در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، چند روز پیش مردی به پلیس آگاهی زرندیه استان مرکزی رفت و راز جنایتی را که پدرش چهار سال پیش مرتکب شده بود، فاش کرد.
مرد جوان به افسر تحقیق گفت: برادر 27 سالهام اعتیاد داشت. او را بارها برای ترکاعتیادش به کمپ منتقل کردیم، اما او ترک نمیکرد و چهار سال پیش یکباره ناپدید شد. زمانی که از پدرمان سراغ او را گرفتم، پاسخ درستی به ما نداد. ما ماجرای گمشدن او را به کلانتری محلهمان خبر دادیم. اما بعد از آن دیگر از او خبری نشد.
وی افزود: در این سالها همچنان چشم امید به بازگشت برادرم را داشتیم. چند ماه بعد از ناپدید شدن برادر جوانم، پدرم گاهی به کنجی از حیاط خانه میرفت و ساعتها گریه میکرد. این کار هفتهای چند بار تکرار میشد. نمیدانستیم چرا در کنج حیاط مینشیند و گریه میکند.
چهار سال از این ماجرا گذشت تا اینکه چندی پیش پدرمان فوت کرد. او حتی در آخرین روزهای زندگیاش همچنان به کنج حیاط میرفت و گریه میکرد. بعد از مراسم خاکسپاری پدرم، حس عجیبی داشتم و تصمیم گرفتم گوشه حیاط خانه را بکنم تا شاید بفهمم درآنجا چه بوده که او اینچنین بیتابی میکرد.
مرد جوان ادامه داد: همینطور که کنج حیاط را میکندم، ناگهان متوجه بقایای اسکلت انسانی شدم. تصور میکنم اسکلت متعلق به برادرم است که پدرم بالای قبر او گریه میکرد.
سرهنگ محمدرضا روشندل، فرمانده انتظامی شهرستان زرندیه در این باره گفت: بررسیها نشان داد جسد متعلق به پسر گمشده بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: