP امنیت این کشور را به واسطه اتحاد با امریکا بیمه کرد و در نتیجه ژاپن را در مسیر پیشرفت و توسعه اقتصادی قرار داد. با توجه به سیطره و حاکمیت حزب لیبرال دموکرات از ابتدای تاسیس (15نوامبر 1955میلادی) تا به امروز (به جز یک دوره 11ماهه) بر صحنه سیاسی ژاپن و به دلیل جایگاه و اهمیتی که پس از جنگ جهانی دوم ، رابطه با واشنگتن برای توکیو داشته و دارد، لذا بررسی رابطه LDP با ایالات متحده امریکا می تواند پاسخگوی دلایل پیروی ژاپن از سیاست های امریکا در عرصه بین الملل باشد. با شدت گرفتن جنگ سرد، امریکا نسبت به تمام مسایل سیاسی جهان حساس شد. در نتیجه از دست دادن حتی یک کشور در قبال کمونیسم ، اگر چه به خودی خود تهدیدی برای امنیت فیزیکی امریکا به حساب نمی آمد، ولی نتایجی به دنبال داشت که به نظر مقام های واشنگتن بسیار نگران کننده بود و آنها همواره صحبت از بازی «دومینو» به میان می آوردند. نخستین حزبی که پس از جنگ جهانی دوم در ژاپن تاسیس شد، حزب سوسیالیست بود که در دوم نوامبر 1945میلادی توسط اعضای احزاب پیش از جنگ از جمله: «شاکای مین شوتو»، «نیهون رونوتو»، «نیهون موسانتو» و شماری از بوروکرات ها، نویسندگان و اندیشمندان شکل گرفت . حزب کمونیست ژاپن نیز چهارمین کنگره خود را در اوایل دسامبر 1945میلادی پس از آزادی اعضای این حزب توسط اشغالگران برگزار کرد. پس از اعلام قانون اساسی جدید ژاپن در آوریل 1947 میلادی ، اولین انتخابات انجام شد که منجر به شکست حزب دست راستی و محافظه کار حاکم به رهبری «یوشیدا» و پیروزی احزاب مخالف به رهبری حزب سوسیالیست شد.
امریکا که نمی خواست احزاب چپ در ژاپن به قدرت برسند، با صدور مواد غذایی ، مواد اولیه برای صنایع ، راه اندازی اقتصاد و تجارت ژاپن و ترمیم ضایعات جنگ ، در راه اندازی مجدد زندگی به ژاپنی ها یاری می کرد. اصول سیاست همکاری امریکا با ژاپن برادغام این کشور در نظام سرمایه داری غرب و دور کردن آن از کمونیسم ، تامین مواد خام مورد نیاز صنایع ، تضمین بازارهای خاور دور برای کالاهای ژاپنی ، تاسیس مجدد خطوط کشتیرانی ، واگذاری مجدد حکومت ژاپن به ژاپنی ها و تشکیل ارتش جدید با نظارت امریکا مبتنی بود. در همین راستا در سال 1951 میلادی اولین پیمان امنیتی ژاپن و امریکا منعقد شد.
براساس این پیمان امنیتی ، دولت امریکا ضامن حفظ امنیت نظامی ژاپن شد، این پیمان در سال 1960 میلادی در دوره نخست وزیری «نوبوسوکه کیشی» سومین رهبر حزب لیبرال دموکرات با وجود اعتراضات خشونت باری که از سوی گرایش های چپ سیاسی سازماندهی شده بود مورد تجدید نظر قرار گرفت و به امضا رسید. اتحاد نظامی بین ژاپن و امریکا هسته اصلی روابط بین دو کشور را تشکیل داده و به عنوان ستون اصلی امنیت ژاپن محسوب می شود. اسناد منتشر شده دیپلماتیک امریکا نیز مشخص کرده است سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (CIA) از سال 1957 میلادی به مدت چند سال به گروههای سیاسی محافظه کار و طرفدار این کشور در ژاپن کمک مالی کرده است. در این اسناد اشاره شده ، در آستانه انتخابات مجلس نمایندگان ژاپن در ماه می 1958 داویت آیزنهاور رئیس جمهور امریکا به سازمان سیا دستور داده است حمایت های محدود مالی و نیز مشاوره انتخاباتی به گروههای سیاسی کلیدی محافظه کار و طرفدار امریکا بشود.
براساس این اسناد، این کمکهای مالی به گروههای سیاسی مورد نظر تا دهه 1960 میلادی ادامه داشته است. آیزنهاور به موجب این اسناد همچنین به سازمان سیا دستور داده بود که برنامه ای برای ایجاد شکاف میان گروههای میانه رو و جناح چپ در ژاپن برای پر و بال دادن بیشتر به گروههای طرفدار امریکا به اجرا گذارد. با توجه به این که در آن زمان پارلمان ژاپن عمدتا شامل نمایندگان حزب لیبرال دموکرات و حزب سوسیالیست بود، به نظر می رسد منظور از گروههای محافظه کار و طرفدار امریکا، LDP و منظور از گروههای چپ ، حزب سوسیالیست بوده است. به موجب این اسناد، در سال 1964 میلادی «لیندون جانسون» رئیس جمهور وقت امریکا با توجه به افزایش ثبات در ژاپن کمکهای مالی یاد شده برای مدت طولانی را ضروری ندانست. این اسناد نشان می دهد، این کمک های مالی تحت عنوان «برنامه ضد چپ در ژاپن» تا اوایل سال 1964 میلادی ادامه داشت و کمک مالی امریکا برای قطع نفوذ گروههای چپ افراطی و تقویت گروههای سیاسی محافظه کار در این سال 450 هزار دلار بوده است. از سوی دیگر بازنگری در پیمان امنیت و همکاری متقابل در آسیا نقشی حیاتی به ژاپن بخشید و این کشور توانست در کنار تحولات سریع آسیا امنیت و آرامش خود را حفظ کند و به کشوری با اقتصاد معجزه آسا تبدیل شود.
براساس ماده (6 پیمان امنیت و همکاری متقابل) امریکا می تواند برای حفظ امنیت ژاپن ، صلح بین المللی و امنیت خاور دور از فضا، امکانات و خاک ژاپن برای نیروهای سه گانه خود استفاده کند. به این ترتیب نیروهای امریکایی به طور رسمی در خاک ژاپن مستقر شدند و پایگاه نظامی امریکا در این کشور تاسیس شد. در دوره رهبری «ایساکو ساتو» به عنوان پنجمین رهبر LDP که از 9 نوامبر 1964 برای مدت 7 سال و 8 ماه نخست وزیر بود، پیمان امنیتی توکیو واشنگتن بار دیگر تمدید شد. همچنین در دوره ریاست ماسایوشی اوهیرا بر LDP و نخست وزیری ژاپن در سال 1978 میلادی تداوم همکاری با امریکا از طریق پیمان امنیتی توکیو واشنگتن و حفظ قابلیت های بالای دفاعی مورد تاکید قرار گرفت. پس از حملات 11 سپتامبر 2001 میلادی به امریکا، همکاری امنیتی توکیو واشنگتن رشد چشمگیری کرد. به طوری که «نیروهای دفاع از خود ژاپن» پس از این حملات از عملیات نظامی امریکا حمایت های بسیاری به عمل آورده اند.
دولت کوایزومی حملات تروریستی 11 سپتامبر را شدیدا محکوم و اقدامات بی سابقه ای را برای حمایت از امکانات و تجهیزات امریکا در ژاپن اتخاذ کرد. کوایزومی همچنین حمایت های بسیاری از عملیات نظامی امریکا علیه القاعده و طالبان در افغانستان به عمل آورد. ژاپن در حمله امریکا به افغانستان سوخت و آب برای ناوهای جنگی امریکا، انگلیس ، فرانسه و سایر کشورهای متحد که در اقیانوس هند بودند فراهم کرد. پارلمان ژاپن در اواخر اکتبر 2001میلادی با تصویب 3 لایحه ضد تروریستی این امکان را فراهم آورد تا این کشور برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم ، دست به اعزام نیرو زده و در عملیات مختلف پرچم خود را برافراشته کند. طبق قانون «اقدامات ویژه ضد تروریستی» ژاپن از این امکان بی سابقه بهره مند شد که برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم از نیروهای امریکایی فعال در اقیانوس هند حمایت های قابل توجهی به عمل آورد. این حمایت ها عبارت بودند از: همکاری های اطلاعاتی ، کمکهای پزشکی و تخلیه سوخت و آب. به طور کلی دوره رهبری «جونیچیرو کوایزومی» بر حزب لیبرال دموکرات را می توان اوج همکاری ها بین دو کشور و نیز پیروی ژاپن از سیاست های امریکا در عرصه بین المللی دانست. با حضور شینزو آبه در سمت رهبری LDP و نخست وزیری ژاپن نیز همین رویه را شاهد خواهیم بود. وی که تحصیلاتش را در امریکا به اتمام رسانده ، کلیدی ترین پست کابینه خود را به یک فارغ التحصیل از امریکا سپرده است.
آبه ، یاسوهیسا شینزوکای را که در دانشگاه هاروارد تحصیل کرده است به عنوان دبیرکابینه و سخنگوی دولت خود منصوب کرده است. آبه همچنین تحت تاثیر و نفوذ افکار پدربزرگش (از طرف مادری) نوبوسوکه کیشی که از رهبران LDP بود و از سال 1957 تا 1960 میلادی نخست وزیری ژاپن را به عهده داشت ، قرار دارد. مهمترین دستاورد دولت کیشی ایجاد روابط دوستانه با امریکا و بازنگری در پیمان امنیتی توکیو واشنگتن بود. بنابر این گرایش به سمت امریکا در آبه شدید است و در طول دوره زمامداری وی نزدیکی ژاپن به امریکا را همچنان شاهد خواهیم بود. نکته دیگر این که طی سالیان متمادی یک وابستگی متقابل اقتصادی بین ژاپن و امریکا شکل گرفته است که در برگیرنده همکاری های حتی نزدیکتری در زمینه های اقتصادی و امنیتی بوده است.
ژاپن و امریکا در حال حاضر 45درصد تولید ناخالص جهانی را در اختیار دارند. بنابراین حداقل در اوایل قرن حاضر، جدایی اتحاد امریکا و ژاپن از نظر اقتصادی غیرممکن ، از لحاظ نظامی غیرعملی و از لحاظ سیاسی غیرقابل تصور خواهد بود.

پیروی از واشنگتن در خاورمیانه


ژاپن از جمله کشورهایی بود که از سیاست امریکا مبنی بر حذف سلاح های کشتار جمعی عراق حمایت کرد و در سازمان ملل متحد نیز بارها به حمایت خود از این سیاست ها تاکید کرد. قبل از حمله امریکا به عراق «کوایزومی» نخست وزیر سابق ژاپن و «یوریکو کاواگوچی» وزیر امور خارجه وقت این کشور تلاش کردند تا اعضای شورای امنیت را برای حمایت از موضع امریکا ترغیب کنند.در بحث فعالیت های هسته ای ایران نیز ژاپن از جمله کشورهای عضو شورای حکام بود که در تبعیت از خواسته های امریکا به قطعنامه ای که براساس آن پرونده ایران از آژانس بین المللی انرژی اتمی خارج و در شورای امنیت مورد بررسی قرار می گرفت رای داد و در پی پیروی از امریکا خواستار ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد شد.




مهرداد جمالیان داریانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها