آقای هاشمی از جمله افرادی بود که از سوی امام خمینی(ره) به عضویت شورای انقلاب منصوب شد و در دورههای اول و دوم مجلس شورای اسلامی حضور داشت. همچنین وی جانشین امام خمینی(ره) در جنگ شد و مدیریت جنگ پس از بنیصدر به عهده او بود و بخوبی این مسئولیت را ایفا کرد. در مرحله قبول آتشبس نیز نمیتوان از نقش موثر او غافل بود.
آقای هاشمی پس از رحلت امام خمینی(ره)، یار بینظیر رهبری بود تا جایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند هیچ فردی برای من هاشمی نمیشود.
در تاریخ انقلاب اگر بخواهیم از افرادی که هم ردیف هاشمی بودند یادی کنیم باید از شهید بهشتی، شهید مفتح و شهید باهنر یاد کنیم. آقای هاشمی به یک معنا شخصیتی فراجناحی و از نظر سیاسی جزو بنیانگذاران و موسسان جامعه روحانیت مبارز بود و تا لحظه رحلت هم خود را منتسب به جامعه روحانیت میدانست، در عین حال جزو طیفی از جامعه روحانیت مبارز بود که علایق آنها بیشتر فراجناحی بود. وی از آغاز نقش خود را فراجناحی تعریف کرده بود، البته از سال 1384 به این سو گرایش قویتری به طرف جریان اصلاحطلب پیدا کرد. این در حالی بود که قبل از این مقطع بشدت مورد حمله این جریان بود و توهینهای بسیاری به وی شد، به گونهای که در مجلس ششم آنقدر ایشان را تخریب کردند که حتی تردیدهایی در مورد میزان آرا یا احتمال عدم رایآوری او به وجود آمد.
اما در فاصله نزدیک به انتخابات 84، هم جریان اصلاح طلب به وی اقبال کرد و هم ایشان به سوی آن جریان بیشتر متمایل شد، البته اواخر عمرش
باز هم رویه اعتدال و فراجناحی بودن را دنبال میکرد.
در عین حال در طول یک سالی که از رحلت ایشان گذشته است، بروشنی میتوان گفت جایگاه وی در معادلات سیاسی خالی است و فردی نتوانسته نقش او را ایفا کند.
غلامرضا مصباحیمقدم
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم