دلمان آشوبتر شد... بعد صبحانه در کاغذ اخبار خواندیم تعدای از ملوانان و جاشوان عزیز و نجیب ممالک محروسه که به قصد خدمت به آب و خاک وطن بر روی نفتکشی عظیم مشغول کار بودهاند در دریای بلاد چین و ماچین دچار سانحه دریایی شده و بعد از هشت روز جدال آتشنشانان با حریق، ایشان موفق به اطفای آتش گشته و فیالنهایه این نفتکش عظیم پس از هشت روز سوختن در دریا غرق شد.
خوابمان تعبیر شد... دلمان کباب است برای مادران و همسران این عزیزان. از خداوند منان برای خانوادههای این عزیزان صبر طلب نموده و البت ملتفتیم که تسلیت برای آرامش دل این عزیزان واژه حقیری است. در مورد مسئولینی که دم از بیمه بودن نفتکش و نفت موجود در نفتکش هم افاضات فرموده و نیز مسئولینی که در هرلباس و منصبی و اهل هر کشوری که هستند چین یا ایران فرقی نمیکند هم حرفی نمیزنیم، فقط از درگاه باریتعالی برایشان آرزوی طول عمر و بهروزی و سربلندی میکنیم! به قدری داغ این عزیزان برجگرمان خراش انداخته است که دست و دلمان به نگارش مشاهدات یومیه نمیرود. منبعد از مطلع شدن از شهادت عزیزان فیالفور خشایار را مرخص کرده در عمارت تنها نشستهایم و فقط دلمان میخواهد اشک بریزیم؛ فلذا مرقومه مختصر کرده میرویم وضو بگیریم برای شادی روح این عزیزان مقداری کلامالله تلاوت کنیم. زیاده فرمایش نداریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم