ریشه‌های خشونت‌های اخیر در ایالات متحده

تبعیض، نابرابـری و آزادی اسلـحه

تقریبا به صورت روزانه اخباری پیرامون ارتکاب جرم و جنایت و خشونت در ایالات متحده آمریکا شنیده می‌شود.
کد خبر: ۱۰۸۰۸۹۳

اساسا خشونت در سطوح مختلف جامعه آمریکایی به صورت نهادینه درآمده است و حتی در عرصه‌های سیاسی هم برخی از مروجان خشونت و نابرابری به عنوان مقامات اجرایی و تقنینی در ایالات متحده آمریکا مشغول فعالیت هستند و در ایالت‌های مختلف هم از پایگاه و رسانه برخوردارند. هادی اعلمی فریمان، کارشناس مسائل آمریکا در گفت‌وگو با جام سیاست به لحاظ تاریخی موضوع خشونت و گرو‌ه‌های خشونت‌طلب در ایالات متحده را مورد بررسی قرار داده است.

دلایل اصلی خشونت در آمریکا چیست و چرا ما همواره با اخباری مبنی بر کشت و کشتار در جامعه آمریکایی مواجه می‌شویم؟

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در شرایط کنونی جامعه آمریکا با آن روبه‌روست، مساله سلاح است. با توجه به متمم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا که سال‌ها پیش مجوز حمل سلاح را به کل شهروندان آمریکا داده، در شرایط فعلی برابر با برآوردها 42 درصد از جامعه این کشور که شامل تقریبا نیمی از جمعیت کل می‌شود انواع سلاح‌ها را در اختیار دارند. اگر بخواهیم ریشه‌یابی کنیم بحث سلاح به تاریخ اولیه تشکیل ایالات متحده آمریکا برمی‌گردد. در آن زمان دو سیستم فدرال و آنتی‌فدرال در تشکیل کشور ایالات متحده فعال بودند. در این میان افرادی که در سیستم ضدفدرال فعال بودند، رویکرد بیشتری نسبت به ناسیونالیسم داشتند. افرادی با چنین پشتوانه فکری هم از همان ابتدا تمایل داشتند که برای داشتن سلاح مجوز داشته باشند. به عبارت دیگر اقوام اولیه اروپایی که در این سرزمین ساکن شدند از همان اول همواره از آزادی سلاح در این کشور دفاع کردند. این روند همیشه در آمریکا تکرار شده است.

این موضوع تا چه اندازه به شرایط سیاسی و عملکرد مقامات حقوقی و تقنینی آمریکا برمی‌گردد؟

اگر نگاهی به سوابق و کارنامه مذاکرات کنگره و کمیته‌هایی که در این کنگره تشکیل می‌شود، بیندازیم همیشه با دو گروه مواجه می‌شویم که بحث‌های اصلی کنگره و انتخابات روسای جمهوری ایالات متحده حول دو محور بوده، موافقت یا مخالفت با اصل داشتن اسلحه و آزادی استفاده از آن. این موضوع حتی یک لابی در میان لابی‌های سیاستگذاری آمریکا ایجاد کرده است. آنهایی که موافق داشتن اسلحه بودند تاکنون موفق‌تر از مخالفان داشتن اسلحه بودند. این برمی‌گردد به این موضوع که به لحاظ ریشه‌ای بسیاری از آمریکایی‌ها علاقه به حمل سلاح دارند. این روند از ابتدای تشکیل ایالات متحده بوده تا این که به شرایط فعلی می‌رسیم. قبلا گفته شد که بیش از 42 درصد از مردم آمریکا سلاح در اختیار دارند، طبعا اگر کسی اجازه حمل سلاح را داشته باشد اگر زمانی درگیر تنش و چالش و منازعات اجتماعی در سطح فردی یا اجتماعی شود، بالاخره ناگزیر و در صورت غلبه خشم از سلاح استفاده می‌کند. این مساله به صورت مکرر در ایالات متحده آمریکا در حال بروز است. براساس همان رویکرد اولیه ما ملیشیاهای ایالات متحده را داریم که به صورت دائم سلاح در اختیار دارند. از سویی دیگر کسانی که به شکار علاقه دارند طبعا سلاح در اختیار دارند. دسته‌های دیگری هم هستند که همیشه سلاح در اختیار دارند. این افراد عمدتا اگر در درگیری‌ها حضور پیدا کنند، احتمال استفاده از اسلحه بسیار بالا می‌رود. بنابراین از یک منظر می‌توان حادثه اخیر لاس‌وگاس را که باعث کشته شدن 59 نفر و زخمی شدن بیش از 500 نفر در این شهر شد را ناشی از تبعات داشتن و آزادی سلاح در دست مردم آمریکا دانست. وقتی خشونت‌ها در جامعه آمریکا سرریز می‌شود و جامعه هم آبستن التهاب‌ها و تنش‌های گوناگون است طبیعی است که در چنین شرایطی دارندگان سلاح با تکیه بر همان آزادی‌های موجود می‌توانند از سلاح برای فرونشاندن خشم خود استفاده کنند.

صرف‌نظر از آزادی‌های موجود در داشتن سلاح و حمایت‌های قانونی که از این مساله می‌شود اساسا جامعه آمریکا در عرصه‌های مختلف اجرایی، سیاسی، اجتماعی و... بسیار ملتهب است و گویی که اساس خشونت در این جامعه نهادینه شده است. برخورد پلیس با سیاهپوستان،‌ برخوردهای اجتماعی و سیاسی با رنگین‌پوستان، مساله جنسیت و خشونت‌های جنسی و رفتار با زنان و کودکان و... همه ازجمله مواردی است که نشان می‌دهد این جامعه با چنین پشتوانه‌ای و به لحاظ طبیعی آبستن هر گونه خشونت در سطوح مختلف اجتماعی است. به نظر شما ریشه این بحران‌های اجتماعی در کجاست؟

به تصور من این بحران‌های اجتماعی و گسل‌ها در جامعه ایالات متحده آمریکا حل نشده باقی مانده است. موضوع سیاهپوستان، مهاجران، رنگین‌پوستان و... همچنان به عنوان مسائل حل نشده در جامعه آمریکا باقی مانده است. الان هم شاهدیم که اگر بحرانی درباره سیاهپوستان اتفاق می‌افتد این ناشی از وجود تبعیضی است که در بخشی از جامعه آ‌مریکا در مورد سیاهپوستان و سفیدپوستان همچنان وجود دارد و این مساله همچنان لاینحل باقی مانده است. شدت و ضعف این تبعیض‌ها و نابرابری‌ها در دوره‌های مختلف متفاوت است و در بعضی از دوره‌های ریاست جمهوری این تبعیض کمرنگ می‌شود و در برخی از دوره‌های دیگر ریاست جمهوری هم به صورت پررنگ جلوه می‌کند. در دوره ریاست جمهوری اوباما، دولت سعی می‌کند که وارد یک گفت و‌گوی مثبت با تمام اقشار جامعه شود، اما در دوره‌‌ای مثل دوره کنونی که همزمان با ریاست جمهوری دونالد ترامپ است شرایط متفاوت می‌شود.

در این دوره اطرفیان ترامپ مثل استیو بنون و دیگر کسانی که به عنوان مشاوران ریاست جمهوری به شمار می‌آیند، شاهدیم که تبعیض‌ها و نابرابری‌ها علیه سیاهپوستان و رنگین‌پوستان تشدید‌ می‌ شود. همین استیوبنون که در دوره انتخابات ریاست جمهوری اخیر اصلی‌ترین مشاوره‌ها را به دونالد ترامپ داده، ازجمله کسانی است که در بحث‌های مربوط به شکاف‌های طبقاتی نقش اصلی را به عهده دارد. اساسا کسانی در سطوح بالای مدیریتی آمریکا به درگیری‌های مذهبی و فرقه‌ای معتقد هستند. همین بحران‌ها و تنش‌های قومی و طبقاتی در جامعه آمریکا و لاینحل باقی ماندن آنها به عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل و عوامل بروز خشونت در این کشور محسوب می‌شود.همین الان در تمام ایالت‌های آمریکا، ملیشیا‌ها یا شبه‌نظامیان که معتقد به برتری نژاد سفید بر سیاهپوستان و رنگین‌پوستان هستند از پایگاه‌های متعدد برخوردارند و سلاح در اختیار دارند و حتی از رسانه‌ها هم بهره‌ می‌برند. اگر زمانی کوکلوس کلان‌ها را به عنوان عوامل اصلی خشونت در جامعه آمریکا خطاب می‌کردند در شرایط کنونی کماکان زائده‌های آنها در این سرزمین
مشغول فعالیت هستند.

گفت‌وگو: فتاح غلامی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها