در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ارابه دودی آوردند نشستیم به قصد مرودشت. رسیدنا خلایق را دیدیم که ازدحام کرده به قصد تماشا. فالوده شیرازی و سیب زمینی سرخ کرده و ذرت بلاد مکزیکوسیتی نیز به راه بود. تیکت خریده وارد محوطه شدیم. ستونهای عظیم و پرندگان اساطیری و باقی ماندههای تالارها و حکاکیهای بر سنگها حقیقتا هوش از سر آدمی میرباید. الحق که معماری و مهندسی و طراحی اش را با آپارتمانهای امروز روز که مقایسه مینماییم میفرماییم: زکی... یا حتی زرشک...! بسیار به قاعده و نیکو بود.
در خم و پیچ تالارها بودیم که بهعینه مشاهده فرمودیم دوسه جوان رعنا بر گردن تندیس این مرغ اساطیری دست انداخته و برگرده اش سوار و با وی فوتوی یادگار میاندازند. هرچه هم مامور طفلک محوطه دستور میدهند انگار نه انگار. بر دیگر ستونهای تختجمشید نیز دقت کرده مشاهداتی از این دست به وفور به نظر آمد... بر ستونی کنده بودند از آن روزی که سربازی بنا شد/جفا برما نشد بر دخترا شد! و بر لوحی دیگر دیگری نگاشته بود: دریای غم ساحل ندارد و در بغل مردی هدیه به دست که در صف ایستاده که چیزی تقدیم کوروش خان کند دیگری هم نگاشته بودm وf و قلبی هم کشیده بود که تیری از میان آن گذر کرده و قلب را قاچ داده بود که حقیقتا نفهمیدیم چه معنا میدهد.
به متولی باشی تخت جمشید گفتیم: شنیده بودیم کوروش کبیر مهربان بوده و اهل مدارا اما نه بدین حد که اجازت میداده رعیت به کاخ وارد شده و در و دیوار قصر خط و خال بیندازند. فوق النهایه خنده کرد فرمود: این شاهکارهای بعض رعیت همعصر خودمان است که چنین یادگار ارزشمند را به عدم میبرند.
فوق النهایه مغموم گشته و زرتمان قمصور شد. یادمان باشد برگشتیم به عصر خودمان کاغذ به دربار فرستاده معروض داریم کاخ و ابنیه هرچه میسازند از ساروج و فولاد بسازند که آینده این ممالک محروسه بعض رعایا با آن همان کنند که نادر با دهلی و چنگیز با نشابور.
برگشتنا به میرزاجلال الدین عرض کردیم: حقیقتا ملولیم، مارا از اینجا به جایی ببرد که غم این اتفاق بشورد و ببرد. فرمودند به مزار خواجه برویم که به فالی و غزلی و ساز و آوازی دستگیری کند از دل. در کالسکه دودی هستیم که این سیاهم مینگاریم . یک قاشق شربت آلبالوی فالوده شیرازی میرزاجلالالدین ریخت روی بساط دفتر و قلممان و تا دفترمان کامل آلبالویی نشده، جمع کنیم چرتی بزنیم تا سر مزار خواجه سرحال باشیم. زیاده عرضی نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: