این هم قلب کاهش وزن!

جامجم آنلاین: بسیاری از ما برای کشتن احساسات ناخوشایندمان مرتب غذا میخوریم. برای از بین بردن این احساسات بهتر است به جای خوردن بیاموزیم آنها را تشخیص داده ، تجربه کرده و بر آنها فائق شویم.
کد خبر: ۱۰۸۷۱۵

با یادگیری کنترل احساساتمان رابطه ما با غذا و با خودمان تغییر میکند. به این ترتیب اعتماد به نفس و خودباوریمان افزایش یافته و اغلب وزن از دست میدهیم.

1- ناامیدی: ما معمولا امیدواریم و یا انتظار عشق، درک، توجه، تقدیر، توجه و مهربانی، را داریم. زمانی که این امیدها یا انتظارات درک نشود احساس ناامیدی عجیبی شکل میگیرد. علت شدت زیاد این ناامیدی آن است که آنچه انتظار داریم یا به آن امیدوار هستیم اغلب برای بهبود ما حائز اهمیت است و برای بقای احساس به آنها نیاز داریم.
اما متاسفانه بسیاری از ما بخش اعظم زندگی خود را زیر خط فقر احساسی گذراندهایم. همواره امیدواریم این هدایای شگفت به دروازه قلبمان برسند، در حالی که دائما در ناامیدی به سر میبریم. چنین اتفاقی هرگز رخ نخواهد داد. ناامیدیهای مقطعی قابل کنترلاند. اما نوع مزمن آن تاثیر گستردهای بر زندگی خواهد داشت.
توصیههای زیر برای آنها که ناامیدی بر زندگیشان چیره شده مفید به نظر میرسند:
- فهرستی از موارد ناامیدی خود تهیه کنید. هر موردی را که به خاطر میآورید بنویسید. هیچ چیزی را از قلم نیندازید. با خواندن این فهرست بگذارید «خود» شما آن را حس کند، و اگر لازم میبینید گریه کنید.
- فهرستی از موارد عملکرد خود فراهم کنید. درباره چه ناامید بودید؛ به چه چیزهایی امید داشتید؛ فهرستی از امیدها و انتظارات تازه خود تهیه کنید.
نکته مهم در این مرحله عملکرد مثبت است. اگر به توجه، محبت، و دیده شدن توسط دیگران نیازمندید، این نیاز را بپذیرید و برای آن کاری انجام دهید. کاری که یک اقدام خلاقانه به شمار آید. از توقف بر ناامیدی دست بردارید.

2- محرومیت : گاهی برخی افراد دچار نوعی اضطراب و نگرانی از محرومیت از بعضی مواهب میشوند. برای مثال شخصی که به لحاظ نگرانی از تمام شدن مواد غذایی بیش از حد خرید میکند یا به سبب ترس از محرومیت از غذای کافی بیش از حد میخورد میخواهد بداند مشکل او چیست و چرا همواره احساس محرومیت میکند؛
در واقع مشکل چنین فردی گرسنگی فیزیکی نیست بکله او نیازهای غذایی و هیجانی را ادغام کرده است. در خانواده او غذا به وفور موجود بوده در حالی که عشق جایی نداشته، مرغ سرخ شده در این خانه وجود داشته اما توجه و محبت جایی نداشتهاند.
پایسیب ، غذای گرم و خوشمزه همیشه در دسترس بوده اما گرمی و صمیمیتی بین اعضای خانواده درک نشده است.
او در معرض محرومیت شدید عاطفی قرار دارد و آموخته که غذا را جایگزین عشق سازد بنابراین هر زمان که غذا میخورد تا حدودی از محرومیت دوران کودکی رها میشود.
عاقبت چنین فردی چه خواهد شد؛ بالاخره او با تلاش زیاد خواهد آموخت که احساسات واقعی مربوط به حس محرومیت خود را بیابد. او باید با درد محرومیت از عشق و محبت مواجه شده و اگر بخواهد میتواند عصبانی شده یا حتی بگرید.
اما بالاخره بهتر خواهد شد. او میآموزد که خود را بپذیرد ، همان «خود»ی که خانوادهاش هرگز نپذیرفتند.
از این پس یاد میگیرد خودی را که خانوادهاش بدان بیتوجه بودند دوست بدارد. او حتی درمییابد باید کمتر غذا بخورد بدون آن که احساس محرومیت از آن را داشته باشد.
نکته آخر: همه ما تحت تاثیر احساساتمان هستیم. هر چه این احساسات قویتر باشند ، اثر آنها بر ما بیشتر است.
خیلی اوقات نمیدانیم چه احساسی داریم زیرا سعی میکنیم آن را پنهان سازیم اما این احساس در الگوی رفتاری به ویژه الگوهای غذا خوردن ظاهر میشود.
اگر به خودمان توجه کنیم بسیاری از احساسات گم شده خود را مییابیم. با یافتن آنها در مسیر شفا و کنترل موثر بر خود قرار میگیریم. آنگاه میتوانیم زمان بیشتری را با احساسات خوشایند سپری کنیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها