موضوع ترافیک تهران در سالهای اخیر ، چه در دوران ریاست جمهوری خاتمی و شهرداری احمدی نژاد و چه در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد و شهرداری قالیباف همواره مطرح بوده ، اما در این میان هیچ کس مدیریت آن را به عهده نگرفته و در نتیجه گره ترافیک پایتخت هر روز کورتر می شود. شاید بتوان گفت این مشکل که اکنون به بحران نزدیک می شود ، به سالها پیش بازمی گردد درست زمانی که مسوولان کارخانجات خودروسازی کشور از تولید هزاران خودرو در روز و روانه کردن آنها به بازار داخلی خبر دادند و بر آن مباهات کردند. در آن زمان کمتر کسی به آنان خرده می گرفت که چرا نیمی از خودروهای تولید شده در کشور فقط روانه خیابان های تهران می شود و بدون درنظر گرفتن ظرفیت خیابان ها هیچ کس به تبعات چنین اقدامی نمی اندیشید. این گونه بود که در چنین شرایطی کمتر فعالیت اساسی برای اتخاذ راهکاری مناسب برای حل مشکل ترافیک از سوی مسوولان صورت گرفت و فقط به ساخت و راه اندازی چند بزرگراه اکتفا شد فعالیتی که هیچ گاه قابل مقایسه با حجم عظیم خودروهای در حال تردد در سطح شهر تهران نبود.
تاثیر مستقیم ترافیک بر زندگی شهری
اکنون ترافیک تهران به مرور از حالت نگران کننده به بحرانی جدی تبدیل شده است. در این راستا سیاست های متعدد و البته متفاوتی از سوی مسوولان اتخاذ شده که هیچ گاه نتوانسته پاسخگوی مناسبی برای معضل ترافیک باشد ، سیاست هایی چون محدوده طرح ترافیک ، ممنوعیت تردد خودروهای تک سرنشین ، طرح زوج و فرد خودروها و دهها طرح دیگر که فقط به مثابه مسکنی برای درد ترافیک تهران عمل کرده است . بی تردید اوج معضل ترافیک تهران طی سه سال اخیر بوده که براساس آن بارها شاهد تعطیلی مدارس به دلیل حجم بالای آلودگی ناشی از ترافیک بوده ایم اما تاکنون راهکار عملی برای حل این معضل اتخاذ نشده است . شاید بتوان گفت ایجاد دوربرگردان ها و حذف چراغ قرمزها مهمترین کاری بوده که در کنار احداث چند بزرگراه در دوره شهرداری احمدی نژاد توانسته قدری از مشکل بغرنج ترافیک تهران بکاهد و در دوره ریاست جمهوری خاتمی نیز او تنها با سپردن مدیریت ترافیک تهران به شورای عالی ترافیک اکتفا کرد مساله ای که بیشتر از آن که فعالیتی اجرایی باشد، تبدیل به حرکتی سیاسی شد و نتیجه ای برای کاهش مشکل دربر نداشت . از سوی دیگر براساس مصوبه مجلس شورای اسلامی ، مدیریت ترافیک تهران به عهده شهرداری است و دیگر نهادها باید تابعی از آن باشند ، در حالی که در حال حاضر چنین وضعیتی وجود ندارد و به عبارت بهتر ترافیک تهران نه متولی دارد و نه پاسخگو. آنچه در دوره شهرداری احمدی نژاد همواره بر آن تاکید می شد ، این بود که دولت به جای دخالت در وظایف شهرداری ها باید به کمک شهرداری بیاید و با حمایت از مصوبه های شورای شهر و تامین منابع مالی ، مدیریت شهری را در حل معضل ترافیک سرسام آور تهران یاری دهد.
تغییر شهردار و تکرار گلایه ها
طی ماههای اخیر تحولات جالبی در عرصه مدیریت ترافیک تهران روی داده است از یک سو احمدی نژاد که خود تا قبل از ریاست جمهوری در مقام شهردار تهران از عدم همکاری دولت شکوه می کرد ، رئیس جمهور شد و در کسوت دولت باید انتظارات مدیریت شهری از دولت را برای حل مشکل ترافیک پاسخ می گفت و از سوی دیگر محمدباقر قالیباف که در مقام رئیس پلیس ، منتقد جدی وضعیت ترافیک تهران بوده ، باید در مقام شهردار پاسخگوی وضعیت ترافیکی شهر باشد. او بارها در نشست های خبری خود اعلام کرده است که برای رفع مشکل ترافیک تهران باید اختیاراتی در سطح ملی داشت تا بتوان وارد عرصه شد. قالیباف با تاکید بر این که هیچ یک از طرحهای فعلی ، مشکل ترافیک را حل نمی کند از دولت می خواهد هر چه سریع تر لایحه مدیریت شهری را تدوین و اختیارات لازم را برای حل مشکلات شهری واگذار کند. به هر تقدیر اکنون در آستانه فرا رسیدن فصل بازگشایی مدارس و فصل ازدحام و ترافیک سنگین در خیابان های شهر ، آنچه باید بر آن تاکید کرد این است که مسوولان ذی ربط و نهادهای درگیر باید هر چه سریع تر تکلیف مدیریت ترافیک تهران را مشخص کنند و برای شهروندان مشخص کنند که اگر شهرداری مسوول ترافیک تهران است ، حوزه اختیاراتش چیست اگر نیروی انتظامی مسوول است ، راهکار اجرایی آن چگونه است و اگر دولت باید پاسخگو باشد ، حیطه مسوولیت آن در کجا مشخص شده است؛ چراکه این شهروندان هستند که ساعات زیادی از وقت خود را در خیابان های قفل شده تهران می گذرانند و تبعات روانی و اجتماعی آن را متحمل می شوند. بنابراین به نظر می رسد باید برای مدیریت ترافیک پایتخت چاره ای اندیشید.