واقعیتی به نام امریکای منزوی

مواضع یکی دو هفته اخیر کشورهای عضو گروه 1+5 بویژه فرانسه از یک چرخش آشکار حکایت می کند. چرخشی که اگر چه نباید استراتژیک ارزیابی شود اما بسیار مهم و تعیین کننده می تواند باشد.
کد خبر: ۱۱۰۸۵۱

در پی این چرخش که رگه هایی از آن را حتی در اظهارات دولتمردان امریکا می شود دید ، پرسش از چرایی این چرخش خودنمایی می کند. پاسخ این پرسش را در محورهای زیر باید جستجو کرد:
1- پایداری جمهوری اسلامی ایران بر مواضع منطقی و قانونی خویش : تلاش کشورمان برای دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای ، ضمن آن که تلاشی قانونمند و در چارچوب معاهدات بین المللی است ، از منطقی محکم نیز برخوردار می باشد. لذا به لحاظ حقوق بین المللی و وجدان عمومی امکان محروم کردن ایران وجود ندارد. شناخت استحکام این موضع و پایداری کشورمان بر آن یکی از مهم ترین دلایل عقب نشینی و یا تضعیف موضع مخالفان ایران است ؛ نکته ای که تا پایان این ماجرا نباید از آن غفلت کرد. به اهمیت این نکته زمانی بهتر می توان پی برد که سرمایه گذاری گسترده امریکا و هم پیمانانش در عرصه دیپلماسی و دیپلماسی عمومی برای زیر سوال بردن این موضع و تضعیف پایداری ایران را درک کنیم. سرمایه گذاری که در مقاطعی ، باورهای سست برخی افراد و جریان های داخل کشور را نیز تحت تاثیر قرار داد.
2- عدم همراهی اکثر دولت ها با گروه 1+5: از جمله اغواگری های کشورهای این گروه و رسانه های تحت سلطه آنها ادعای اجماع جهانی علیه فعالیت های هسته ای ایران و یا انزوای جمهوری اسلامی ایران بود.بی پایه بودن این ادعا که می توانست آثار سیاسی و روانی عمیقی داشته باشد با مخالفت های پی درپی اکثر کشورهای جهان که در جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی متبلور شد، آشکار گردید و معلوم شد نه تنها اجماعی علیه فعالیت های هسته ای ایران وجود ندارد بلکه اکثر کشورها از حق ایران حمایت هم می کنند.
3- اختلاف در گروه 1+5: نه تنها اجماع جهانی علیه ایران شکل نگرفت بلکه بین اعضای گروه 1+5 نیز اختلافات ریشه دار و جدی آشکار شد؛ اختلافی که از تضاد یا رقابت در منافع ، تفاوت در رویکرد و نگاه متنوع کشورهای این گروه به آینده روابط در منطقه حساس خاورمیانه نشات می گیرد. ناکامی امریکا در همراه کردن پنج کشور دیگر با سیاست های افراطی خود و همراهی اکثر کشورهای جهان با حق ملت ایران در دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای ، واقعیت دیگری را آشکار ساخت و آن «انزوای امریکا» بود ؛ انزوایی که روز به روز افزایش می یابد.
4- پیروزی حزب الله در لبنان : این واقعیت را نمی توان کتمان کرد که حزب الله لبنان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران است و سرنوشت این جنبش عظیم و قدرتمند ، مستقیم با امنیت و منافع ملی ایران در ارتباط است . اقدام برنامه ریزی شده امریکا و اسرائیل برای حمله به حزب الله به منظور شکست این حزب و خلع سلاح کردن آن نیز اهداف متعددی را دنبال می کرد که از جمله آنها زمینه سازی برای فشار بیشتر به جمهوری اسلامی ایران بود. تردیدی وجود ندارد که اگر رژیم صهیونیستی و امریکا در این نبرد پیروز می شدند ، شرایط امروز جمهوری اسلامی ایران دشوارتر از قبل بود و حال که اسرائیل و امریکا در این نبرد شکست خورده اند نیز تردیدی وجود ندارد که آنها ناگزیر به تجدیدنظر در مواجهه خود با ایران هستند. شکست رژیم صهیونیستی و امریکا در نبرد 33 روزه این پیام را داشت «در شرایطی که حزب الله با این توان محدود از نظر عده و عده توانست ارتش چهارم دنیا را زمین گیر کند و اجازه دستیابی به اهدافش را ندهد ، ایران قدرتمند به طریق اولی هدفی دشوارتر و دست نایافتنی تر خواهد بود.»

پیامی که خواب امریکا و رژیم صهیونیستی برای تحقق خاورمیانه جدید را آشفته ساخت.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها