در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مشاهدات را از اول روایت کنم؛پس از ورود به اسلامآباد غرب، اولین شهری که در مسیر ما بود و بر اثر زلزله آسیبدیده بود گفتههای ساکنان حکایت از سوءاستفاده افراد سودجویی داشت که پس از زلزله برای کسب سود بیشتر چادرهای مسافرتی را به دو یا سه برابر قیمت فروخته بودند، در ادامه تعداد زیادی از خانههای تخلیه شده جلب توجه میکرد که ساکنان آن بهخاطر خرابی و ترس لرزههای دوباره، خانههای خود را تخلیه کرده بودند و با وجود سرمای زیاد هوا ترجیح داده بودند در خیابان بنشینند. بعد در بیمارستان امام خمینی(ره) اسلامآباد غرب که فقط چند ماه از افتتاح آن بهدست وزیر بهداشت گذشته بود با ساختمانهایی نیمه مخروبه روبهرو شدیم در حالی که بخش قدیمی همان بیمارستان که سالهای زیادی از عمر آن میگذشت صدمات کمتری دیده بود و در نهایت مسئولان بیمارستان تصمیم گرفته بودند چند چادر را در حیاط بیمارستان سرپا کنند تا مصدومان احتمالی در آنجا و بدون تجهیزات تخصصی مداوا شوند. دوستی که رشته دانشگاهی او مهندسی عمران است و از قضای روزگار در کسوت روزنامهنگار این ماموریت را با هم شروع کردیم با دیدن ساختمان تخریب شده بیمارستان گفت این قابل پیگیری و بررسی است چون بیمارستان و مدارس باید بیشترین مقاومت و ضریب ایمنی را در برابر زمین لرزه داشته باشد. پس از آن راهی سرپلذهاب شدیم که بیشترین تخریب و تلفات ناشی از زلزله را داشت، در آنجا هم تنها بیمارستان شهر که روی سردر آن نوشته شده بود بیمارستان تخصصی شهدا، آسیبدیده و تخلیه شده بود و بیمارستانی صحرایی توسط نیروهای هلالاحمر در محل فرود هلیکوپتر برپا شده بود. تقریبا برق و آب همه شهر قطع شده بود و ناهماهنگی در بین امدادگران و افراد حاضر در آنجا موج میزد. در نهایت با گذشت دو سه روز از ماجرا اوضاع شهر سرپلذهاب بهتر شد و نیرو و دارو و امدادگر به روستاهای زیادی که کسی به آنجا سر نزده بود رفت. در ادامه ماجرا حضور نیروهای مردمی و خودجوش در این حادثه بسیار مشهود و پررنگ بود که با گذشت زمان خود به معضل منطقه تبدیل شد. این ماجرا تا جایی ادامه داشت که در اطراف خود افراد بسیاری را میدیدم که شماره حسابی داده بودند برای جمعآوری کمکهای نقدی و خرید کالا به زلزلهزدگان، از دوستان روزنامهنگار گرفته تا فعال سیاسی و ورزشکار و خواننده رپ و سلیبریتی و افراد پر فالور در شبکههای اجتماعی.
این رفتار باعث حضور افراد زیادی در منطقه شده بود و در ادامه میتوان آن را شیوهای ناخواسته برای دامن زدن به بیاعتمادی در بین جامعه دانست، آیا در بین این خیل عظیم کمککننده که اقدام به جمعآوری کمک برای آسیبدیدگان زلزله میکردند افرادی نبودند که مورد اعتماد هریک از ما باشند و لازم بود خودمان یا یکی از نزدیکانمان که به او اعتماد داریم راهی محل زلزله شویم؟ این ازدحام فقط روند امدادسانی را با مشکل روبهرو کرد. کاش از امروز و همین لحظه به فکر موارد بعدی و حوادث پیشرو باشیم تا مدیریت بحران انجام شود و بتوانیم به بهترین شکل آسیبدیدگان را یاری کنیم.
شاهد حلاجنیشابوری/ خبرنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: