در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، اواخر اسفند 94، خانوادهای افغان با مراجعه به آگاهی تهران از مفقود شدن پسرشان خبر دادند. رحیم به شکل غیرمجاز برای کارگری به ایران آمده اما ناپدید شده بود. پس از شش ماه جستوجو، رد پای یکی از دوستان رحیم در ماجرا کشف و او که به شیراز گریخته بود، دستگیر شد. فاروق در بازجوییها به قتل و مخفی کردن جسد رحیم در یک چاه 18 متری اعتراف و انگیزه خود را اختلافات ملکی اعلام کرد.
پس از خارج کردن جسد از چاه و تکمیل بازجوییها، پرونده برای صدور حکم در اختیار شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی قرار گفت.
صبح دیروز، وکیل اولیای دم در غیاب آنها درخواست قصاص کرد. سپس متهم گفت: «من و رحیم در ساختمان نیمهکارهای کارگری میکردیم. او هر روز مزاحم من میشد و درخواست ارتباط غیراخلاقی میکرد تا اینکه روز حادثه سراغم آمد و متوجه نیت شوم او شدم. وقتی دیدم دستبردار نیست، با پارچه قرمزی که همانجا بود خفهاش کردم و سپس جسدش را در یک چاه 18 متری انداختم و آن را پر کردم. ابتدا به افغانستان و سپس به شیراز متواری شدم، اما پلیس دستگیرم کرد.»
متهم در آخرین دفاع خود نیز گفت: «مقتول قمارباز بود و نیت غیراخلاقی داشت. من از خودم دفاع کردم.» در پایان دادگاه، قضات وارد شور شدند و متهم را بهقصاص محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: