میشد دوباره چهار برند اصلی را نادیده گرفت و سراغ دیگران رفت؛ اما دیگر چنین کیفیتی بر تن تیم ملی نمینشست. تیم ملی لباس آبرومند پوشید؛ اما حالا دیگر سوال این نیست که چرا تیم ملی لباس بیکیفیت به تن میکند. حالا گفته میشود چرا تیم ملی برای پوشیدن این لباس پول نمیگیرد. انگار نه انگار که همین تیم تا یک ماه قبل از پوشیدن لباس مناسب، جنسی را به تن میکرد که تعریق بازیکنان را به تن آنها برمیگرداند و بدن خیس از تعریق و چسبندگی ناشی از آن، تمرکز و اعصاب بازیکنان را به هم میریخت. لباسی که بویی از تکنولوژی کلیماکول (رطوبتگیری و تهویه) و درایفیت نبرده بود. همه این حقایق تلخ، یادمان رفته و حالا از تیمی دیگر حرف میزنیم.
تیمی که حالا قدر و قیمت پیدا کرده و باید برای بازی با یک برند، از آن پول بگیرد. فارغ از اینکه اگر قرار باشد برند باکیفیتی مانند آدیداس به ما پول بدهد باید روی درآمدی هم در بازار ایران حساب باز کند، در حالی که مصوبه وزارت صنعت، معدن و تجارت اصولا هر نوع لباس تولیدی این برند را در ردیف کالاهای قاچاق قرار میدهد. اگر قرار است برندی به ایران پول بدهد، باید سودی از فروش اقلام در ایران نصیب این کمپانی شود و این اصلا به معنای درآمدزایی از جیب مردم نیست.
در همه نقاط دنیا، تیمهای محبوب به واسطه حمایت هواداران و به همین صورت قراردادهای چند ده میلیاردی با برندها میبندند چون مطمئن هستند هوادارانشان از آنها حمایت میکنند. حقیقت به همین شفافیت است؛ ما میخواهیم لباس تیم ملی آبرومند باشد، اما حاضر نیستیم حتی یک قدم برای فراهم شدن زمینههای این آرزوی بزرگ برداریم تا تیم ملی ایران با اعتبار و قدرت، پای میز مذاکره با برندها بنشیند. در چنین فضایی همین که آدیداس رضایت داده با 75 درصد تخفیف به ما لباس بدهد، باید کلاهمان را به آسمان پرتاب کنیم.
رضا پورعالی
ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم