در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر آدمهای صادقی هستیم این فضا میتواند شاخص خوبی باشد برای عیار ادعای ما. اگر ما رفتارهای خودمان را در فضای عمومی تحلیل کنیم شاید تا حدودی گمراهکننده باشد. در فضای بیرونی تحت تاثیر آداب و رسوم و فرهنگمان و البته نظارت و کنترل بیرونی ما مجبور به رعایت برخی قواعد هستیم، اما از این قیود که رها میشویم خود واقعیمان ظاهر میشود،آن خود واقعی در همین فضای مجازی است.
البته نکته مهم در این میان این است که به نظر میرسد افرادی به این رفتار ریاکارانه ما پاداش میدهند! یعنی اگر ما این گونه هستیم تا حدود زیادی ما را هل دادهاند به این سمت. عاملیت ما آنقدر عامل نیست و ما خودمان کننده کارهایمان نیستیم. ساختارهایی وجود دارند که نوع خاصی از ما را بر اساس اعمال قدرت میسازند. به این مفهوم که در بسیاری از جاها برای بقا مجبور به ریاکاری و دروغ میشویم. چراکه اگر مخالفتمان را به صورت علنی عنوان کنیم، حذف میشویم. این یک شیوه بقا و پاداشدهی است برای حفظ شغل یا رسیدن به منصب بهتر. باید رضایت دیگرانی را برخلاف میل درونی جلب کنید همین است که از ما یک بازیگر میسازد. چنین جوامعی افراد متنوع را نمیپسندد و آدمهای یکسان و مطیع را تربیت میکند.
البته در این میان باید دقت کنیم افراد پرخاشگر حاضر در شبکههای اجتماعی کلیت جامعه ایران نیستند. به همین دلیل تعمیم دادن رفتارشناسی این افراد به کل جامعه اشتباه است. نمیتوانیم حجم بالای جمعیت ساکت حاضر در این شبکهها را نادیده بگیریم و اقلیت بیاخلاق حاضر را تعمیم به ایرانیها بدهیم، اما چیزی که مشخص است این که بالاخره این اقلیت وجود دارد و ظاهرا در بسیاری از جوامع دیگر وجود ندارد.
این مورد را اگر از نظر ساختاری تاریخی نگاه کنیم باید این افراد را به نوعی قربانی همین رفتار در فضای واقعی بدانیم که شبکههای مجازی را محل خوب و مناسبی برای بروز چنین رفتارهایی میدانند.
دکتر مازیار طلایی
جامعهشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: