در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سناتور «باب کروکر» هشدار داد «دونالد ترامپ» ایالات متحده را به سمت جنگ جهانی سوم میبرد. کروکر در مصاحبه با روزنامه «نیویورک تایمز» گفت از اینکه ترامپ مانند زمانی که مجری یک برنامه تلویزیونی بود، ایفای نقش میکند، نگران است.
وی با رد این نظر که ترامپ با گفتن اظهارات تحریکآمیز قصد دارد به پیشرفت مذاکرات «رکس تیلرسون» وزیر خارجه با کره شمالی کمک کند، تاکید کرد او با توییتهایی که میکند به همه ما آسیب رسانده است.
آغاز جدال لفظی
جدال لفظی میان کورکر و ترامپ از روز یکشنبه و در پی توییت ترامپ که گفته بود کروکر «التماس کرده بود» وزیر خارجه شود و مقصر اصلی حصول برجام است، آغاز شد.
جدال لفظی رئیسجمهور آمریکا و رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا درحالی ادامه دارد که ترامپ، کروکر را مسئول حصول برجام میداند. ترامپ نوشت: «باب کروکر توافق ایران را به ما داد... (درحالی که) ما نیاز به طرح سلامت و طرحی برای اصلاح و کاهش مالیات داریم. ما به کسانی که کار از آنها برآید نیاز داریم.» پیش از این ترامپ گفته بود: «او همچنین میخواست وزیر خارجه شود، اما من گفتم «نه، ممنون». او تا حد زیادی باعث و بانی این توافق وحشتناک با ایران است.»
کروکر نیز روز یکشنبه 8 اکتبر در پاسخ به ترامپ، در توییتر خود نوشت: «باعث شرمساری است که کاخ سفید تبدیل شده به آسایشگاه. گویا امروز صبح یکی از مسئولان آسایشگاه حضور نداشته است.»
در اینجا این پرسش مطرح میشود که چرا ترامپ که در دوره کمپین انتخاباتی خود به هیچ وجه سر جنگ با هیچ کشوری نداشت، یکباره به یکی از جنگطلبترین روسایجمهور آمریکا تبدیل شد که علنا در نشست سالانه سازمان ملل، سخن از نابودی یک کشور و ملت (کره شمالی) به میان میآورد.
برای پاسخ به این پرسش بناچار باید برخی زوایای سیاست آمریکا را بررسی کرد.
رقابت 3 ضلعی و قدرتیابی نومحافظهکاران در کاخ سفید
کارشناسان بر این باورند که از زمان روی کارآمدن دولت ترامپ، کشمکش سه گروه برای کنترل سیاست خارجی رئیسجمهور مردد آمریکا شدت یافته است. این سه گروه شامل محافظهکاران سنتی، راستهای ایدئولوگ و نومحافظهکاران هستند.
تکلیف بسیاری از ابهامات در سیاست خارجی آمریکا از جمله تنشهای شبهجزیره کره، برجام و روابط با اروپا میتواند متاثر از نتیجه این رقابت باشد. در هفتههای اخیر، با تضعیف راستهای ایدئولوگ به رهبری استیو بنن و خروج وی از کاخ سفید و تقویت محافظهکاران سنتی، احتمال دارد نومحافظهکاران با پرچم و چهرههایی جدید، دوباره نقشی اساسی در سیاست خارجی آمریکا بازی کنند. تا زمانی که استیو بنن بهعنوان ایدئولوگ راستهای افراطی در کاخ سفید حضور داشت، این گروه در رقابت با محافظهکاران سنتی و همینطور نومحافظهکاران برای گسترش نفوذ در کاخ سفید بود، آنها مهمترین مانع ورود افرادی چون جان بولتون یا الیوت آبرامز به تیم سیاست خارجی ترامپ در پستهایی نظیر وزیر امور خارجه یا قائممقام وزارت امور خارجه بودند. با این حال قدرت این گروه در چند مرحله بشدت تضعیف و درنهایت استیو بنن از کاخ سفید خارج شد.
گروه دوم متشکل از محافظهکاران سنتی، ژنرالهای بازنشسته بودند که بتدریج و پیوسته وارد دولت شدند و کمکم ضمن جلب اعتماد رئیسجمهور، قدرت آنها روزبهروز تقویت شد. ژنرال جیمز متیس، مهمترین فرد گروه بود، گروهی که با بهره جستن از اوضاع نابسامان تیم سیاست خارجی ترامپ و درگیریهای کاخ سفید خود را تقویت و تثبیت کردهاند. برکناری زودهنگام مایکل فلین و جایگزینی مک مستر به جای وی و سپس برکناری رئیس کارکنان کاخ سفید و جایگزینی وی با ژنرال کلی، موضع این گروه را تقویت کرده است.
جناح سوم بعد از شروع حرکتهای تضعیف بنن تلاشهایش را بشدت افزایش داد و از چند ماه پیش و پس از خروج استیو بنن سعی کرده با استفاده از خلأ موجود، مجددا برای ورود به دولت تلاش کند. این گروه با جلب حمایت لابیهای رژیم صهیونیستی سعی دارد از تضعیف جناح افراطیهای سفید کاخ سفید نهایت استفاده را ببرند. بیشتر تبلیغات درباره سختگیری بر ایران، خروج از برجام و همچنین اظهارات جنگطلبانه رئیسجمهور آمریکا علیه کره شمالی و «مرد موشکی کوچک» خواندن وی توسط گروه اخیر صورت میگیرد.
مدل ایدهآل برای نومحافظهکاران، بازتولید مناسبات زمان جورج بوش پسر با محافظهکاران سنتی است. از نگاه نومحافظهکاران، جیمز متیس وزیر دفاع و ژنرال مک مستر مشاور امنیت ملی ترامپ میتوانند همان نقش رامسفلد و دیک چنی را در دولت بوش ایفا کنند. چندی پیش بار دیگر صحبت از پیوستن جان بولتون به دولت ترامپ شده است. نیکی هلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل هم که با توصیه سناتور مارک روبیو به دولت ترامپ اضافه شد، تلاشهایش را برای تقویت جایگاهش در دولت ترامپ افزایش داده و از حمایت موسساتی نظیر بنیاد دفاع از دموکراسی و ایپک و نظایر آن برخوردار است.
به نظر میرسد «نئوکان»ها با حمایت از افرادی چون متیس و مک مستر بر آن هستند تا زمینههای تضعیف رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا را که این روزها اختلافات عدیدهای با ترامپ دارد، فراهم آورند.
راهبرد «ترامپ» و «اوباما» یکی است؛ تفاوت در تاکتیکهاست
رفتار و موضعگیریهای سخیف دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بویژه در پیامهای توییتری، واکنش منفی بسیاری از نخبگان سیاسی این کشور را برانگیخته است تا جایی که باب کروکر، رئیس کمیته روابط خارجی سنا معتقد است توییتهای ترامپ باعث تضعیف دیپلماسی آمریکا شده است. درهمین زمینه با دکتر محسن جلیلوند، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و کارشناس ارشد روابط بینالملل گفتوگو کردهایم که ماحصل آن در پی میآید:
موضعگیریهای دونالد ترامپ در زمینه سیاست خارجی که گاهی متناقض به نظر میرسد، چگونه قابل تحلیل است؟
نظرات رئیسجمهور آمریکا در مورد سیاست خارجی حداقل با دیدگاههای پیشین خود وی در تناقض نیست. دونالد ترامپ از ابتدا خط سیاست خارجی خود را مشخص کرده است. این موضعگیریها با نظرات برخی نمایندگان کنگره همخوانی ندارد و این موضوع حکایت از آن دارد که کاخ سفید با کنگره در رابطه با نحوه برخورد با برخی موضوعات سیاست خارجی از جمله کرهشمالی و ایران به یک جمع بندی نهایی نرسیده است. با توجه به اینکه نظام سیاسی آمریکا، ریاستی است و رئیسجمهور از جایگاه قدرت برتری برخوردار است، به نظر میرسد سیاست دونالد ترامپ پیش خواهد رفت.
دونالد ترامپ در زمینه سیاست خارجی استراتژی ویژهای دارد یا مانند راهبرد بوش پسر عمل میکند؟
جورج بوش (چهل و سومین رئیسجمهور آمریکا) در دوران زمامداری خود سه کشور عراق، کرهشمالی و ایران را بهعنوان کشورهای محور شرارت مطرح کرد. عراق که با حمله نظامی و تغییر رژیم سیاسی مواجه شد. کرهشمالی هم با آزمایشهای متعدد هستهای و موشکی راه تقابل را در پیش گرفت و ایران با فراست مسیری را طی کرد که متضمن تامین منافع ملی خود بود. اکنون دونالد ترامپ مشغول سنجش وضعیت و تحولات میدانی است به این دلیل که همزمان از جنبههای مختلف از جمله سیاسی، نظامی و... قادر نخواهد بود در دو جبهه جنگ را شروع کند. شاخص مبنایی سنجش وضعیت هم محاسبه سود و زیان است. لازم به یادآوری است که اقدامات آمریکا در شرق آسیا، این کشور را مجبور میکند موضع چین و روسیه را لحاظ کند. در منطقه غرب آسیا و خاورمیانه هم باید به دیدگاههای اتحادیه اروپا توجه کند.
راهبرد سیاست خارجی دونالد ترامپ چه همپوشانیهایی با سایر روسای جمهور پیشین آمریکا دارد؟
به نظر من استراتژی بوش، باراک اوباما و دونالد ترامپ یکی است و اختلاف در تاکتیکهاست. اصل استراتژی آمریکا برخورد با سه کشور عراق، کرهشمالی و ایران بود. عراق از این فهرست خارج شد و اکنون دو کشور دیگر باقی هستند. جورج بوش با حمله مستقیم نظامی و به تعبیری «قدرت سخت» با کشورهای به اصطلاح متخاصم آمریکا برخورد کرد. باراک اوباما جنگ نرمی را آغاز کرد و سعی داشت با اعمال تحریم ها، بنیه اقتصادی کشور هدف را تضعیف کند. انتخاب تاکتیکها و اعمال آن در حوزههای موردنظر، بستگی به تامین منافع نظام سرمایه داری ایالات متحده دارد. سخنرانی آینده رئیسجمهور آمریکا چگونگی موضعگیری وی را مشخص خواهد کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: