مشاور امنیت ملی امریکا ، استفان هدلی در اظهارنظری تازه گفته است که ایران باید غنی سازی اورانیوم را به صورتی قابل تایید به حال تعلیق درآورد تا بتوان بر سر میز مذاکرات نشست.
کد خبر: ۱۱۰۴۵۱
در چند روز گذشته نیز جان نگرو پونته ، سرپرست اداره اطلاعات ملی امریکا یا رئیس هماهنگ کننده جامعه اطلاعاتی امریکا رسما اعلام کرد که امریکا حاضر است اشکال گوناگون از روابط را با ایران بررسی کند. این اظهارنظرها در حالی صورت می گیرد که جان بولتون ، نماینده انتصابی امریکا در سازمان ملل تلاش می کند با انجام مصاحبه های بدون هماهنگی با وزیر امورخارجه امریکا - خانم رایس - مطالبی را مطرح کند تا در شرایط جدید موانعی روانی برای بر هم زدن محاسبات به وجود آورد. در اصل نومحافظه کاران رادیکال تمامی سعی خود را در جلوگیری از تشکیل تفکر جدید در سیاست خارجی امریکا متمرکز کرده اند و قصد دارند از جریانی جدید که در حوزه نومحافظه کاران میانه رو در حال وقوع است ، جلوگیری کنند. خانم رایس در کاخ سفید تلاشهای خود را بر چندین درک جدید متمرکز کرده است . پذیرش همکاری متعادل با روسیه ، تعریف روابط غیررقابتی با اتحادیه اروپایی ، افزایش گام به گام همکاری با چین به همراه فهم جدید در معادلات خاورمیانه درخصوص ظرفیت آینده سازی در عراق و جبران محاسبه های غلط از تحولات افغانستان و کشف درک متقابل میان امریکا و ایران ، از شاخصهای جدید و جدی این فرآیند است . این تعاریف از سیاست خارجی با هژمونی طلبی سریع و تک مرحله ای و امنیت محور امریکا در گذشته تفاوت دارد. امروزه واشنگتن درک می کند که هیجان انقلاب های رنگین در آسیای میانه و استیلای یکجانبه گرا در خاورمیانه به مراحل پایانی خود نزدیک شده است و برای جلوگیری از این شکست پی در پی باید خطوط قرمز جدیدی را تعریف و درسهای جدیدی را تجربه کند. رهبری و صدارت جهان از نوع امریکایی برای مردم جهان غیرقابل پذیرش است و باید مدل جدیدی را که قابل توجیه باشد، مجددا طراحی کرد. درک روشن از معادلات موجود در سیاست خارجی به معنای عقب نشینی نیست بلکه به معنای ورود ملاحظات جدید در ساخت تصمیم درخصوص کیفیت سیاست خارجی جدید امریکاست . اگرچه سرعت وقوع این تغییر با آمادگی تیم بوش برابر نیست و هنوز بهانه گیری جریان ها و افراد ذی نفوذ و تحریکات به انواع مختلف ادامه دارد؛ اما به نظر می رسد برای رسیدن به یک محیط بین المللی متوازن و قابل تعادل باید شرایط و امکاناتی موجود باشد تا در یک بستر بین المللی فراگیر این قبیل مزاحم های فناتیک سیاسی در امریکا کنترل و مهار شود. روابط ایران و امریکا در گروگان برنامه هسته ای صلح آمیز ایران نیست بلکه در اصل و محتوا منوط به تغییر نگاه و تغییر رفتار امریکاست. این روابط را نمی توان با خصوصیات دوران جنگ سرد بنا نهاد زیرا در جهان امروز پیوستگی سیاست معنای جدیدتری یافته است . روابط ایران با روسیه قابل مقایسه با دوران جنگ سرد نیست و درک سازنده روبه جلوی ایران با اتحادیه اروپایی نیز غیرقابل حذف است . اصلاح ذهنیت و تصویر از ایران باید از حالت مصنوعی و مجازی در تصمیم گیران سیاست خارجی امریکا به مرحله جدید منتقل شود. این نیاز ایران نیست بلکه این ضعف شناخت سیاست سازان امریکایی است . سیاستمداران امریکایی اگر به چانه زنی های سیاسی دوستان انگلیسی خود در جلسات متفاوت دقت کنند ، مرز احساس و مرز منافع را بخوبی به دست خواهند آورد. لندن با توجه به تجربیات تاریخی خود و چگونه جان دادن امپراتوری بریتانیا در آسیای غربی و تا حدودی خاورمیانه تلاش می کند به فرزندان سیاسی خود در امریکا که امروزه خود به غولهای سیاسی تبدیل شده اند ، مسیرهای متفاوتی را آموزش دهد و به همین دلیل است که امریکا در انتخاب همکار درونزای خود در اتحادیه اروپایی ، میان انگلیس و آلمان دچار تردید می شود. امریکا نباید درباره نقش بین المللی خود اغراق کند و این همان دامی است که افزایش هزینه براساس نتایج جنگ جهانی دوم ، روسیه و اتحادیه اروپایی را دچار آن کرد. تحریفات روانی خودبزرگ بینی در آلمان هیتلری امروز به دست برخی عناصر مشکوک در حوزه نومحافظه کاران برای امریکای بوش تدارک دیده شده است اما کماکان فرصت بازتفکر و بازنگری در معادلات سیاست خارجی امریکا وجود دارد. به نظر می رسد دوران ابهام و خروج از دالان تاریک زمان کم کم فرا می رسد و وقت تغییر در معادلات سیاست خارجی است . مردم امریکا در جستجوی صلح ، عشق ، دوستی و عدالت هستند و سیاستمداران امریکایی باید راه مردم امریکا را بهتر شناسایی کنند. به نظر می رسد خانم رایس می کوشد در تهیه سخنرانی آقای بوش بیشتر تعیین کننده باشد و این توانایی را دارد تا در هدایت دیپلماتیک و مدیریت آینده از نقش بسزایی برخوردار باشد. اداره منطقی و مدیریت بحران های موجود در جهان نیاز اصلی روند بین المللی است. براستی نباید اجازه داد بحران سازها تصمیم سازی کنند.