فوتبالیست باید کمی پولکی باشد

خوان سباستیان ورون ، سال 1995از تیم اتودیانت به بوکا جونیورز آرژانتین پیوست و آنجا در مسیر پیشرفت قدم گذاشت ؛ اما یک فصل در بوکا بازی کرد و سپس راهی فوتبال اروپا شد.
کد خبر: ۱۱۰۳۸۲

در اروپا بود که مهارت هایش را در فوتبال به نمایش گذاشت و کم کم به بازیکنی کامل تبدیل شد. او چند سالی را در تیمهای سامپدوریا، پارما و لاتزیو بازی کرد. اوج درخشش او در تیم لاتزیو بود. پس از آن مورد توجه منچستریونایتد قرار گرفت تا این که در سال 2001 به این تیم معروف انگلیسی پیوست ؛ اما در سال 2002دوران سختی را گذراند که هرگز آن را از خاطر نخواهد برد. در جام جهانی 2002خیلی ها او را یکی از عوامل اصلی ناکامی آرژانتین و حذف زودهنگام آن به حساب آوردند. پس از جام جهانی ، ورون یک فصل دیگر در منچستریونایتد ماند و آن گاه راهی تیم چلسی شد. سرانجام در سال 2004به سری Aایتالیا بازگشت و این بار، پیراهن تیم اینترمیلان را تن کرد. آنجا بود که توانست گوشه هایی از دوران اوج خود را دوباره نشان دهد؛ اما تابستان امسال قولی را که 11سال پیش داده بود، عملی کرد. او سال 1995که عضو تیم اتودیانت بود گفته بود یک روز به این تیم بازخواهد گشت و حالا به قول خود وفا کرده است. وقتی می خواست از اینترمیلان جدا شود، 2 غول فوتبال آرژانتین ، یعنی ریورپولات و بوکا جونیورز، خواهان عقد قرارداد با ورون بودند، اما این بازیکن ترجیح داد به باشگاه اول خود بازگردد. ورون در مصاحبه با سایت فیفا توضیح داده که چرا تصمیم گرفته است به کشورش بازگردد و بی پرده و صریح از آرزویش برای پوشیدن دوباره پیراهن تیم ملی سخن گفته است:

چرا تصمیم گرفتی به آرژانتین برگردی؛

علت اصلی ، خانواده ام بود. وقتی به پایان یک دوره می رسید و کارها بر وفق مراد شما می شود، هیچ اقدامی بهتر از بازگشت به وطن و زندگی در آنجا نیست. دلیل اصلی بازگشت من این بود ؛ اما فراتر از آن ، رویایم برای بازگشت به باشگاهی بود که فوتبال حرفه ای ام را آنجا آغاز کردم. در ذهنم تردیدی برای بازگشت وجود نداشت و حالا با امیدها و انتظارات زیادی به آرژانتین آمده ام.

بوکاجونیورز و ریورپلات هر دو خواهان عقد قرارداد با تو بودند. پس چرا اتودیانت را برگزیدی؛

امکان بازی کردن برای تیمهای بزرگی چون بوکا و ریور همیشه وسوسه انگیز است ؛ اما فکر می کنم این کار را در گذشته انجام داده ام. در اروپا هم سال بازی کردم که مهمترین و بزرگترین مرحله زندگی یک بازیکن است ؛ اما حالا می دانم که بازی کردن برای تیمی بزرگ ، فشار زیادی بر من وارد می کند و به دنبال جایی آرام تر بودم. اتودیانت را خانه خود می دانم و اینجا مسوولیت ها تفاوت دارد و مطمئن هستم دوران خوبی را خواهم گذراند.

وقتی دوباره با هواداران اتودیانت یکی شدی ، چه احساسی پیدا کردی؛

در اولین روز که قرار شد برای اتودیانت بازی کنم ، با هواداران روبه رو شدم. شب پیش از مسابقه خوب نخوابیدم و مرتب به اولین رویارویی خود با هواداران فکر می کردم. لحظه ای که به ورزشگاه رفتم و با هواداران روبه رو شدم فهمیدم تصمیم درستی اتخاذ کرده بودم.

تو در لیگهای بزرگ ایتالیا و انگلیس بازی کردی. دوست داشتی در چه جای دیگری بازی می کردی؛

در اسپانیا، بویژه با رئال مادرید یا بارسلونا؛ البته همیشه صحبت درباره احتمال انتقالم به اسپانیا وجود داشت ؛ اما چیزی نهایی نشد. اینها مسائل مهمی نیست. مهم این است که برای خودم کارم را خوب انجام داده ام.

در کدام لیگ احساس راحتی بیشتری داشتی؛

در ایتالیا، چون آنجا پخته شدم. وقتی از بوکاجونیورز راهی ایتالیا شدم ، بازیکن کامل و با تجربه ای نبودم. فقط اصول فوتبال را می دانستم. ایتالیا به من شکل داد و مرا به بازیکنی حرفه ای تبدیل کرد. در انگلیس هم چیزهای زیادی آموختم و مسیر تکامل را بهتر پیمودم.

لیگهای ایتالیا و انگلیس چه تفاوت هایی با لیگ آرژانتین دارند؛

تفاوت اصلی در بازیکنان است. در آنجا هر تیم 6یا 7بازیکن سازمان یافته و باتجربه داشت. اینجا وضع فرق می کند. اینجا بیشتر بازیکنان جوانند؛ اما جوهر فوتبال را دارند. ساده و مستقیم بازی می کنند. برای باشگاه های آرژانتینی مقرون به صرفه است که بازیکن بفروشند نه این که بخرند. در نتیجه این بخت را پیدا نمی کنید که بازیکنان در حال پیشرفت را ببینید.

تجارت و به وجود آمدن بازارهای تازه بر بازیکن چقدر تاثیر گذاشته است؛

اینها برمی گردد به نیازهای بازیکنان. اگر یک نوجوان هفته ای هزار پزو درآمد داشته باشد و ناگهان این شانس را پیدا کند که چند ده برابر آن را به او بدهند و پول پرداختی یورو هم باشد، چگونه می توانید به او بگویید به اروپا نرود. فراتر از ورزش ، فوتبال وسیله کسب درآمد و گذران زندگی ماست ؛ بنابراین شما به عنوان بازیکن باید کمی تاجر باشید.

موضوع را عوض می کنیم. چرا فکر می کنی آرژانتین نمی توانست از مرحله یک چهارم نهایی جام جهانی 2006بالاتر برود؛

دلایل متعددی وجود دارد که نشان می دهد آرژانتین نتوانست آن طور که امیدوار بود به هدفهایش برسد. یک علت عمده این بود که رومن ریکلمه حمایتی را که نیاز داشت ، از آن برخوردار نبود. درباره او صحبت و بحثهای زیادی بود و در پایان از او می پرسیدند که چرا وظایف خود را خوب انجام نداد؛ اما مساله این است که یک بازیکن دیگر باید در کارهایش از او حمایت می کرد که آن بازیکن وجود نداشت.

به عنوان مثال ، مانند چه کسی؛

دوست داشتم لیونل سی یا پابلوآیمار را می دیدم. کارلوس ته وز هم خوب بود. این بازیکنان مهارت کافی برای کامل کردن ریکلمه را دارند. سرعت آنها بالاست و قدرت دریبل زنی در حال دویدن سریع را دارند. به همین علت گفته بودم که از او حمایت نمی شود. حالا باید قدر بازیکنان کنونی را بدانیم و بر ارزش آنها ارج بگذاریم ، ضمن این که بپذیریم هر کس مارادونا نمی شود. قرار نیست ما به خوبی مارادونا باشیم ؛ البته باید بگویم در جهان تنها کشورهای اندکی یافت می شوند که مثل آرژانتین این همه بازیکن مستعد داشته باشند.

وقتی به حرفهای تو گوش می کنیم ، جای تعجب خواهد بود که خوان ورون در آینده مربی نشود...

زندگی یک مربی مانند زندگی بازیکن است. فشار همان است ، شاید بیشتر. واقعیت این است که آرزو نمی کنم مربی شوم. ترجیح می دهم تجربه خود را در عرصه دیگری به کار گیرم مثلا رئیس شوم. یک رئیس یا مدیر در فوتبال ، لزوما پیش از آن بازیکن حرفه ای نبوده است.

امیدوارم به تیم ملی برگردم


با توجه به قابلیت هایش ، از انتخاب او شگفت زده نشدم. او پیش از این هم با تیم ملی کار کرده و موفق بوده است. حالا فرصت دیگری را به دست آورده است ؛ البته مدت زیادی طول کشید تا دوباره به تیم ملی باز گردد و همین مساله مردم را متعجب کرده است ، من فکر می کنم او انتخاب خوبی است. بله ، هنوز امیدوارم و این یکی از دلایل من برای ادامه فوتبال است. حالا مربی تازه ای آمده که افکارش با مربی قبلی تفاوت دارد که مرا انتخاب نکرده بود. اگر خوب بازی کنم و سرمربی تیم به من توجه کند، به او نه نخواهم گفت. من تشنه بازی کردنم و در سنی به سر می برم که می توانم هنوز به تیم ملی کمک زیادی کنم.




مترجم: جهانگیر چراتی
منبع: سایت فیفا
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها