در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او قرار بود 15 دقیقه صحبت کند، اما سخنرانی او بیش از 40 دقیقه به طول انجامید. سخنان او درباره ایران ناشی از مشقی بود که نتانیاهو و لابی صهیونیستی برای او طراحی کردند. او در این سخنرانی سعی کرد میان دولت و ملت ایران تفاوت ایجاد کند. او تلاش داشت که این مطلب را القا کند که ملت ایران به لحاظ فرهنگی غنی هستند و تمدنساز، اما حکومت ایران دیکتاتوری است، اما پوشش دموکراسی دارد.
به این نکته هم باید توجه کرد که او مشاوران ایرانی هم در تیم خود دارد که گاهی از مشورت آنها استفاده میکند. او سخنانش را با صراحت بیان میکند و تفاوت او با سایر روسای جمهور آمریکا این است که آنها اهداف قلمبه و پیچیده را در الفاظ دیپلماتیک به خورد مخاطب میدهند. در جریان کودتای علیه دولت مصدق آنها با هدف دفاع از دموکراسی به جنگ با دموکراسی آمدند. بهانه آنها این بود که مدعی شدند ما نمیخواهیم کشور ایران وابسته به شوروی شود. اگر بنا باشد که پیرامون تروریسم سخن بگویند بهگونهای حرف میزنند که ذات تروریسم بسیار بد است و با بیان این مقدمه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عنوان حامی تروریسم معرفی میکنند. این لفاظیها البته با زبان دیپلماتیک بیان میشود. ویژگی دونالد ترامپ این است که سطح متوسط به پایین جامعه سخنان او را میفهمند. او به هرحال انسانی تاجر مسلک است و براساس همین روحیه برآن است که در دلها هراس بیفکند تا در پی آن امتیاز بگیرد. زمانی که کنفرانس پاریس درباره آب و هوا برگزار شد او در دل اروپاییها هراس انداخت و آنها را تهدید کرد که آمریکا نمیخواهد در این زمینه همکاری کند. چنین رویکردی را در ناتو و آژانس انرژی هستهای هم به کار برد. در کنار این موضوع در دوران رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری شعارهای کلی مطرح کرد مبنی بر اینکه هزینههای خرج شده در خاورمیانه از سوی آمریکا میتوانست ساخت مسیر جادهای ایالات متحده را تکمیل کند. ترامپ با این گفتهها و رفتار، پشت و روی جامعه آمریکا را به مردم ایران نشان داد. البته باید در نظر داشت که این نحو صحبت کردن از سوی دونالد ترامپ مورد حمایت سفیدپوستان و جامعه آمریکایی حامی او است. چون از رقیب دموکرات او خسته شدهاند. اما نخبگان آمریکایی با این نوع ادبیات مشکل دارند. وقتی جامعه نخبگانی آمریکایی این نوع ادبیات را نپسندند طبعا سیاستمداران اروپایی هم این واکنشها را مورد ارزیابی دقیق قرار میدهند. آنها تحولات جامعه آمریکایی و تنشهای بوجود آمده بر سر رفتارهای ترامپ را رصد میکنند.
اگر ترامپ توانست بر اوضاع مسلط شود رویکرد اروپاییها متفاوت خواهد بود. به هر حال ترامپ یک تاجر مسلک است که هیاهوی او برای گرفتن امتیاز است. او جنجال میکند تا امتیاز بیشتری بگیرد. شیوه او درباره برجام هم از همین خصلت پیروی میکند. او منتظر گرفتن امتیاز از ایران است. البته ترامپ متوجه این قضیه نبود که سخنرانی ارائه شده از سوی او در جایگاه مجمع عمومی سازمان ملل متحد است و او نباید چنین ادبیاتی را در این جایگاه به کار میبرد، به خاطر اینکه مخاطبان او مردم آمریکا نبودند، بلکه سیاستمداران کشورهای مختلف و مردم دنیا شنونده سخنان او بودند. جایگاه سازمان ملل محل ایراد سخنانی با الفاظ و ادبیات نرم است. چون سازمان ملل محلی است برای حل معضلات و مشکلات دیپلماسی، نه جای صحبتهای خشن. از سویی دیگر او گمان میکرد با کنار هم قراردادن نام ایران و کره شمالی در مقابل یکدیگر میتواند اتحاد و اجماعی را در بین سیاستمداران کشورهای مختلف بوجود آورد. همانگونه که چنین رویهای را در برابر کره شمالی در پیش گرفت و موفق به فرآهم آوردن اجماعی علیه این کشور در عرصه بینالمللی شد. در صورتی که مقوله فعالیتهای هستهای در کره شمالی با ایران کاملا متفاوت است و جهانیان درباره ایران نگاه دیگری دارند. از سویی دیگر او گمان میکرد که با تفکیک قائل شدن میان ملت و حکومت ایران میتواند بین آنها جدایی بیندازند. در این زمینه هم اشتباه کرد چون مردم ایران همچنان نظام جمهوری اسلامی را دوست دارند. حضور مردم در راهیپماییهای مختلف و شرکت آنها در انتخابات گوناگون حاکی از پیوستگی میان جامعه و نظام ایران است.
دکتر احمد بخشایشی اردستانی/ استاد دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: