اما بعضا مشاهده میشود که افراد و جریانهای سیاسی در مواجهه با نهادهای حاکمیتی بیمحابا نقد میکنند بیآنکه متوجه مسئولیت اجتماعی خود باشند. این روزها فضای مجازی نیز زمینه را برای اینگونه رفتار، فراهمتر کرده و این افراد تصور میکنند اگر در فضای رسانهای و محیطی، اعتراضات خود را در پوشش افشاگری به سمع و نظر جامعه برسانند کاری درخشان انجام داده و از تضییع حقوق خود جلوگیری کردهاند. نمونههای فراوانی را در سپهر سیاسی کشور میتوان مثال زد که اصطلاحا اینگونه افشاگریها زمینه را برای مجادله میان افراد و گروههای سیاسی از یکسو با نهادهای حاکمیتی بهوجود آورده است. این رفتار که بعضا با عنوان نقد هیات حاکمه ارائه میشود در شرایط کنونی به مدد رسانههای مجازی به صورت وسیعتر انتشار مییابد و حتی در برخی محافل خصوصی و اماکن عمومی هم یکی از بهانهها برای گفتوگوهای چند نفره است. این در حالی است که نقد خیرخواهانه به طور کلی با این شیوه اعتراض، تفاوتهای اساسی و کلی دارد. در بسیاری از موارد، اعتراضاتی که بر این پایه صورت میگیرد و حاوی طرح ادعاهایی است که عمدتا مستند نیست یا مستندات آن در دسترس عموم قرار ندارد زمینه را برای تشویش اذهان عمومی فراهم میکند. مردم عادی، زمانی که در معرض انبوه اطلاعات قرار میگیرند معمولا ابزاری برای سنجش سره از ناسره ندارند و در نهایت مجموعهای از دادههای راست و ناراست در اختیار آنها قرار میگیرد و طبیعی است که هر کدام آنها هم با همین ابزارهای محدود، داوری خود را نسبت به آن اتفاق دارند. از کسانی که با تمسک به چنین شیوههایی صرفا برای مجادله با نهادهای حاکمیتی اعتراضات خود را به اسم انتقاد مطرح میکنند باید پرسید آیا از تبعات آن آگاهی دارند و آیا تضمینی وجود دارد که این شیوه باعث بیاعتمادی جامعه نسبت به نهادهای حاکمیتی و دستگاههای ذیربط نشود؟ هشداری که البته در خطبههای نماز جمعه این هفته تهران از سوی آیتالله امامیکاشانی نیز مورد تاکید قرار گرفت و خطیب جمعه تهران بر ضرورت در نظر داشتن منافع نظام تاکید کرد.
در این میان قطعا کسانی که خود مسئولیتی را بر عهده دارند یا در مقطعی از نظام، دستی بر قدرت داشتهاند بیشتر مورد توجه هستند و باید ملاحظات بیشتری را در نحوه عملکرد خود داشته باشند، چراکه هرچیزی از جمله نقد، ساز و کار خود را دارد و رفتاری که بعضا در روزهای اخیر شاهد آن هستیم در چارچوب نقد و نقادی جای نمیگیرد.
فتاح غلامی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم