او از جمله کارگردانهایی است که وسواس و سختگیری اش در میان اهالی سینما و تلویزیون زبانزد است به گونه ای که طبق گفته همکارانش بارها فیلمبرداری به دلیل آن که لوکیشن چیده شده به نظرش مناسب نیست تعطیل شده
کد خبر: ۱۰۷۸۳
و او یکه و تنها، راه بیابان و کوه و دشت را در پیش گرفته تا لوکیشن مناسب را در دل کوهها و بیابان های اطراف "میمه " محل تولد خود پیدا کند، معروف است که تنها علیرضا افخمی )ناظر کیفی شبکه سوم سیما( زبان این فیلمساز بدقلق را بخوبی می فهمد و تنها او می تواند احمدجو را
ویژه نامه رادیو تلویزیونی تماشا، ضمیمه شماره 614 ،روزنامه جام جم ، شنبه 8 تیر81
نامه : من شراره ،65 سال دارم و قریب به نیم قرن و بلکه بیشتر است که در حسرت بازیگر شدن می سوزم و می سازم ؛ لطفا این کمینه را راهنمایی کنید که چطور می توانم در فیلمی ، سریالی ، مستندی چیزی ، نقشی ولو کوچک بازی کنم و این آخر عمری به رویایی که حالا دیگر صاحب قران شده است، جامه عمل بپوشانم
بخشی از نامه خواهر مادر شراره 65 ساله
رهنمود: مادر شراره !، می توانستیم با یک راهنمایی کلیشه ای و سر هم کردن این پاسخ تکراری که "مثلا به فکر درس و مشق و اتمام تحصیلاتتان باشید و ان شاءالله در فرصت مناسبتری راجع به شغل و حرفه آینده تان تصمیم بگیرید"، شما را سر دوانده و دنبال نخود سیاه بفرستیم ؛ اما از آنجا که می دانیم کار شما از این حرفها گذشته و تا بیایید تحصیل کنید،110 ساله شده و همان طور که رسم دنیاست ، ریق رحمت را سر کشیده اید، بخشی از گزارش ویژه نامه تماشا را به عنوان سرنخ ، در صدر نامه شما قرار دادیم تا رهنمودی را که می خواهیم بدهیم، مستند به سند معتبر بوده باشد.مادر شراره ! ابتدا ترک دیار کرده و در شهر میمه اصفهان زادگاه امرالله احمدجو نویسنده و کارگردان بدقلق "تفنگ سرپر" توطن اختیار نمایید.از آنجا که برادر امرالله احمدجو کارگردان سریال به یاد ماندنی "روزی روزگاری " نذر دارد که تمامی سریال هایش را در همان بیابان های میمه و با شرکت همشهری هایش بسازد، دیر یا زود سروکله اش در آن حوالی پیدا شده و شما را هم جزو دیگران برای بازیگری و هنروری در صحنه های کثیرالعده و عده سومین سریالش، استخدام خواهد نمود.اگرچه دلمان قرص است که شما در همین مرحله به آرزویتان خواهید رسید؛ ولیکن من باب احتیاط عرض می کنم اگر به فرض محال نتوانستید همشهری بودنتان را با برادر احمدجو به اثبات رسانده و نقشی به عهده بگیرید، ناامید نشوید و با حفظ وقار و خونسردی ، منتظر روزی باشید که برادر نامبرده سر یکی از صحنه ها، از لوکیشن چیده شده خوشش نیاید و طبق عادت سر به بیابان بگذارد، در این موقع شما هم شال و کلاه کرده و ضمن برداشتن چندین مشک پر از آب خنک و شربتهای گوارا، در بیابان های اطراف میمه ، سر به دنبال ایشان بگذارید و در موقع مقتضی با تعارف قدحی شربت به لیمو یا بیدمشک ، قاپ این کارگردان بدقلق را دزدیده و به صف هنرمندان زحمتکش تلویزیون بپیوندید. ضمنا اگر در این مرحله هم دستپاچه شده و توفیقی به دست نیاوردید، لطفا از میمه خارج شوید و در سرازیری جام جم ، دامن برادر علیرضا افخمی را بگیرید که به گفته گزارشگر ضمیمه تماشا، فقط ایشان "زبان این فیلمساز بدقلق را می فهمد" و راه ورود به این عوالم، بر ما خاکیان بسته شده است.